پروانگی
قالب وبلاگ

 

مصاحبه برگ برنده هر خبرنگاری است. این بخش می تواند ‏به انجام یک مصاحبه بهتر کمک کند.‏

سه قانون طلایی برای انجام یک مصاحبه‏

از قبل آماده بشوید؛
از قبل آماده بشوید؛
از قبل آماده بشوید؛

‏1. آمادگی

آمادگی شرط اول یک مصاحبه خوب است. فرض کنید زمان کمی تا مصاحبه ‏مانده است، - دبیر سرویس شما را ‏به فرودگاه می فرستد تا با یک دیپلمات ملاقات کنید. ‏تمام پیشینه ای را که می توانید پیدا کنید به دست بیاورید و تا ‏فرودگاه این اطلاعات را زیر ‏و رو کنید، چند موضوع را برای صحبت انتخاب و سؤال‌تان را مشخص کنید.‏

اگر وقت بیشتری دارید، در روزنامه ها، کتاب ها، و سایت های اینترنتی (با احتیاط! نمی ‏شود به همه سایت ها ‏اعتماد کرد) گشت بزنید و درباره فردی که می خواهید با او مصاحبه ‏کنید اطلاعات به دست بیاورید و بعد ‏سؤالات‌تان را بنویسید.‏

‏ سعی کنید خبری را که قصد دارید بنویسید در ذهن تان کمی بپرورانید.‏

اگر چه خوب است از قبل سؤالات خود را آماده کنید، اما سعی کنید اسیر فهرست سؤال‌‏هایی که پیش رو دارید ‏نشوید؛ چون ممکن است دیگر به جواب ها توجه کافی ‏نکنید و سؤالات پیرو را (که می توانید در پی برخی از ‏جواب ها بپرسید) از ‏دست بدهید. همیشه منتظر زوایای جدید و تغییرات غیرمنتظره باشید.‏

‏2. قرار مصاحبه

وقتی می خواهید قرار مصاحبه بگذارید، کاملاً مشخص کنید که در مورد چه چیزی می‌خواهید صحبت کنید. ‏همچنین مکان و زمان مصاحبه را ‏مشخص ودر مورد زمان مصاحبه توافق کنید. اگر به عکاس نیاز دارید، از قبل ‏‏مشخص کنید. همیشه سر موقع یا قدری زودتر سر قرار حاضر بشوید. هرگز مصاحبه ‏شونده را منتظر نگه ‏ندارید.‏

سعی کنید راحت و آرام باشید، محل مصاحبه از سر و صدا ‏دور باشد (از مصاحبه در رستوران ها حذر کنید) ‏رفتاری دوستانه داشته باشید، ‏نگاهی به اطراف بیندازید. جزییات بصری می تواند به گزارش شما از مصاحبه ‏رنگ ‏ببخشد و آن را زنده کند . قبل از این که مصاحبه شروع شود قدری گپ بزنید تا یخ‌ها ‏شکسته شود و ‏مصاحبه شونده با شما احساس غریبی نکند. حواستان باشد زبان تحکم آمیز ‏و خصمانه نداشته باشید.‏

مودبانه خواهد بود، اگر قبل از استفاده از ضبط صوت اجازه بگیرید و معلوم کنید قصدتان ‏یادداشت برداری است ‏یا پخش صدا از یک شبکه صوتی. (نوار خام و باتری یدک همراه ‏داشته باشید) برای جلوگیری از این که یادداشت ‏برداری در مصاحبه خلل وارد نکند، ضبط ‏صوتی همراه داشته باشید که شماره انداز (کانتر) داشته باشد. به این ‏ترتیب راحت می ‏توانید هر گاه حرف مهمی زده می شود یا هر گاه به نقل قولی کلیدی برخورد می کنید ‏شماره ‏کانتر را یادداشت کنید و بعد به آن رجوع و به نقل قول کامل دسترسی پیدا ‏کنید.‏

‏3. توافقات اولیه

آیا قبل از شروع مصاحبه باید بپرسید که می توانید گفته‌های مصاحبه شونده را نقل ‏کنید یا نیازی به این کار نیست؟ ‏ما اعتقاد داریم احتیاجی به این پرسش نیست - فرض را بر ‏این بگذارید هر چه را که گفته می شود می توانید نقل ‏کنید، مگر مصاحبه شونده بگوید که ‏تمایل ندارد بخشی از صحبت‌هایش به نقل از او نقل بشود - در این صورت ‏بپرسید آیا او ‏اجازه می دهد که گفته‌هایش بدون ذکر منبع چاپ بشود یا نه.‏
 
اگر کسی از گفت و گو با شما خودداری می‌کند، به او بگویید که به هر حال خبرتان را خواهید نوشت و ‏علت این که به سراغ او آمده‌اید این است که می‌خواهید خبرتان دقیق‌تر بشود و تا جایی که ممکن است خبرتان ‏منصفانه نوشته شود. برای راضی کردن آنها از خود صبر نشان بدهید و زود تسلیم نشوید. آیا زمان بدی زنگ ‏زده‌اید؟ اگر چنین است بعداً دوباره تماس بگیرید. آن کسی نباشید که اول از همه تسلیم می‌شود.‏ 

به عنوان یک قاعده کلی، تلاش کنید تا با آدم‌ها در محل کارشان مصاحبه کنید – آنها در محل کارشان کم‌تر ‏احساس خطر یا تهدید می‌کنند. همچنین در محل کار آدم‌ها می‌توانید جزییات بیشتری را ثبت کنید. به دور و بر نگاه ‏کنید و دنبال رنگ و جزییات باشید: منظره بیرون از پنجره، عکس‌های روی میز، عکسی از روزهای جوانی فرد ‏مصاحبه شونده که با لباس ورزشی کنار دیگر بازیکنان هم سنش در یک استادیوم ایستاده... البته برای مصاحبه با ‏شخصیت‌های معروف مثل هنرپیشه‌ها و خواننده‌ها خانه‌شان می‌تواند محل خوبی برای مصاحبه باشد. یک نکته: ‏وقتی دنبال جزییات می‌گردید به چیزهایی اشاره کنید که به داستان خبری که دارید می‌نویسید مربوط باشد: مثلا ‏اگر درباره یک تاجر موفق می‌نویسید و دفتر کار او در طبقه سی و سوم یک ساختمان مدرن قرار دارد می‌توانید ‏به این موضوع اشاره کنید

شما ستاره نیستید ... مگر یک مجری معروف تلویزیونی باشید و شهرت‌تان بیشتر از کسی باشد که دارید با ‏او مصاحبه می‌کنید. پس سعی کنید در حین مصاحبه قدری عقب بنشینید و اجازه بدهید مصاحبه شونده کانون توجه ‏باشد. معنای این حرف این است که اجازه ندهید سؤوالات‌تان تبدیل به بیانیه‌هیا محکوم‌کننده باشد یا این که بخواهید ‏دانش خودتان را به رخ بکشید؛ این تاکتیک‌ها بیشتر از آن که نور تولید کنند گرما تولید می‌کنند. مصاحبه شونده را ‏مورد تمسخر قرار ندهید، همچنین او را تحریک نکنید تا احساساتش بالا بگیرد. سخت‌ترین سؤوال‌ها را بپرسید اما ‏با ادب و نزاکت.‏ 

توضیح این قضیه به نظر لازم نمی‌رسد. اما به هرحال در یک مصاحبه جواب‌ها از سؤوال‌ها مهم‌تر هستند. ‏یک تکنیکی پیاده کنید که باعث بشود تا از پیروی کورکورانه فهرست سؤوال‌هایی که از قبل آماده کرده‌اید ‏بپرهیزید و اجازه بدهید مصاحبه با توجه به جواب‌ها جریان خود را طی کند – به این ترتیب ممکن است به جاهای ‏خوبی برسید که انتظارش را نداشته‌اید.‏ 

این راهنمایی از جانب فرانسوآ رَیت برگر، یکی از خبرنگارهای برجسته پیشین رویترز است که حالا جزو ‏معلم‌های رویترز شده است: «آخرین سؤوال من در یک مصاحبه این است: "حرف دیگری دارید که بخواهید ‏بزنید؟" بعضی اوقات آن چیزی که مصاحبه شونده بیشتر از همه دوست داشته درباره‌اش صحبت کند اصلا ‏فرصت بیانش به میان نیامده است.‏

سعی کنید دو تا سؤوال را یک جا نپرسید. مصاحبه شوندگانی که زرنگ باشند آن سؤوالی را که دوست دارند ‏اول جواب می‌دهند و سؤوال دیگری را که به ضررشان است بی پاسخ رها می‌کنند. اگر در یک کنفرانس خبری ‏دیدید چنین اتفاقی رخ داد و سؤوالی بی پاسخ ماند هیچ اشکالی ندارد که شما دوباره همان سؤوال را بپرسید.‏ 

فکر کنید، فکر کنید و فکر کنید. قبل از این که مصاحبه شروع بشود، وقتی در راه هستید، درباره موضوع ‏مصاحبه و فرد مصاحبه شونده فکر کنید. باید قبل از این که مصاحبه آغاز بشود به اندازه کافی درباره مصاحبه ‏شونده و موضوع مصاحبه تحقیق کرده باشید. بعد از تحقیقات اولیه، با این فکر مصاحبه را آغاز کنید که چه طور ‏می‌توانید بازی را به بهترین نحو انجام بدهید. مثلا یک سری سؤوال سخت در ابتدا (البته حواستان باشد که بنا به ‏موقعیت ممکن است بهتر باشد که استراتژی خود را تغییر بدهید) و پس از مصاحبه گوشه خلوتی پیدا کنید و تا ‏هنوز حافظه‌تان تازه است یادداشت‌هایتان را بسط بدهید و متن مصاحبه را پیاده کنید.‏ 

از مطرح کردن سوؤالاتی که جوابش بله یا خبر است پرهیز کنید. سؤوالاتی را بپرسید که مصاحبه شونده را ‏مجبور می‌کند حرف بزند و موضوع را باز کند.‏ 

نکته

 

معجزه سکوت

اگر فکر می‌کنید جوابی که مصاحبه شونده به سؤوال شما داده صادقانه نبوده، چند لحظه‌ای چیزی نگویید و ‏سکوت کنید. یک جورهایی اجازه بدهید جوابی که داده شده در هوا معلق بماند – گاهی اوقات این کار آن ها را ‏شرمنده می‌کند و باعث می‌شود تا ادامه بدهند و موضوع را بیشتر باز کنند و کمی از حقایق را هم بیان کنند.‏ 

جرمی پاکس من، مصاحبه گر جنجالی بی بی سی، از شیوه تندخوگرایانه خود چنین دفاع می ‏کند، «یک جورهایی بزرگ نمایی شده، کلیت اش ساده است. من همیشه دنبال چه کسی، چه ‏چیزی، کجا، کی، چرا و چه گونه می گردم.»‏ ‏(جرمی پاکس من اغلب از مصاحبه گرها سووال های صریحی می پرسد. سووالهای ساده ای ‏که بسیاری از مصاحبه شونده ها از پاسخ به آن ها طرفه می روند.)‏
© 2006 JadidNews.com.

[ ۱۳۸۸/٥/٢٥ ] [ ٤:٥٩ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

روز خبرنگار

روز تجلی تعهد و مسولیت

بر تمامی خبر نگاران وجهاد گران عرصه اطلاع رسانی

 {#emotions_dlg.e1}  پیشاپیش مبارک باشد  {#emotions_dlg.e1}

 

 

این روز  براساس شهادت آقای محمود صارمی در سال

{#emotions_dlg.e10}77 نامگذاری شده تا شاید یادی از مظلومیت ایشان باشدناراحت

 

[ ۱۳۸۸/٥/۱٥ ] [ ۱:۱٥ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

رهایی از غرض‌ورزی
طرف کسی را نگیرید، همه طرف ها را منعکس کنید.‏
pp
 
در مقام روزنامه‌نگار نباید ما را متعلق به گروهی خاص یا کسی که حامی یک طرف ‏یک درگیری است بشناسند.‏
‏ ‏
خبرهایی که می‌نویسیم یا عکس‌هایی که می‌اندازیم باید منعکس کننده تمام طرف‌های ‏یک مواجهه یا یک موضوع باشند نه یک طرف آن. این کار باعث می‌شود تا ‏روزنامه‌نگارهای بهتری باشیم. چون در هر مرحله از جمع‌ کردن اطلاعات این ‏سئوال را از خود می‌پرسیم که چه چیزهایی می‌دانیم؟ و چه چیزهای دیگری را باید ‏بدانیم؟

اگر درباره شرکتی می‌نویسید که شرکت کوچک‌تری را در خود ادغام می‌کند باید این ‏فرصت به شرکت کوچک‌تر هم داده شود تا نظرات خود را ابراز کند.‏

همین‌طور، در یک مواجهه نظامی یا سیاسی، همیشه حداقل دو طرف ماجرا قرار دارد ‏که باید در نظر گرفته شوند و اگر چنین نکنیم ممکن است مورد این اتهام قرار بگیریم ‏که به گفته‌های طرف‌های مختلف فضا برای اظهار نظر نداده‌اید.‏

نکته کلیدی در این بین این است که این عینی‌گرایی به این معنا نیست که همیشه به دو ‏طرف یک ماجرا به یک اندازه فضا داده شود.‏

عامل اقدامی خبیثانه یا رهبر یک گروه افراط‌گرای سیاسی باید فضای کم‌تری از ‏قربانیان یا جریان اصلی سیاسی یک مملکت داشته باشد.‏

با این حال، همیشه باید تلاش کنیم تا به شکلی وسواسی منصف باشیم و تعادل را ‏رعایت کنیم. ادعاها نباید به عنوان اطلاعات ثابت‌ شده در خبر آورده شوند. اتهامات ‏نباید این حس تقصیر و گناه را منتقل کنند. وظیفه این است که منصف باشیم و این ‏امکان را به طرف‌های یک درگیری بدهیم که نظرات خود را ابراز کنند.‏

هنگام استفاده از عبارات باید مواظب بار کلمات باشیم. عباراتی مثل «ادعا می‌شود» ‏یا «بنا بر گفته‌های» نشان می‌دهد که درباره آنچه نوشته‌ایم شک داریم. عباراتی مثل ‏‏«از آن می‌ترسد» یا «او امیدوار است» ممکن است این تصور را به وجود بیاورد که ‏داریم طرف کسی را می‌گیریم. فعل‌هایی مثل موفق نشد، اصرار داشت، ممکن است ‏این تصور را به وجود بیاورد که نویسنده دارد قضاوت می‌کند. بهتر است از این ‏عبارت‌ها پرهیز شود. اگر به آنچه می‌نویسیم فکر کنیم شیوه نوشتن مان بهتر می‌شود.‏
 
 
 
سرفصل های مرتبط

[ ۱۳۸۸/٤/٥ ] [ ۱:٠٧ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

منبع نگاری خوب
 
شما همان قدر روزنامه‌نگار خوبی هستند که منابع‌تان خوب هستند و کسی می‌تواند اطلاعات ‏خوبی جمع‌آوری کند که منابع خوب و ارزنده‌ای هم داشته باشد.‏
بخش هایی از یک کتاب: منابع خبر
بخش هایی از یک کتاب: منبع در لید

 

 
‏- به دور و بر خودتان نگاه کنید. ببینید چه کسانی را در حوزه جدیدی که وارد آن ‏شده‌اید ‏می‌شناسید. مثلا ممکن است وارد حوزه آموزش شده باشید و دو تا پسر ‏مدرسه‌ای دور و برتان می‌شناسید و دوستی هم دارید که معلم است. می‌توانید با آنها ‏صحبت کنید، حتی همین آدم‌ها ‏می‌توانند به شما بگویند که در حوزه ‌تان چه خبر است. ‏در بین گفته‌های همین آدم‌ها می‌توانید نقل قول های طلایی پیدا کنید.‏

‏- جای دیگری که می‌توانید منابع خوب را پیدا کنید روزنامه‌ها هستند. ببینید، ‏خبرگزاری‌ها و ‏روزنامه‌ها سراغ چه کسانی می‌روند و از چه کسانی نام می‌برند. نام ‏منابعی که با مطبوعات ‏صحبت می‌کنند بیشتر از همه در خود مطبوعات پیدا می‌شود.‏

‏- در نشست‌ها و کنفرانس‌ها شرکت کنید و بولتن‌های داخلی‌ مربوط به حوزه‌تان را ‏بخوانید.‏

‏- جستجو در اینترنت یا سایت دانشگاه‌ها یکی دیگر از کارهای به درد بخور است. در ‏‏دانشگاه‌ها می‌توانید کلی کارشناس و استاد و متخصص پیدا کنید که همه‌شان می‌توانند ‏از زوایای ‏مختلف درباره مسائل حوزه شما اظهار نظر کنند یا به شما اطلاعات بدهند.‏

‏- با دفاتر روابط عمومی‌ها تماس بگیرید و از آن‌ها بخواهید به شما اشخاصی را ‏معرفی کنند. ‏چه داخل سازمانی که در آن کار می‌کنند و چه خارج از آن.‏
 
باید هر گفته‌ای را با منبع‌اش ذکر کنید مگر آن که: ‏

‏- آن اطلاعات موثق (‏Established_information‏) باشد (مثلا نتیجه بازی فوتبال ‏دو تیم ‏که نیازی نیست آن را از زبان مربی تیم یا رییس ورزشگاه ذکر کنید، یا ‏بمب‌باران هسته‌ای ژاپن در پایان جنگ جهانی دوم).‏

‏- آن اطلاعات به طور کامل در دسترس عموم باشد، مثل مدارکی که در دادگاه‌های ‏علنی ‏مطرح می‌شود.‏

‏- وقتی که خود گزارشگر یا عکاس موسسه خبری در صحنه باشد. مثلا به چشم ‏خودش دیده باشد ‏که پلیس تظاهرکننده‌ها را کتک زده است.‏

همچنین نیازی ندارید اطلاعات بدیهی را با منبع‌شان ذکر کنید: یک تحلیل‌گر ‏نظامی ‏گفت، «انهدام نیمی از ارتش رم اتفاق بسیار بدی است.»‏


در دایره المعارف ویکی پیدیا درباره دزدی مطلب آمده، «هر ایده ای که متعلق به دیگری باشد باید با ذکر منبع بیاید.»

در این دایره‌المعارف همچنین آمده، «ایرادی ندارد که چند پاراگراف از متن یک کتاب ‏یا گزارش در مطلبی دیگر آورده شود، اما اگر منبع این مطالب ذکر نشود، این کار ‏دزدی است.»‏
 
منابع باید، اول از همه، وزن و اعتبار داشته باشند. اگر حوزه شما نظامی است، باید با ‏‏بالاترین رتبه‌های ارتش صحبت کنید. صحبت با رده‌های پایین هم مهم است؛ چون به ‏شما نگاه می‌دهد و از خیلی از ‏مسایل آگاهتان می‌کند. وقتی منبع‌تان وزن و اعتبار ‏داشته باشد خبرتان هم وزن ‏و اعتبار می‌گیرد. پس همیشه دنبال آدم بزرگ‌ها باشید.‏

یکی از بهترین منابع روزنامه‌نگار یا عکاسی است که در موسسه شما کار می‌کند، ‏البته زمانی ‏منبع خبر تلقی می‌شود که خودش در صحنه حضور داشته باشد.‏
 
وقتی منبعی را پیدا کردید، باید با او مذاکره کنید که دوست دارد نام و ‏سمتش چطور ‏منعکس شود. برخی از منابع به خاطر ترس از مدیرانشان یا به خاطر اطلاعات ‏‏حساسی که در اختیار می‌گذارند تمایلی به افشای نام خود ندارند.‏

در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها اغلب به سه شکل اطلاعات به خبرنگار منتقل می‌شود. ‏البته ‏تعاریف بنا به کشور و نزد منابع مقداری متفاوت است. ‏

انتشار اطلاعات با ذکر منبع (‏On the Record‏)‏: اگر اطلاعات بر این مبنا داده شود ‏می‌توانید اطلاعات ‏را منتشر کنید و منبع آن را هم بنویسید.‏

انتشار اطلاعات بدون ذکر منبع (‏Off the Record‏)‏: اطلاعات را می‌توانید منتشر ‏کنید، اما درباره این که ‏نام و سمت منبع را چطور بیاورید باید با منبع وارد مذاکره ‏بشوید (سخنگوی دولت، دیپلمات ‏غربی، یک مقام ارشد شرکت، یک تحلیل گر ‏اقتصادی، ...)‏

حتما با منبع خود صحبت کنید و به توافق برسید که نام و سمت او را چطور بیاورید. ‏اگر ‏این کار را خوب انجام بدهید منبع‌تان را برای همیشه برای خودتان نگه می دارید. ‏اگر نه، بار ‏دیگر باید به سراغ منبع دیگری بروید.‏

