|
پروانگی |
ابلیس وقتی نزد فرعون آمد وی خوشه ای انگور در دست داشت و تناول میکرد . ابلیس گفت : هیچکس تواند که این خوشه انگور را مروارید ساختن ؟ فرعون گفت نه . ابلیس به لطافت سحر آن خوشه انگور را مروارید ساخت . فرعون بسیار تعجب کرد و گفت : اینک استاد مردی توئی . ابلیس سیلی بر گردن او زد و گفت : مرا با این استادی حتی به بندگی قبول نکردند . تو با این حماقت چگونه دعوی خدائی کنی؟................. [ ۱۳۸۸/۱٠/٢۳ ] [ ٥:٤٦ ق.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
|
درباره وبلاگ
لینک های مفید
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
لینک های مفید |
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |