|
پروانگی |
[ ۱۳۸۸/۱٢/٢٥ ] [ ۱٠:٥۸ ق.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳۸۸/۱٢/٢۳ ] [ ۱٢:٠٠ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
![]() با گذشت زمان تغییرات زیادی در آداب و رسوم بشر اتفاق میافتد و بعضی از مراحل و جنبههای این رسوم کمرنگ شده و در مقابل مراحل جدیدی به آنها اضافه میشود. اما گاهی بعضی از این رسوم استوار و محکم بر جای خود باقی میماند و هرگز رنگ نمیبازد. ازدواج نیز به عنوان یکی از رسوم در چند سال اخیر تغییرات بسیاری نسبت به گذشته در آن اتفاق افتاده که بعضی از جنبههای آن حذف شده و بعضی از جنبهها به آن اضافه گردیده است. اما بعضی از مراحلی که در این امر باید رعایت شود در طول زمان چندان دستخوش تغییر نشده و پیوسته شکل ثابت خود را حفظ کرده است. البته شاید بعضیها به سلیقه خود تغییراتی در آن ایجاد کنند اما این تغییرات آنقدر کوچک هستند که چندان به چشم نمیآیند.
از جمله این مراحل خواستگاری است. دختر و پسر به هر طریقی که با هم آشنا شده باشند حتماً باید جلسات متعدد خواستگاری را از سربگذرانند تا به مقصود خود یعنی ازدواج موفق برسند و هیچ ازدواج موفقی بدون گذراندن این مرحله اتفاق نمیافتد. سالهای گذشته به دلیل شناخت بیشتر خانوادهها از یکدیگر، حساسیت آنها در این جلسات کمتر بود و ازدواج در مدت زمان کوتاهی اتفاق میافتاد، اما امروز به دلیل دور شدن افراد از یکدیگر و شناخت کم خانوادهها از هم، سعی میشود این جلسات با اهمیت و توجه بیشتری مدنظر قرار گرفته شده و نتایج با ثباتی از آنها گرفته شود. چگونگی برخورد با طرف مقابل و خانواده او و همینطور سوالات مورد نظر که باید پرسید شود روند خواستگاری که در هر جلسه باید طی شود و... همه و همه باید به افراد و خانوادهها آموزش داده شده تا بتوانند تصمیمات صحیح و منطقی بگیرند و با ازدواج موفق یک عمر زندگی خود را بیمه کنند. بهتر است اولین تجربه ی ازدواج را ازدواج موفق شکل بدهند و این تنها از طریق سرمایهگذاری امکانپذیر است. این سرمایهگذاری از طریق شرکت در کلاسهای آموزشی، مطالعه، داشتن مشاور و انجام مشاوره، گفتگو و تلاشهای دوره خواستگاری امکانپذیر است. در فرآیند گسترده خواستگاری سیستم والدین و سیستم دختر و پسر باید با هم تعامل داشته باشند. چون دختر و پسر عضوی از یک خانواده هستند، پس علاوه بر شناخت خصوصیات فرد باید خانواده او را هم شناخت.
سیستم تحقیق امروز چندان جواب نمیدهد و نباید تنها به آن اعتماد داشت. پس باید به فرآیند گسترده خواستگاری توجه کرد و به بحث و گفتگو در این جلسات پرداخت. باید 3- 4 جلسه گفتگو و سوالات متعدد و اساسی از فرد پرسیده شود. باید به فرد نزدیکتر شویم تا از لحاظ خصوصیات شخصیتی او را بهتر بشناسیم.البته اعتمادسازی در این زمینهها بسیار نیاز است و باید اعتماد طرف مقابل را جلب کنیم.