اطلاعات غیرقابل انتشار (‏Background‏): به این معنا است که منبع اجازه نمی‌دهد ‏حتی یک جمله از ‏گفته‌هایش را منتشر کنید، مگر این که شما آن اطلاعات را از جای ‏دیگری به دست بیاورید یا چند روز دیرتر آن اطلاعات را منتشر کنید. (در ایران به ‏جای ‏این عبارت اغلب گفته می‌شود «فقط برای این می‌گویم که بدانید» یا «فقط برای ‏خودتان می‌گویم.»‏

نکته: منابع اغلب تعریف خودشان را از ‏On the Record‏ یا ‏Off the record‏ یا ‏‏Background‏ دارند. برای همین بهتر از همه این است همیشه با منبع خود ‏درباره ‏نام و سمتش و اجازه انتشار اطلاعات مذاکره کنید.‏

مطمئن بشوید که شما و منبع‌تان با این موضوع کنار آمده‌اید و با آسودگی خاطر گفت ‏و گو را ‏انجام می‌دهید.‏

یکی از دبیران رویترز می‌گوید، همیشه بهتر است چانه‌زنی درباره نام و سمت را قبل ‏از گفت و گو ‏انجام بدهید. او می‌گوید، «وقتی منابع اطلاعاتی را در میان می‌گذارند ‏تازه نگران می‌شوند که چه ‏گفته‌اند.»‏

منابع حاضر نیستند نامشان را بیاورید، اما می‌توانید نام مجموعه‌ای را ذکر کنید که در ‏آن کار ‏می‌کنند.‏
 
از کلی گویی، به خصوص آن جا که به آوردن منابع مربوط می‌شود، پرهیز کنید.‏

خبرهای خود را بر مبنای «گزارش‌ها حاکی از آن است» یا «گزارش‌های تایید نشده ‏‏می‌گویند» ننویسید. عبارت «گزارش‌های تایید نشده» به درد کسی نمی‌خورد و محکم ‏نیست. ‏درست مثل این است که بگویید، «توی تاکسی نشسته بودم و می‌گفتند، ...» این ‏جور موقع‌ها ‏می‌توانید یک منبع قوی پیدا بکنید، اگر چه آن منبع اطلاعات را تایید ‏نکند. ‏

مثلا:‏
‏«وزیر گفت نمی‌تواند تائید کند که 100 نفر کشته شده باشند.»‏

اگر در لید خبر یا در تیتر می‌گویید، «چنان که گزارش می‌شود» در متن خبر باید ‏توضیح بدهید که این ‏گزارش‌ها از کجا آمده است.‏


همچنین عبارت منفعل «چنین به نظر می‌رسد» به کسی کمک نمی‌کند. تنها این ‏سیگنال را به ‏خواننده می‌فرستد که خودم هم درست نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد.‏

چند نکته‏

‏- وقتی کسی به شما می‌گوید که فلانی چه نظری داشته است، آن نظر را منعکس ‏نکنید، مگر ‏با خود آن شخص سوم صحبت کرده باشید.‏

‏- «ادعا می‌شود» یا «ادعا می‌کند» عبارتی است که وقتی کسی شخص یا موسسه ‏دیگری را ‏متهم می‌کند به کار می‌برید. باید خود را از قضیه بیرون بکشید و حواستان ‏باشد که خودتان کسی ‏را متهم نکنید. باید بگویید چه منبعی چه کسی یا چه موسسه‌ای ‏را متهم کرده است.‏
 
در جمع‌آوری اولیه اطلاعات همیشه سعی کنید حداقل دو منبع داشته باشید. با رجوع ‏به دو منبع مختلف (‏Double_Checking‏) مطمئن ‏شوید که اطلاعات صحیح است.‏
 
اطلاعاتی را که به دست می‌آورید ثبت کنید: یا آن را یادداشت کنید یا وارد کامپیوتر ‏کنید یا ‏از ضبط صوت استفاده کنید.‏

‏ اگر از ضبط صوت استفاده می‌کنید قبل از آن از منبع اجازه بگیرید.‏

ضبط آدم‌ها را می‌ترساند و آدم‌ها هم اغلب سختشان است جلوی میکروفن صحبت ‏کنند. ‏
مارکز می‌گوید، وقتی جلوی آدم‌ها میکروفن می‌گذارد آن‌ها جور دیگری با شما ‏صحبت ‏می‌کنند.‏

سعی کنید منبع را ترغیب کنید که اگر حرف‌هایش ضبط بشود بهتر است. مثلا بگویید، ‏‏«هم برای ‏شما و هم برای من، بهتر است ضبط کنم؛ چون حرف‌هایتان دقیق‌تر ‏منعکس می‌شود.» کسانی که دایم با مطبوعات کار می‌کنند ‏ترجیح می‌دهند که ‏حرف‌هایشان ضبط بشود.‏

وقتی گفته‌ها را ضبط می‌کنید، در همین حال یادداشت هم بردارید. بسیاری از ‏خبرنگارها وقتی ‏ضبط را روشن می‌کنند حافظه‌شان خاموش می‌شود و اگر ضبط ‏ایراد پیدا کرده باشد، تمام ‏مصاحبه را از دست می‌دهند.‏

دو نکته اخلاقی:‏

‏1. بعضی وقت‌ها خبرنگارها ضبط را در جیبشان می‌گذارند یا با دوربین مخفی ‏فیلم‌برداری ‏می‌کنند. این‌ها مسایلی اخلاقی است که خودتان باید درباره‌شان تصمیم ‏بگیرید. اما اساس ‏کار این است: اگر مسئله‌ای به منافع مردم (‏Public Interest‏)‏ ‏مربوط باشد شما مجاز هستید مصاحبه‌ای را مخفیانه ضبط کنید.‏

‏2. اگر به کسی گفته‌اید روزنامه‌نگار هستید او باید این را بداند که دارد با یک ‏روزنامه‌نگار ‏صحبت می‌کند حتی اگر مصاحبه تمام شده باشد. اگر در این بین ‏صحبتی می‌شود که ارزش خبری دارد، به هر حال گوش یک ‏روزنامه‌نگار آن را ‏می‌شنود و منبع خبر هم می‌دانسته که دارد با یک روزنامه نگار صحبت ‏می‌کند. پس ‏ذکر آن اطلاعات بر مبنای قراری که راجع به آوردن نام و سمتش با او گذاشته‌اید ‏‏ایرادی ندارد.‏

یکی از اساتید رویترز می‌گوید، «ما هیچ‌وقت ‏در مرخصی (‏Off-duty‏)‏ نیستیم. یعنی ‏یک روزنامه‌نگار همیشه ‏روزنامه‌نگار است و نمی‌تواند ساعت پنج بعد از ظهر که ‏کارش تمام شد، گوش‌ها و چشم‌هایش را ببندد و ‏دیگر نبیند و نشنود.‏»‏
در مورد خبرهایی درباره پیشرفت های چشمگیر- به خصوص درباره کشف داورهای جدید- حواس خود را حسابی جمع کنید. شارلاتان ها دور و برتان پر هستند و دوای هر دردی را پیدا کرده اند. از خودتان بپرسید: آیا ممکن است کسی قصد داشته باشد با انتشار این خبر پول به جیب بزند. بهتر است چنین خبرهایی اول در نشریات معتبر علمی چاپ بشوند تا اعتبارشان تایید بشود. مثل Nature یا Science.

 
باید به منابع احترام بگذارید (نه این که به آنها حمله کنید که چرا اطلاعات نمی‌دهند) و ‏به آن ‏ها تضمین بدهید با آن‌ها با رعایت انصاف برخورد خواهید کرد. سر قول‌تان ‏بایستید و اگر ‏اطلاعاتی را ‏Off the record ‎‏ یا به عنوان ‏Background‏ گرفته‌اید ‏بر همان مبنا هم آن‌را چاپ ‏کنید.‏

نوع رابطه با منبع مثل یک رابطه تجاری است که بر اساس منافع دو طرف بنا شده و ‏باید به ‏صورت درازمدت به آن نگاه کرد.‏
 
به خاطر داشته باشید خبرنویسی تنها درباره این نیست که اطلاعات صحیح را ‏بنویسید. گاهی ‏از صحت اطلاعات هنوز مطمئن نیستید. اما اگر در خبرتان مشخص ‏کنید که از صحت اطلاعات هنوز ‏یقین ندارید، آن‌وقت کار خود را درست انجام ‏داده‌اید.‏

تا جایی که ممکن است برای خواننده توضیح بدهید که آن اطلاعات از کجا آمده و آن ‏را ‏چطور به دست آورده‌اید: آیا به خود شما گفته‌اند، در یک بیانیه اعلام شده یا به ‏طور جمعی در ‏یک نشست خبری به خبرنگارها گفته‌اند. تا می‌توانید از کلی‌گویی ‏پرهیز کنید. هر چه در منبع ‏نویسی دقیق‌تر باشید، اعتبار اطلاعات و خبری که ‏نوشته‌اید بالا می‌رود.‏

رمز کار این است: همه چیز را توضیح بدهید. اگر اطلاعاتی دقیق نیست توضیح ‏بدهید که این ‏اطلاعات دقیق نیست. اگر دو تا آمار وجود دارد، مثلا زلزله‌ای آمده و ‏دولت یک ‏آمار را اعلام می‌کند و صلیب سرخ یک آمار دیگر را، هر دو آمار را ‏بیاورید و توضیح بدهید که ‏آمارهای مختلفی وجود دارد، صلیب سرخ این را می‌گوید ‏و دولت آن‌را. ‏

در چنین مواردی هیچ‌وقت خودتان قضاوت نکنید که کدام آمار صحیح‌تر است.‏
 
ممکن است با سفیر آلمان، که یکی از سه کشور اروپایی طرف مذاکره با ایران است، ‏‏صحبت کنید و او اطلاعاتی در اختیار شما بگذارد، اما تقاضا کند نامش را ننویسید.‏

می‌توانید به جای ‏این که به طور کلی بنویسید «یک مقام دیپلماتیک» گفت، دایره ‏تنگ‌تری را انتخاب کنید و ‏بنویسید «یک دیپلمات غربی» گفت. یا حتی سر دایره ‏تنگ‌تری توافق کنید، «یک دیپلمات ‏اروپایی مقیم تهران که به مذاکرات هسته‌ای ‏نزدیک است» گفت و الی آخر.‏

این روش اغلب جواب می‌دهد و به اطلاعاتی که منتشر می‌کنید اعتبار بیشتری ‏می‌بخشد.‏

شاخه اول: سفیر آلمان در تهران.‏
شاخه دوم: سفیر یکی از سه کشور اروپایی طرف مذاکره با ایران.‏
شاخه سوم: یکی از سفرای اروپایی مقیم تهران.‏
شاخه چهارم: یک دیپلمات غربی.‏

یا

شاخه اول: علاءالدین بروجردی رییس کمیسیون سیاست خارجی مجلس شورای ‏اسلامی.‏
شاخه دوم: یکی از اعضای کمیسیون سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی.‏
شاخه سوم: یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی.‏

از این روش استفاده کنید و سر آن چانه بزنید تا وقتی کسی می‌گوید نامش را نیاورید ‏مجبور ‏نباشید در خبرتان بنویسید: «یک مقام ناشناس گفت.» می‌توانید دایره مسئولیت ‏او را بزرگ کنید تا ‏هویت‌اش حفظ شود اما در عین حال به خبری که می‌نویسید ‏اعتبار لازم را بدهد.‏

به هر حال، «یک دیپلمات» از «منابع دیپلماتیک» قوی‌تر است و یک «مقام دولتی» ‏از ‏‏«منابع دولتی.‏»‏

اگر پشت درهای بسته از مجلس خبرگان گزارش تهیه می‌کنید، بهتر است بگویید، ‏‏«یک ‏نماینده که در این نشست بود گفت» تا این که «یک نماینده گفت.» رمز کار این ‏است: تا جایی که ‏می‌توانید دایره کوچک‌تری دور منبع بکشید و تا جایی که می‌توانید ‏منبعی را بیاورید که به اتفاق ‏نزدیک‌تر بوده باشد.‏

اگر می‌نویسید، «یک کارشناس گفت» بنویسید چه نوع کارشناسی؟
از این عنوان‌ها استفاده نکنید چون بی‌معنا و زیادی کلی هستند:‏
‏-‏ عضو محفل یا یک عضو با نفوذ.‏
‏-‏ ناظران می‌گویند.‏
‏-‏ منابع موثق.‏
‏-‏ منابع آگاه.‏


توصیه رویترز: همیشه باید با منبع نویسی برای خواننده‌ها پیام بفرستید که اطلاعات ‏شما ‏قابل اعتماد است؛ چون آن‌را از جای خوبی گرفته‌اید.‏

[ ۱۳۸۸/٤/٤ ] [ ۱:٢۳ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

چه طور خبری را قابل فهم کنیم
 
در این بخش قصد داریم بگوییم خبر بدون ارتباط با اتفاقات پیرامون خود، اغلب ‏معنا ندارد، به همین دلیل درست ‏‏درک نمی‌شود و زود از خاطر پاک ‏می‌شود، ‏همان‌گونه که راش‌های تدوین‌ نشده یک فیلم، داستان ‏فیلم را بیان ‏‏نمی‌کنند و کسی تنها با مشاهده راش های یک فیلم نمی تواند از جریان فیلم آگاه بشود.‏

خبرهایی که این روزها نوشته می شوند، باید جریان یک رویداد را از ابتدا تا انتها تعریف کنند. اصطلاحا می گویند ‏‏باید ‏self-contained‏ باشند؛ یعنی اگر خواننده سه روز پس از سقوط یک هواپیما از تعطیلات بازگشت و خواست ‏‏خبری را دنبال کند، با خواندن اولین خبر بفهمد قضیه چه بوده و بتواند با ماجرا همراه شود.‏

در این بین، آنچه واحدهای اطلاعات را به هم می‌بافد و معنادار ‏می‌کند، شرح همان ماجرایی است که خوانندگان ‏قصد ‏دارند از آن آگاه ‏شوند.‏

توجه داشته باشید که قصه را شما تعریف می‌کنید و اطلاعات پراکنده‌ای که کنار هم می گذارید می‌تواند حکم ‏‏خمیری را داشته باشد که شکل نهایی‌‌اش را شما تعیین می کنید.‏

همیشه اول نخ را انتخاب کنید و بعد تکه‌های اطلاعات را به هم بدوزید.‏ نخ همان طرح داستانی است که شما قصد ‏دارید با ذکر جزییات آن را به طور عینی بیان کنید.‏

مثلا اگر قرار است راجع به نوسازی بم در پی زلزله سه سال پیش بنویسید اول فکر کنید که داستان اصلی چیست ‏و سعی کنید آن را در یک جمله شرح دهید:‏

مثلا به این نتیجه رسیده اید که با وجود گذشت سه سال از زلزله بم کار ساخت و ساز هنوز به کندی پیش می رود.‏

این جمله همان نخی است که باید تکه های اطلاعات را به آن بدوزید. و تکه‌های اطلاعات می‌تواند اطلاعاتی ‏راجع به آخرین تحولات ساخت و ساز؛ گفته‌های چند نفر از مردم ناحیه درباره ساخت و ساز و وضعیت ‏زندگی‌شان در یکی دو سال اخیر؛ توصیفات شما درباره قیافه فعلی شهر و تفاوت آن با روزهای پس از زلزله؛ ‏مقداری اطلاعات و پیشینه که زلزله چه موقع رخ داد، چند نفر کشته شدند، چند درصد از شهر ویران شد و ... ‏باشد.‏

حواستان باشد در هیچ جای گزارش نباید از قول خودتان بنویسید که کار بازسازی به کندی پیش می رود. نخ را در ‏ذهن داشته باشید و بر مبنای آن اطلاعات، جزئیات و توصیفات را بیاورید. خوانندگان خودشان با خوانندن ‏اطلاعات، مشاهدات و گفته‌های ساکنان و مقامات محلی درباره روند بازسازی قضاوت می‌کنند.‏

نکته کلیدی این که در هر صورت باید تلاش کنید با رعایت اصول تعادل، دقت و انصاف کاری کنید تا خبری که ‏می‌نویسید غرض ورزانه نباشد. اگر به نقل از یکی از اهالی بم نوشته‌اید که کار بازسازی کند پیش می رود، حتما ‏باید گفته‌های مقاماتی را هم که مسئول پروژه بازسازی هستند بیاورید.‏
بخش هایی از یک کتاب: ساختار مقدماتی یک خبر

 

 
همانطور که نت‌های موسیقی به تنهایی در ذهن معنایی ایجاد نمی‌کنند و تنها وقتی کنار یکدیگر نواخته ‏می‌شوند، ما ‏را با خود به سرزمین‌ حزن و اندوه یا شادی می‌برند، واحدهای اطلاعاتی نیز، که قرار ‏است از اتفاقات ‏پیرامون‌مان خبر بدهند،‎ ‎به تنهایی معنا ندارند و تنها وقتی کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، ما را ‏متوجه اطرافمان ‏می‌کنند و می‌گویند موضوع از چه قرار بوده است.‏

اگر بگوییم ایران در بازی های المپیک پنج مدال طلا، سه نقره و دو برنز گرفت، آیا باید خوشحال بشویم یا ‏‏ناراحت؟ این موضوع به دو چیز بستگی دارد؛ اول به جایگاه ایران بین بقیه کشورها و دیگری به وضعیت ایران ‏‏در المپیک در دوره‌های قبل. اگر دیگران از ایران کم‌تر مدال‎ ‎گرفته باشند و ایران نسبت به دوره های قبل مدال ‏‏بیشتری گرفته باشد، وضعیت ایران بهتر شده. اما اگر ایران با این تعداد مدال در ته جدول قرار گرفته باشد و از ‏‏تعداد مدا‌لهایش در سال‌های قبل هم کاسته شده باشد، یعنی وضعیت ایران بدتر شده.‏

یکی از راه‌های قابل فهم کردن خبر مقایسه اطلاعات به دست آمده است. اگر آمار جدیدی از تصادفات جاده ای به ‏دست‌تان می رسد قبل از آن که آن آمار را منتشر کنید، آن‌را با آمار مثلاً سال گذشته مقایسه کنید. اگر تصادفات ‏بیشتر بود ماجرا را این طور تعریف کنید که تصادفات جاده ای از سال پیش هم بیشتر شده و اگر کم تر بود، سعی ‏کنید علت ها را جویا بشوید و لید را به شرح «چرایی» کاهش تصادفات در سال جاری اختصاص بدهید‎. ‎
بغداد، عراق – ارتش امریکا اعلام کرد دو سرباز دیگر امریکایی سه‌شنبه در عراق کشته شدند. به این ترتیب آمار ‏کشته‌ شده‌های امریکایی در ماه اکتبر و یک هفته مانده به ا نتخابات امریکا به شکل غیرمنتظره‌ای بالا رفته و به ‏تعداد 103 نفر رسیده.‏ ‏«بنا بر یک نظرسنجی، جار و جنجال عراق ممکن است باعث شود تا جمهوری‌خواهان طرفدار جرج دبلیو بوش ‏رییس‌جمهور امریکا کنترل کنگره امریکا را در انتخابات هفتم اکتبر از دست بدهند.»‏ ‏...‏

 
مطمئن شوید در خبری که می‌نویسید به چرایی و «خب که چی» خبر پاسخ داده شود.‏

اگر داروی جدیدی کشف شده بنویسید این دارو به چه درد می‌خورد و گرنه ممکن است خوانندگان بپرسند، «خب ‏که چی؟». بنویسید «چرا» این کشف اهمیت دارد.‏

سعی کنید چرایی و «خب که چی» خبر را در همان لید به طور مختصر توضیح بدهید و در ادامه خبر اگر ‏خواستید جزئیات بیشتری اضافه کنید.‏
بغداد، عراق – نوری مالی نخست وزیر عراق سه‌شنبه دستور داد ایستگاه‌های بازرسی در شهر شیعه‌نشین صدر و ‏سایر نقاط بغداد برچیده شود – این گام آشکار دیگری بود که نشان داد او می‌کوشد اقتدارش را در مقابل ‏امریکایی‌ها حفظ کند و و در عین حال حمایت شیعیان را جلب کند.‏

خار، پاکستان – سخنگوی ارتش پاکستان سه‌شنبه گفت ارتش با اطلاعاتی که نیروهای آمریکایی در اختیارش ‏گذاشته بودند حملاتی هوایی‌ انجام داد‌ که در آن 80 نفر کشته شدند. هزارها نفر از بومیان پاکستان به هر دو دولت ‏اعتراض کردند.‏

بافت و پیش‌زمینه خبر را مشخص کنید. برای ‏خوانندگان توضیح بدهید که چرا ارزشش را دارد که خبر را ‏بخوانند. ممکن است خبر به نظر شما جذاب باشد اما اگر به ‏نظر دیگران جذاب نباشد وقت‌تان را هدر داده‌اید.‏