علاوه بر مسائل بالا باید توجه داشت که، پایان جلسه اول نباید پاسخ قطعی داد. در جلسه دوم مسائلی که در جلسه اول ابهام آمیز بوده را باید مطرح کرد و بعضی از ادعاهای مطرح شده در جلسه اول باید ریز مورد بررسی قرار گیرند. در جلسات خواستگاری باید به ادعاهای آرمانی فرد هم توجه کنیم و بسنجیم که آیا این ادعاها با توجه به شرایط فرد و ظرفیت او و خانوادهاش امکانپذیر هست یا نه. ![]() در جلسات خواستگاری از چند نکته باید مطمئن شد: 1) افراد تیپهای شخصیتی مختلف دارند. دو طرف باید تیپ طرف مقابل را بشناسند و در مقابل تیپ شخصیتی خود قرار دهند. گاهی دو تیپ مخالف باعث ایجاد اختلاف بین افراد میشود.پس باید تیپها به هم نزدیکتر باشند تا اختلافات کاهش یابد. 2) باید بفهمیم انگیزههای ازدواج کوتاه نباشد و برای لذت جوییهای جنسی یا برای عوامل جانبی مثل ثروت پدر و... یا دید یک بعدی در انتخاب نباشد. 3) باید مراقب عدم تعادل شخصیتی باشیم که این امر از طریق توجه به 5 عامل امکانپذیر است: فرد در سن انتخاب باشد، زندگی متعادلی داشته باشد، نظارت والدین بر زندگی فرد وجود داشته باشد، رشد عقلانی کافی داشته باشد، استقلال فکری داشته باشد. 4) باید تشخیص دهیم این فرد مفهوم اصلی عشق و محبت را چشیده و میتواند ابزار کند. برای این تشخیص روابط والدین بسیار معرف است و روابط آنها میتواند نشان دهنده توانایی وی در ابراز عشق باشد. 5) ببینیم آیا برای آینده خود برنامهای دارد یا نه. 6) آیا دارای عزت نفس خانوادگی هست یا نه. اعضای خانواده به او احترام میگذارند یا نه و... جلسات خواستگاری به عنوان یک نردبان عمل میکند هر پله مقدمه رفتن به پله بالاتر است. پس چه بهتر که با اطمینان و قدمهایی محکم هر پله را طی کنیم تا خطر سقوط به صفر برسد و صعودی موفق داشته باشیم.
در جلسات خواستگاری یک سری مقدمات و شرایط باید در نظر گرفته شود: 1) هماهنگی: باید خانوادهها در این زمینه با هم هماهنگی داشته باشند و جلسات مستقلی برای خواستگار در نظر گرفته شود. 2) از تعداد افرادی که به خواستگاری میآیند، اطلاع داشت و کسانی که میآیند از خانواده اصلی فرد باشند. کمترین افراد که بیشترین دخالت را دارند باید بیایند. 3) آمادگی: باید هزینه و زمان صرف کسب این آمادگی کرد و برای هر مسئلهای که امکان اتفاق افتادن دارد، کسب آمادگی کرد. 4) باید جلسه اول بحثهای عمومی داشته باشیم و یک دفعه دختر و پسر سراغ بحث خصوصی نروند. 5) طرفین باید از زحماتی که نسبت به یکدیگر انجام دادهاند تشکر کنند.
در جلسه اول 3 بحث باید مطرح شود: جلسه اول باید کوتاه برگزار شود و این سه بحث را باید دختر و پسر و در درجه اول پسر مطرح کند. اما اگر پسر صحبتی در این سه زمینه نکرد، دختر باید پیشدستی کند. 1) معرفی شفاف یکدیگر. باید نکات خاص و اساسی را بیان کنند. 2) نقطههای عطف زندگی در انتخاب طرف مقابل مطرح شود. 3) صداقت و صمیمیت در زندگی از نظر دو طرف تشریح شود. جلسات خواستگاری به عنوان یک نردبان عمل میکند هر پله مقدمه رفتن به پله بالاتر است. پس چه بهتر که با اطمینان و قدمهایی محکم هر پله را طی کنیم تا خطر سقوط به صفر برسد و صعودی موفق داشته باشیم.