 
خبر باید کامل باشد؛ ماجرا از اول تا آخر شرح داده شود.‏
‎ ‎
در هر خبری که می‌نویسیم بافت داستان باید از نو ‏و با اطلاعات جدید شرح داده شود.‏

نباید از خواننده انتظار داشته باشیم که موضوع را کامل ‏در ذهن داشته باشد.‏

اگر سه روز پیش در قزوین زلزله آمده و حالا داریم یک خبر تکمیلی راجع به زلزله می‌نویسیم باید در این خبر هم ‏ماجرا را از اول توضیح بدهیم؛ یعنی جایی در خبرمان بنویسیم فلان روز زلزله آمد، تا به حال این قدر نفر کشته ‏شده‌اند و ...‏
 
در لیدهایی که این روزها نوشته می‌شوند، عنصر چرایی (چرا این اتفاق افتاده است) ‏نسبت به گذشته مهم‌تر شده است. همچنین بنا بر آن است تا اهمیت موضوع خبر در همان ابتدا ‏مشخص شود. باید توجه کرد برای بیان چرایی، اغلب به مقداری پیشینه یا اطلاعات ‏مرتبط با خبر نیاز است تا اتفاق جدید درون سلسله‌ای از اتفاقات (‏context‏ ) معنا پیدا ‏کند.‏

لید باید حاوی جذاب ترین (بهتر بگویم با ارزش ترین) بخش خبر باشد اگر ‏چه این روزها چون به عنصر «چرایی» و «چگونگی» بیشتر پرداخته می‌شود لیدها نسبت به گذشته کمی بلندتر ‏شده‌اند: ‏

مثال 1:

خبرگزاری رویترز: 28 بهمن، 1385: ‏

قیمت نفت جمعه پس از آن که ایالات متحده هشدار داد شبه نظامیان نیجریه‌ای حملاتی را علیه بزرگترین ‏تولیدکننده نفت افریقا سازمان‌دهی می‌کنند دو درصد افزایش یافت و به بیش از 59 دلار رسید. (لید به زبان ‏انگلیسی 31 کلمه است) 

دقت کنید عبارت «پس از آن که ایالات متحده هشدار داد شبه نظامیان نیجریه‌ای حملاتی ‏را علیه بزرگترین تولیدکننده نفت افریقا سازمان‌دهی می‌کنند» که خود به تنهایی 17 کلمه است تلاش می‌کند چرایی ‏خبر را توضیح بدهد. عبارت «بزرگترین تولید کننده نفت افریقا» نیز خود توضیحات بیشتری است که برای ‏روشن شدن اهمیت خبر در همان لید به آن اشاره شده است.‏

یک لید کلاسیک بدون توجه به چرایی چنین خوانده می‌شد: «قیمت نفت جمعه دو درصد افزایش یافت و به ‏بیش از 59 دلار رسید.»‏


مثال 2:

خبرگزاری آسوشیتدپرس: 28 بهمن، 1385: ‏

واشنگتن – منتقدان دمکرات جنگ عراق که مصمم هستند پرزیدنت بوش را زیر نظر داشته باشند، می‌گویند ‏یک رای با قاطعیت از سوی سنا که افزایش نیروها در عراق را زیر سووال ببرد می‌تواند برای کنترل بهتر بوش ‏سودآور باشد. اما جمهوری‌خواهان بر یک رای جایگزین اصرار دارند که هر نوع کاهش نیرو را رد می‌کند و ‏شرایطی را به گونه‌ای در خواهد آورد که دمکرات‌ها در رای‌گیری چهارشنبه پیروز میدان نباشند. (لید به زبان ‏انگلیسی 53 کلمه است)‏

لیدهایی که این روزها در خبرگزاری‌های بزرگ دنیا مثل رویترز و آسوشیتدپرس منتشر می شوند حدود 30 ‏تا 35 کلمه هستند.‏‎ ‎‏ این به این معنا نیست که لیدها حتما باید بلند و طویل باشند. اما باید این یک نکته را در نظر ‏داشته باشیم تا جایی که ممکن است برای خوانندگان توضیح بدهیم موضوع از چه قرار است و ماجرا چیست.‏

بد نیست به این جمله که از زبان یکی از معروف ترین مدرسان شبکه خبری رویترز درآمده هم توجه کنید که ‏اصول کلاسیک را با اصول امروزی مقایسه کرده است:‏

‏«برای شروع [لید] یادمان باشد هنوز هم باید به چه کسی، چه چیزی، کجا و کی پاسخ بدهیم و حتی "پاسخی ‏جامع‌تر" ‏برای «چرایی» داشته باشیم، به خصوص در زمانه‌ای که همه چیز پیچیده‌تر شده است.»‏

بوکاردی رییس پیشین خبرگزاری آسوشیتدپرس هم می‌گوید، ‏

‏«این وظیفه خبرنگارها شده که "توضیح و پیشینه در اختیار بگذارند و کاری کنند که خبر معنادار بشود." ‏تا ‏همین چند وقت پیش "یک جورهایی بعضی‌ها علیه این شیوه جدید بودند. شیوه قدیمی صاف و پوست کنده بود ‏‏"وی ‏گفت، وی افزود" و این همان کاری بود که همه از آسوشیتدپرس انتظار داشتند.»‏

‏«ما از این مرحله عبور کردیم ... آنچه زمانه می‌خواهد این است که خواننده با جریان اطلاعات که کسی به ‏‏تنهایی نمی‌تواند با آن دست و پنجه نرم کند همراه بشود.»‏

مثال 3:

به لید زیر توجه کنید که چه طور مقداری پیشینه و توضیحات اضافه شده تا خبر بهتر درک بشود:‏

ژاپن چهارشنبه کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه را مطمئن ساخت که قصد ندارد یک برنامه ‏هسته‌ای ‏‏نظامی را دنبال کند، به رغم آزمایش هسته‌ای کره شمالی و پیشنهاداتی که برخی کارشناسان سیاسی ‏می‌دهند ‏مبنی ‏بر این که ژاپن باید مذاکره درباره دستیابی به سلاح هسته‌ای را آغاز کند.‏‎ ‎

جمله پیرو یعنی «به رغم آزمایش هسته ای ...» توضیحات اضافی است که تلاش می کند تا اهمیت خبر و ‏ماجرا را برای مخاطب روشن کند.»‏
ژاپن چهارشنبه کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه را مطمئن ساخت که قصد ندارد یک برنامه ‏هسته‌ای ‏نظامی را دنبال کند، به رغم آزمایش هسته‌ای کره شمالی و پیشنهاداتی که برخی کارشناسان سیاسی ‏می‌دهند ‏مبنی بر این که ژاپن باید مذاکره درباره دستیابی به سلاح هسته‌ای را آغاز کند.‏‎ ‎

 
هرم وارونه همچنان محترم است. باید به هرم وارونه احترام گذشت. خیلی زیاد. از همان زمانی که خبرها در ‏چیزی به نام صفحه روزنامه ریخته شدند، و قضیه کمبود جا و قیچی کردن ته مطلب پیش آمد، هرم وارونه به ‏عنوان یک راه حل جای خود را محکم کرد.‏

کمی بعد تئورسین‌های علم ارتباطات تحقیق کردند و به این نتیجه رسیدند بسیاری از خواننده‌ها تنها تکه بالای ‏خبرها را می‌خوانند – چه در روزنامه‌ها و چه در وب - پس بهتر است مهم‌ترین بخش خبر بالا بیاید و پیشینه و ‏اطلاعات در پایین خبر.‏

این شیوه ادامه یافت تا برخی دیگر از ریش‌سفیدهای مطبوعات به این نتیجه رسیدند گاهی خواننده‌ها برای ‏درک اطلاعات مهمی که بالای خبرها می‌آید مجبور هستند نگاهی هم به پیشینه‌ و توضیحاتی بیندازند که پایین ‏خبرها می‌آید. ‏

پس طرحی نو در انداخته شد:‏

تصمیم بر آن شد تا هرم وارونه همچنان محترم بماند. اما اگر اطلاعات مهمی بالای خبر می‌آ که فهم آن به ‏توضیح نیاز دارد، بهتر است توضیحات مربوط هم در همان بالای خبر – حتی در لابه‌لای لید – گنجانده شود. ‏


این روزها خبرها همچنان بر اساس هرم وارونه نوشته می‌شوند، اما لید و پاراگراف‌های پیروی لید به ‏تنهایی قابل فهم هستند و خواننده می‌تواند بی آنکه تا ته مطلب را بخواند، آخرین اطلاعات و توضیحات لازم را ‏برای همراه شدن با جریان خبر کسب کند.‏

‏ توضیحات و پیشینه را لابه لای سطرها و پاراگراف‌ها بپاشید. هر جا لازم بود توضیحات و پیشینه اضافه ‏کنید تا هر جمله و پاراگرافی که می‌نویسید قابل فهم باشد و اهمیت خبر از همان ابتدا معلوم.‏

مثال:‏

در لید استعفای دانلد رامسفلد می‌خوانیم:‏

دانلد رامسفلد وزیر دفاع امریکا و طراح جنگ عراق استعفا داد.‏

‏«طراح جنگ عراق» همان پیشینه و توضیحات اضافی است که حتی در همان لید جا می‌گیرد تا اهمیت خبر ‏از همان لحظه اول برای خواننده معلوم باشد.‏
بخش هایی از یک کتاب:
هرم وارونه
این شیوه‌ای کلاسیک و سنتی برای نوشتن خبر است. ‏خبرنگار خوب می‌تواند با استفاده از این شیوه خبری را در ‏چهار یا پنج پاراگراف منتقل کند، عناصر کلیدی خبر را بالای ‏خبر بیاورد و عناصر دیگر را به ترتیب اهمیت در ادامه خبر ‏بنویسد. در صورتی که دبیران به فضای بیشتری نیاز داشته ‏باشند، می‌توانند ته چنین خبری را حذف کنند.‏

 
کوئیتو، اکوآدور - مازیا استر دو کاپوویا، که مسن‌ترین فرد جهان قلمداد می‌شد، در موطن خود اکوآدور، چنان که ‏نوه‌اش خبر داد، در گذشت. او 116 زندگی کرد، هم زمان با چارلی چاپلین به دنیا آمد و همان سالی ازدواج کرد ‏که امریکا وارد جنگ جهانی اول شد. ‏

در سال 84 بیش از 24 میلیارد لیتر بنزین و 29 میلیارد لیتر گازوئیل در کشور به مصرف رسید که بخش حمل‌ونقل بیشترین سهم مصرف را به خود اختصاص دادند.

به گفته مدیرعامل سازمان بهشت زهرا(س)، ایست قلبی با 28/11 درصد همچنان شایع‌ترین و سرطان ریه با 12/1 درصد، کمترین علت مرگ‌ومیر شهروندان تهرانی طی یک ماه گذشته بوده است.

معاون دبیرکل ستاد مبارزه با مواد‌مخدر با تشریح عملکرد نظام جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با قاچاقچیان و معتادان طی یک سال گذشته اعلام کرد:هر دو ساعت یک نفر در کشور بر اثر اعتیاد جان خود را از دست می‌دهد و سال گذشته 4320 نفر در ایران قربانی مواد‌مخدر شدند.

بخش هایی از یک کتاب:
کار با اعداد
خبرنگارها در هر حوزه‌ای که کار کنند اغلب با اعداد ‏سر و کار دارند. یک دلیلش این است که اخبار تجاری و ‏مالی اغلب جزو اتفاقات مهم روز است. برخی از خبرنگارها ‏وقتی نگاه‌شان به اعداد می‌افتد خشک‌شان می‌زند و این را ‏هم می‌گویند که خبرنگار + اعداد = اشتباه.‏

 
بی‌توجهی به پیشینه و اتفاقات ‏پیرامون خبرها باعث انعکاس ‏مبهم اخبار می‌شود. در نتیجه، اغلب، به جای ‏بیان ‏شفاف و معنادار خبر، تکه پاره‌هایی از اطلاعات بی معنا به دست ‏خواننده می رسد. ‏

پیشینه کمک می کند تا مخاطب بتواند ماجرا را دنبال کند.‏

پیشینه را در خبر پخش کنید. یک مقدار اینجا و یک مقدار آنجا. پیشینه در لید هم می‌تواند بیاید. چهار یا پنج کلمه ‏برای به پاسخ روشن به «چرایی» و «خب که چی» خبر. ‏

اگر شش جمله پیشینه دارید ‏بهتر است آن‌ها ‌را در شش جای مختلف پخش کنید. یک جای خوب برای پیشینه قبل و ‏بعد از نقل قول ها است. یا ‏قبل یا بد از رنگ و جزئیات تا این جزئیات در لابه لای توضیحات و تعریف ماجرا ‏معنا پیدا کنند.‏
‏«روش قدیمی "وی ‏گفت"، "وی افزود" ‏صاف و صریح بود ‏و این کاری بود ‏که همه از ‏آسوشیتدپرس ‏انتظار ‏داشتند. ‏اما ما از این ‏دوره گذر کردیم ‏‏... زمانه از ‏ما می‌خواهد به ‏خواننده کمک ‏کنیم که بتواند ‏با جریان ‏اطلاعات ‏که ‏نمی‌تواند به ‏تنهایی با آن ‏دست و پنجه نرم ‏کند همراه ‏بشود…‏‎ ‎برای ‏همین، دیگر ‏وظیفه ‏خبرنگارها است ‏که ‏برای فهم بهتر ‏موضوع ‏توضیحات و ‏پیشینه ‏ در ‏اختیار خواننده بگذارند‎.‎‏»‏ لویی دی. بوکاردی، ‏رییس پبشین خبرگزاری ‏آسوشیتدپرس

اگر نگاهی به گزارش‌های سریالی سرکوب مسلمانان در ازبکستان بیندازید متوجه می‌شوید که برخی از ‏پاراگراف‌ها، که ماجرای کلی را تعریف می‌کنند و پیشینه در اختیار خواننده می‌گذارند، تقریبا در همه خبرها ‏تکرار شده‌اند. ‏

آوردن پیشینه لازم است. اما نویسنده‌های خوب کلی تلاش می‌کنند تا پیشینه را در بهترین جای مطلب جا ‏بدهند. جا دادن مقدار زیادی پیشینه در بالای خبر خواننده را فراری می‌دهد؛ با این حال، اغلب به مقدار کمی ‏توضیحات و پیشینه در همان بالای خبر نیاز است. ‏ آیا خبر برای اولین بار رخ داده [مثلا تیم فوتبال ایتالیا (برای اولین بار) به تهران می آید]‏ یا آیا خبر مربوط به واکنشی به اتفاقات پیشین است [وزیر امور خارجه گفت ایران در امور داخلی عراق ‏مداخله نمی‌کند]‏ یا آیا یک دادگاه بر پا شده است؟ در تمام این موارد باید قدری پیشینه بدهید. بنویسید که مثلا تیم فوتبال ایتالیا برای اولین بار است که دارد به ‏ایران می‌آید؛ یا مثلا امریکا ایران را متهم کرده در امور داخلی عراق مداخله می‌کند؛ یا درباره اتهام توضیح و ‏مجازات احتمالی توضیح بدهید. رمز موفقیت در آوردن پیشینه این است که در همان حالی که دارید داستان را ‏روایت می‌کنید مقداری پیشینه و توضیحات در لابه لای آن اضافه کنید، نه این که یک تکه – مثلا چند پاراگراف ‏پیشینه – را وسط خبر جا بدهید و جریان روایت را قطع کنید. [رویترزی ها اغلب می‌گویند پیشینه را باید لابه لای ‏خبر ببافید.] ‏ هفته دیگر درباره این که چه طور می‌توانید به شکلی عمیق‌تر پیشینه در اختیار بگذارید در این ستون خواهید ‏خواند.‏

پس از این که مهم‌ترین و دانستنی‌ترین بخش پیشینه را در آغاز خبر یا گزارش‌تان تزریق کردید، (به پیشینه ‏را چه طور بنویسیم؟ (1) رجوع کنید)، می توانید به سراغ بخش عمیق تری از پیشینه بروید که برای درک مطلب تان لازم است. برای آن دسته از ‏روزنامه‌نگارانی که در نشریات متنی کار می‌کنند، اغلب بهترین کار این است که بخش اصلی پیشینه را لابه ‏لای مطلبی که ماجرا را روایت می‌کند نیاوریم و آنرا جداگانه در «باکس‌های اطلاعاتی» کنار مطلب ‏بگذاریم. (صفحه‌بندی‌کنیم.) با استفاده از یکی دو تا عکس کوچک، استفاده از عناصر گرافیکی یا قلم متفاوت ‏می‌توانیم کاری کنیم تا نگاه خواننده به این باکس‌ها معطوف بشود. مثال: روزشمار تحولات مهم تاریخی؛ فهرستی ‏از سؤوال و جواب‌های کلیدی که موضوع را روشن می‌کند (‏FAQ‏)؛ آمار و ارقام پیشین و زندگی‌نامه کوتاه افرادی ‏که حالا خبرساز شده‌اند. در حالی که دارید خبر یا گزارش‌تان را می‌نویسید به اطلاعاتی فکر کنید که می‌توانید ‏آن‌ها را جداگانه بیاورید و از قطع شدن جریان روایی خبر یا گزارشتان جلوگیری کنید. اما این نکته هم ‏خاطرتان باشد: اصل خبر باید همچنان به اندازه کافی پیشینه داشته باشد تا خودش به تنهایی قابل فهم باشد. گاهی ‏اوقات می‌توانید جمله ای جایی داخل مطلب اضافه کنید که مثلا (به باکس اطلاعاتی رجوع کنید).‏

نظرات شما
سلام
من سه تا مطلب مرتبط در بی بی سی نوشته بودم در مورد زلزله بم. 
اگه حالش رو داری یه نگاهی بهشون بنداز و نظرت رو بهم بگو 
خلی کلی: آیا طولانی نیست؟ آیا پیشینه به درستی در گزارش آمده؟ آیا ....
با تشکر فراوان
همکار اسبق ات:
بم تا ده سال دیگر هم ساخته نمی شود..."
سه سال پیش، ۵ دی ماه ۱۳۸۲، زمین زیر پای بمی ها لرزید. به قول محلی هایی که از حادثه جان به در بردند، بم با خاک یکسان شد و تاریخ بم همراه ارگ قدیم ۳۰۰۰ ساله اش، ویران شد. امروز در سومین سالگرد زلزله بم، سوالات بیشماری بی جواب مانده اند.

مردم بم پس از سه سال، چگونه زندگی می کنند؟ خانه های تازه ای که ساخته شده، چگونه آن ها را از حوادث آتی محافظت خواهد کرد؟ کودکان و زنانی که بازمانده های آسیب دیده تر شهر به حساب می آیند، چگونه روزگار بعد از بحران را می گذرانند؟ چهره عمومی شهر که با خیابان ها و مغازه های حاشیه آن دیده می شود، چه وضعی دارد؟



--------------------------------------------------------------------------------



بخش اول: کانکس های تجاری


بخش دوم: مادر آنقدر جان نداشت که پدر مرد


بخش سوم: جشن مردودی ساخت و ساز


بخش اول


"مغازه مال خودم است ولی زمین اش، اجاره ای است." محمد، که در یک کانکس در یکی از خیابان های مرکزی بم، شیرینی فروشی دارد، درباره مغازه ای که مال خودش است می گوید: "دو تا کانکس به جای خانه مان که تخریب شده بود، داده بودند. یکی اش را آورده ام اینجا مغازه اش کردم."

او درباره ساخت مغازه به جای کانکس می گوید: "پیش از این، در خیابان تختی بودیم. گفتند آقای احمدی نژاد می خواهد بیاید. برای همین خیابان را خلوت کردند تا برای ساخت خیابان و مغازه هایش، بودجه بگیرند. بودجه را گرفتند، ولی خیابانی ساخته نشد. الان آن منطقه متروکه شده است."

محمد به همراه تعدادی از اقوام بازمانده اش در بم به تجارت مشغول است. اما خودش از کاری که می کند راضی نیست: "گفتند بیا جواز بگیر، در شهر خودت کار و کاسبی راه بیانداز. وام بهت می دهیم و کمکت می کنیم. من همه کارهای مربوط به جواز کسب و کار را کردم، اما آن ها چیزی ندادند، خودم کاری را که می بینید دست و پا کردم. آنها فقط شعار می دهند. موقعی که خواستم بروم وام بگیرم، گفتند تو ۸۳ ای هستی، یعنی بعد از زلزله آمده ای جواز گرفته ای، بهت وام نمی دهیم." "آن ها" از نظر محمد، "دولت" است. 

او که پیش از زلزله در یک شرکت گاز در کرمان کار می کرده،‌ به قول خودش به طور موقت در بم مانده است و شاید به زودی از بم مهاجرت کند.

آخرین مشکلی که محمد با آن مواجه است این است که "گفته اند می خواهیم در این منطقه مغازه بسازیم، کانکس را جابجا کنید. اگر یک بار دیگر کانکس را جابجا کنیم، از بین می رود. تازه، برداریم کجا برویم؟ خوب، بسازید، به ما هم این امکان را بدهید که برویم داخل مغازه کار کنیم." 

او در حال حاضر، ماهی ۵۰ هزار تومان اجاره زمین خالی می دهد. 

کاسب های مال باخته

"هشت باب مغازه داشتم که چهار تاش را اجاره داده بودم، دو تاش خالی بود و دو تاش هم دست خودم بود که لوازم خانگی می فروختم. در زلزله همه اش رفت زیر آوار." کم نبودند از شهروندان بمی که مانند داریوش، همه هستی شان را در زلزله از دست داده اند. 

این افراد، بعد از حادثه، اوضاع روحی مناسبی نداشتند و تا مدت ها بعد از آن نتوانستند برای ساخت و ساز مغازه و خانه خود اقدام کنند: "من تا دو سال بعد از زلزله در بم نبودم. بعد از دو سال آمدم، خانه خودم را به خودم نمی دادند. حالا که خانه ام مشخص شده، ‌وام نمی دهند بسازم، می گویند چرا در این سه سال نیامدی؟ نمی فهمند که ما بدبختی داشتیم." او طی این دو سال، در جیرفت، با دخترش زندگی می کرده است.

داریوش می گوید: "بعد از یک عمر کاسبی، حالا با تاکسی، مسافر کشی می کنم." و مشکل دیگری هم دارد: "بعد از مدتی که پروانه ساخت مغازه ام را گرفتم و هزینه های مربوط به نقشه کشی و شهرداری برای صدور پروانه را هم کامل پرداختم، می گویند باید نامه ای از میراث فرهنگی بیاورید. در اداره میراث هم می گویند باید ارتفاع ساختمان ات را حدود دو متر کم کنی، در حالی که من عوارض کل ساختمان را پرداخت کرده ام. آیا میراث فرهنگی، عوارض من را بازپرداخت می کند یا به من خسارت می دهد؟"

حمید هم که در مسیر فرودگاه تا شهر، به مسافر کشی مشغول است، قبلا فروشگاه مواد غذایی داشته است: "در زلزله سه تا بچه ام از بین رفتند. خودم هم کمرم آسیب دید. قبل از زلزله، ماشین داشتم و در مغازه مواد غذایی خودم کار می کردم. حالا باید روی ماشین مردم کار کنم." او درباره کمک های دولت به زلزله زده های بم می گوید: "وام زیاد ندادند. اما آن اوایل، کنسرو و مواد خوراکی می دادند."

اگر به عنوان یک مسافر تازه وارد، از او درباره وضع شهر سوال کنید، ‌اولین چیزی که می گوید این است: "در شهر، مغازه خیلی ساخته نشده است. اغلب افراد، هنوز در کانکس به خرید و فروش اجناسشان مشغول اند."

صادق، با چهره آفتاب سوخته اش، درباره وضعیتش می گوید: "بعد از دو ماه که از بیمارستان مرخص شدم، آمدم دیدم نه خانه ای هست نه کارگاهی." او پیش از زلزله، کارگاه خیاطی داشت: "بعد از زلزله حتی چرخ های خیاطی ام را هم در زیر آوار پیدا نکردم. هر چه هم مانده بود، ‌دزدیده بودند."

او که الان روی لودرهای خاک برداری در ارگ قدیم کار می کند، در باره وضعیت کاری امروزش می گوید: "الان هر کاری باشد انجام می دهم. یک پسر داشتم که همراه همسرم، در زلزله، کشته شد. هیچ قوم خویش درجه یکی هم در بم ندارم." 

‘شهر، دیگر جلوه ای ندارد’

حمیدرضا، شهروند بمی که بازنشسته آموزش و پرورش است، درباره وضع عمومی ساخت و ساز در شهرش می گوید: "ظاهر و جلوه شهر به واحدهای تجاری آن وابسته است. چون آنها ساخته نشده، ساخت و ساز در بم خودش را نشان نمی دهد. در مرکز شهر، تعدادی خانه ساخته شده، البته نه زیاد، ولی ساخته شده است."

آمارهای غیر رسمی حاکی اند که ۴۲۰۰ واحد صنفی پروانه دریافت کردند، اما تنها ۶۰۰ – ۷۰۰ کانتینر برای ارایه خدمات این واحد ها موجود بود. بنابراین بعضی از کسبه با اسکلت های فلزی، کانتینری برای خودشان ساختند.

به نظر مرتضی، شهروند بمی که به فعالیت تولیدی مشغول است: "کندی ساخت و ساز این واحد ها و ناتوانی اصناف در اسکان مناسب، چند دلیل اصلی دارد. افزایش قیمت محصولات و خدمات وابسته به بازسازی به دلیل تقاضای زیاد، یکی از این دلایل بود. نبود قوانین در ماه های اول که هنوز هم ادامه دارد، دلیل دیگری بود که باعث شد فعالیت های مرتبط با گرفتن مجوزهای ساخت و ساز با کندی زیادی دنبال شود."

عباس، یکی دیگر از ساکنان بم در مورد برنامه های دولت برای بازسازی منطقه ای که در آن کار می کند می گوید: "برای این جا فعلا قصد ندارند که مغازه هاش رو درست کنند. در مرکز شهر دارند کمی درست می کنند، اما دیگر به خیابان های فرعی نرسیده اند."او از تصور این که هنوز بعد از سه سال برنامه ای برای بازسازی در کار نیست خنده تلخی می کند. مغازه عباس نزدیک میدانی است که ساختمان فرمانداری در آن واقع شده است."

[ ۱۳۸۸/٤/۱ ] [ ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

 

 
روزنامه نگاری مالتی مدیا (چند رسانه‌ای)
 
خبرهای چندرسانه‌ای را این روزها در بسیاری از سایت‌های خبری می‌بینیم. سری به Yahoo!_News بزنید یا صفحه گزارش ویژه درباره ایران یا 
عراق
 را باز کنید. یا به روزنامه New York Timesسری بزنید و وارد صفحه بین‌الملل بشوید. یا به MSNBCبروید که تیتر یک سایت اغلب یک کلیپ ویدئویی است.

در یک صفحه وب شما می‌توانید عکس،‌ متن، گرافیک و کلیپ‌های ویدئویی را کنار هم نمایش بدهید و همین امکان باعث شده تا سایت‌های آنلاین با استفاده از این رسانه‌ها (عکس،‌ متن، گرافیک و کلیپ‌های ویدئویی، ...) در کنار هم نوع جدیدی از روایت خبر را ابداع کنند.

دانشگاه برکلی امریکا، که رشته روزنامه‌نگاری‌اش هم معروف است، بخشی از سایت اینترنتی خود را به روزنامه‌نگاری چند رسانه‌ای اختصاص داده است. در این سایت هم روزنامه‌نگاری چند رسانه‌ای تعریف شده و هم گفته شده چطور می‌شود یک خبر چند رسانه‌ای تهیه کرد.

اگر به زبان انگلیسی مسلط هستید حتما سری به این 
سایت 
بزنید. اگر نه، می‌توانید ترجمه بخش‌هایی از مطالب این سایت را در اینجا بخوانید:

 

 
یک خبر چند رسانه ترکیبی است از متن، عکس، کلیپ‌های ویدئویی، صدا، گرافیک که به صورت اینتراکتیو (دوسویه) در قالبی غیرخطی در یک وب سایت عرضه شده است به ترتیبی که هر تکه اطلاعات تکمیل کننده تکه‌ دیگر اطلاعات است و تکراری نیست.

غیرخطی یعنی به جای این که خوانده یک روایت را از اول تا آخر دنبال بکند او می‌تواند از میان سفره حاوی اطلاعات و مطالب مختلف که پیش رویش پهن شده به سلیقه خودش گشت بزند و از ماجرا مطلع شود. 

تکراری نبودن یعنی به جای این که تنها متنی از یک واقعه داشته باشیم که فیلم همان واقعه را هم در وب سایت گذاشته‌ایم، بخش‌های مختلف یک خبر را با رسانه‌های مختلف تعریف کنیم. مثلا در متنی که در صفحه روان اطلاعات اطلاعات بدهیم که چند نفر در یک زلزله کشته شدند. در یک کلیپ ویدئویی که در گوشه دیگر صفحه است، تصاویری از تخریب را نمایش بدهیم. و با یک نمایش اسلاید تصاویری از چهره مجروح‌ها و کشته شده‌ها نمایش بدهیم. 

رسانه‌های مختلف یعنی همان متن، عکس، کلیپ‌های ویدئویی، و ... و نکته کلیدی این است که از این رسانه‌ها طوری استفاده کنیم که هر بخش‌ از خبرمان به بهترین نحو نمایش داده بشود.
زمانی که موسسه‌های خبری تمایل دارند از دو ویژگی اصلی روایت خبر در وب یعنی امکان افزودن اطلاعات پیرامونی به یک خبر و همچنین امکان استمرار و تعقیب ماجرا (context_and_continuity) استفاده بکنند، اغلب خبرهای چند‌رسانه‌ای در یک بسته (shell) (یک صفحه وب) پیچیده می‌شوند که در این صفحه پیشینه، عکس، اطلاعات پیرامونی، کلیپ و یدئویی و همه و همه در کنار هم در اختیار قرار می‌گیرند. 

بسته‌های خبر چندرسانه‌ای مثل سفره‌ای با غذاهای مختف است که پیش رویتان گشوده می‌شود و شما می‌توانید به انتخاب خود غذایی را که دوست دارید مزه کنید.

این سفره (Shell) می‌تواند شامل هر چیزی باشد، از یک بانک اطلاعات گرفته، تا یک سال‌شمار، باکس‌های اطلاعات برای فهرست‌ کردن خبرهای مرتبط، لینک به منابع دیگر، تالارهای گفت‌وگوی آنلاین. اطلاعات هر بسته خبری خواننده را با متن و فضای کلی خبر آشنا می‌کند و همچنین دریچه‌ای به روی خبرهای مرتبط دیگر باز می‌کند.

در همین حال، هر بسته خبری، خود می‌تواند بخشی از یک موضوع گسترده‌تر خبری یا یک حوزه خبری باشد و ابعاد کلی و گسترده‌تر یک خبر را بیان ‌کند. 



انواع بسته‌های چند رسانه‌ای

Story shell
بسته چند رسانه‌ای راجع به یک خبر





Story Shell





توضیح: یک بسته چند رسانه‌ای راجع به تاریخ نژادپرستی در امریکا است. در وسط صفحه متن یک گزارش توصیفی درباره برداشت محصول در زمان قدیم توسط برده‌ها روان است که حالا یک تور در آن مزرعه برپا است.

یک ویدئو کلیپ فلاش که می‌توانید در گوشه سمت راست تصویر روی آن کلیک کنید شما را به یک اسلاید همراه با توضیح می‌برد.

در گوشه‌ی بالا در سمت راست صفحه در یک باکس اطلاعات در یک جمله می‌گوید که این بسته خبری درباره چیست.

در بخش دیگری از نوار سمت چپ، به دیگر مطالب نیویورک تایمز که درباره برده‌داری است لینک داده شده است.

همچنین لینکی وجود دارد به سایت‌های دیگر اینترنتی که درباره نژادپرستی در امریکا هستند.


Issue shell
بسته چند رسانه‌ای راجع به یک موضوع خبری داغ





Issue Shell



توضیح: یک بسته چند رسانه‌ای راجع به تحولات عراق. آخرین خبرها یک گزارش‌های جذاب در بالا و وسط صفحه تیتر یک می‌شوند. این خبرها و گزارش‌ها روزانه تغییر می‌کنند.

اخبار حاشیه‌ای و کم‌تر مهم در یک باکس در سمت راست و بالای صفحه کار شده‌اند. زیر همین باکس، خبرهایی که پربیننده هستند ردیف شده‌اند. 

در بخشی دیگری از صفحه به سایت‌های دیگر که مطالب به درد بخور درباره عراق دارند لینک داده شده است.

یک باکس دیگر هم در وسط صفحه وجود دارد که اگر به آن مراجعه کنید می‌توانید به اطلاعات بیوگرافیک سربازهای امریکایی که در جنگ عراق کشته شده‌اند دست یابید.

مابقی صفحه – وسط تا پایین – مربوط به مطالب پیشین است – شامل خبر، گزارش، یادداشت، ... که اگر آخرین خبر را دنبال کردید اما متوجه ماجرا نشدید و به اطلاعات بیشتر احتیاج داشتید می‌توانید با رجوع به گزارش‌ها و خبرهای پیشین از تمام ماجرا به خوبی سر در بیاورید.

Beat shell
بسته چند رسانه‌ای راجع به یک حوزه خبری





Beat Shell




توضیح: یک صفحه مربوط به حوزه حقوق. در وسط صفحه تا پایین آخرین خبرها و مطالب مربوط به این حوزه زیر یک دیگر ردیف شده است. گزارش‌های روزانه رادیویی درباره آنچه در کنگره می‌گذرد در یک باکس در وسط صفحه سمت راست دیده می‌شود. چند تا باکس دیگر که زیر هم در وسط صفحه ردیف شده‌اند شما را – اگر بخواهید – در کنگره به گردش می‌برند، به شما می‌گویند چه پروسه‌ای طی می‌شود تا یک لایحه تبدیل به یک قانون بشود، متن لوایح را در اختیار می‌گذارند، و ... در سال شماری که در باکسی دیگر آمده است، می‌توانید از تحولات کلیدی کنگره در سالی که گذشت مطلع شوید.

در بخش مالتی مدیا نیز کلیپ هایی ارائه شده که شما را با تاریخ قانونگذاری در امریکا آشنا می‌کند.

General shell
بسته رسانه‌ای درباره اخبار مهم





General Shell



توضیح: آخرین تحولات خبری را در این سایت بخوانید. اما این همه ماجرا نیست. تیتر یک این سایت یک کلیپ ویدئو است در روز تهیه این مطلب (4 سپتامبر، 2006) این ویدئو کلیپ به جریان کشته شدن یک شکارچی تمساح تعلق داشت که توسط یک سفره ماهی کشته شده بود. اگر روی آن کلیک کنید صفحه‌ای پیش رویتان باز می‌شود که در آن هم فیلمی راجع به شیرین‌کاری‌های آن شکارچی تمساح می‌بینید، هم یک اسلاید شو برای شما مهیا شده و هم متن یک خبر آسوشیتدپرس را می‌توانید بخوانید.

چه چیزی خبر چند رسانه‌ای نیست؟

سایت‌هایی مثل 
www.cnn.com
www.washingtonpost.com
www.npr.org
www.msnbc.com

سایت‌های چند رسانه‌ای هستند. این سایت‌ها متن دارند، کلیپ ویدئویی دارند، صدا دارند، عکس دارند، گرافیک‌های دوسویه دارند. (گرافیک‌هایی که می‌توانید روی بخش‌های مختلف آن کلیک بکنید) اما بخش اصلی خبرهای این سایت‌ها اغلب با روایت خطی نوشته شده‌ و با استفاده از تنها یکی از رسانه‌ها یکی متن، فیلم، عکس، یا صدا ساخته شده‌اند. در کنار متن اغلب عکس هم گنجانده شده درست مثل روزنامه‌ها یا مجلات. ویدئو هم اغلب همان نسخه‌ای است که در تلویزیون نمایش داده شده است. معمولا این ها خبرهای مجزا هستند که در برای رسانه‌های مختلف ساخته شده‌اند و حالا در یک صفحه کنار هم چیده شده‌اند. 

http://www.cnn.com/SPECIALS/2003/new.iraq/after.war/
http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/articles/A32448-2003May8.html
http://www.msnbc.com/news/909298.asp?0si=-
http://www.npr.org/display_pages/features/feature_1252560.html


خبرهای خبرنگارگرا در مقابل خبرهای تهیه‌کننده‌گرا

خبرهای چندرسانه‌ای دو نوع هستند:
- یکی آن‌هایی که خبرنگار خودش باید بسته خبری را تهیه کند. این نوع خبرها اغلب یک خبر روزانه راجع به یک حوزه خبری، یک گزارش، یک خبر یا گزارشی مربوط به یک سلسله گزارش تحقیق و تفحصی، یا یک پروژه ویژه هستند. خبرنگار چند رسانه‌ای که گاه از آن با عنوان «خبرنگاری کوله پشتی به دوش» Backpack_Journalist یاد می‌شود، به حوزه خبر یا محل رویداد سر می‌زند،‌ از دوربین‌ فیلم‌برداری‌اش به عنوان دفترچه یادداشت استفاده می‌کند. فیلم می‌گیرد، عکس می‌اندازد، صدا برمی‌دارد، اطلاعات جمع می‌کند، اطلاعاتی که در قالب متن و گرافیک نمایش داده می‌شوند. همین‌طور که پیش می‌رود و مواد لازم را جمع آوری می‌کند خبر هم در مغزش شکل می‌گیرد که در نهایت با ملاطی که در دست دارد چه خبر یا گزارشی را شکل بدهد.
Touching Hearts گزارشی است درباره کسانی که بین مرگ و زندگی در نیجریه دست و پنجه می‌زنند. این یک بسته چندرسانه‌ای خبرنگارگرا محسوب می‌شود. 
http://www.npr.org/display_pages/features/feature_1252560.html

- دیگری بسته‌های خبری که سردبیر یا تهیه‌کننده درگیر آن هستند،‌ مثل بسته‌های خبری مربوط به Breaking_News اخباری که تازه رخ داده یک پروژه‌های ویژه. سردبیر وظایف اعضای تیم را مشخص می‌کند، که هر کدام قطعه‌ای از خبر را پوشش بدهند. مثلا خبری راجع به طوفانی که شهری را تخریب می‌کند. او از عکاس می‌خواهد عکس بیندازد، یک گزارشگر به محل برود و مصاحبه بگیرد، یک فیلمبردار از تخریب فیلم بگیرد، یک گزارشگر دیگر از طریق تلفن اطلاعات جمع‌آوری کند، یک طراح گرافیست نقشه و تصاویری که اتفاق را به تصویر بکشد تهیه کند. خود خبر در مغز سردبیر یا تهیه کننده شکل می‌گیرد و او تصمیم می‌گیرد که از ملاطی که در دست دارد چطور استفاده کند که کل قضیه شکل بگیرد. گزارش «قهرمان‌های مینیاپولیس» که مینیاپولیس استار تریبیون آنرا منتشر کرده از این جنس بسته‌های چند رسانه‌ای است.
http://www.startribune.com/localheroes


انتخاب موضوع برای تهیه یک خبر چند رسانه‌ای
همه خبرها برای تولید خبرهای چندرسانه‌ای مناسب نیستند. بهتر خبرهای چند رسانه‌ای خبرهای چند بعدی (چند وجهی) هستند. در آن‌ها حرکت و اکشِن وجود دارد که به درد فیلم می خورد، جریان یا روند انجام کاری را توضیح می‌دهند که تصاویر گرافیکی می‌تواند به کمک روشن شدن موضوع بیاید (مثلا چطور توفانی شکل می‌گیرد یا این عمل جراحی جدید چطور انجام می‌شود) کسانی وجود دارند که می‌توانند به شما نقل قول‌های کوتاه صریح و شفاف بدهند که به صورت صوت یا فیلم از آن استفاده کنید. یا کسانی وجود دارند که می‌‌توانید احساسات آن‌ها را با عکس به تصویر بکشید. برای تولید خبرهای چندرسانه‌ای بهتر است به محل ماجرا بروید و در آنجا با منابع خبرتان رو در رو بشوید تا این که بخواهید کار را تلفنی انجام بدهید.

جمع‌آوری اطلاعات
قبل از این که به محل ماجرا بروید، سعی کنید تا می‌توانید اطلاعات جمع‌آوری کنید که با آن بتوانید یک Storyboard (طرح اولیه) خام تهیه کنید. با این طرح اولیه مشخص می‌شود که از کدام رسانه‌ها برای تهیه کدام مطالب استفاده می‌کنید. برای تهیه این طرح یک مصاحبه مقدماتی با یکی از منابع خود انجام بدهید تا ماجرا دستتان بیاید و کمی پیشینه تهیه کرده باشید. این مصاحبه همچنین به شما کمک خواهد کرد که حدس بزنید در محل ماجرا چه چیزی در انتظارتان خواهد بود. همچنین سعی کنید سری به نشریات و اینترنت بزنید و ببینید چه چیزهایی درباره موضوع مورد نظر شما قبلا چاپ شده است. بعد تا می‌توانید، چیزهای تصویری مثل‌ کلیپ ویدئویی، عکس، نقشه و گرافیک جمع‌آوری کنید.

[ ۱۳۸۸/٤/۱ ] [ ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آخرين مطالب
لینک دوستان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
بک لينک