منبع : مجله تخصصی عطر سیب [ ۱۳۸۸/۱۱/٢٦ ] [ ۱٢:۱٢ ق.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
معجزه ای به نام صمیمیتصمیمیت و اثرگذاری آن در زندگی مشترکصمیمیت در روابط زن و شوهر چگونه بهوجود میآید؟![]() ارتباط درست و مثبت با همسر ، از عوامل مهم بهبود کیفیت زندگی مشترک و رهایی از مشکلات میباشد. در زندگی مشترک موفق ، زوج ها به رابطهی خود با همسرشان اهمیت میدهند؛ به خواستههای هم توجه دارند؛بیشتر مواقع ، آرامش خود را حفظ می کنند ؛ سعی دارند همیشه خودشان باشند ؛ با مسائل به صورت مثبت برخورد کنند و خود را با شرایط وفق دهند؛ مصمم به تغییر خود هستند ولی درصدد تغییر همسر و دیگران بر نمی آیند چرا که می دانند هیچ کس را نمی توان تغییر داد ؛ شرایط را به جای تحمل ، پذیرا میشوند و در صورت بروز اختلاف همه چیز را منفی نمی بینند و ویران نمی سازند ، با بحرانهای زندگی به آرامی برخورد و عبور کرده و روزهای خوب مشترک گذشته را به کلی نادیده نمی گیرند و به دنبال یافتن راه حل های مثبت و سازنده ای هستند که به دوام زندگی مشترکشان کمک کند. در یک زندگی مشترک موفق ، زن و مرد به حرفهای یکدیگر توجه دارند و احساسات خود را به راحتی نشان می دهند ، هر چند احتمال دارد که احساساتشان مورد توجه و تایید همسرشان نباشد.
متاسفانه بیشتر افراد از کودکی یاد می گیرند احساسات خود را در درون خود نگاه دارند و به ظاهر خود را آرام نشان دهند ولی بار سنگین عدم بروز احساسهای خویش را سال های سال به دوش بکشند . بیان نکردن احساسها باعث ایجاد مشکلات روانی مانند زودرنجی ، پرتوقعی، زورگویی، گوشهگیری و افسردگی میشود. بنابراین هیچگاه نباید از وجود احساسات غافل شد و آنها را انکار کرد. میبایست احساسات خود را به طریق منطقی بروز دهیم . به فرزندان خود یاد دهیم که ناراحتیهای خود را به طریق صحیح نشان دهند تا سبکبال و آزاد و بدون هرگونه احساس شرمندگی و گناه ، بزرگ شوند. وقتی از بچگی یاد بگیریم احساسات خود را به راحتی بروز دهیم و با آنها به درستی برخورد کنیم در بزرگسالی با آرامش خاطر ، با مسائل برخورد کرده و مسائل را به صورت درست تجزیه و تحلیل میکنیم و عقده های ناشی از پنهان کاری را به خود و دیگران تحمیل نمیکنیم و کمتر رفتار ناپسند از خود بروز میدهیم، از همسر و فرزندان توقع نخواهیم داشت که بدون اراده و به صورت چشم بسته به حرف ما گوش کنند. ابراز نکردن احساسها باعث ایجاد مشکلات روانی مانند زودرنجی ، پرتوقعی، زورگویی، گوشهگیری و افسردگی میشود در زندگی مشترک وقتی عشق و مهر و محبت و مشارکت عادلانه بین زوجها حاکم باشد ، صمیمیت به وجود میآید . صمیمیت در روابط زناشویی دارای جنبههای قوی عاطفی و اجتماعی است که به پویایی و تداوم زندگی مشترک کمک فراوان می کند. ![]() جهت تامین بهداشت روانی اعضای خانواده ، داشتن رابطهی صمیمانه بین زوجها ، بسیار ضروری است چرا که این رابطه همواره جایگاه خاص و مثبتی در زندگی دارد . وقتی صمیمیت بین زن و مرد برقرار باشد آنان در برابر مشکلات فردی و اجتماعی توانمند می شوند. درمان گران خانواده به زوجها توصیه میکنند با هم صمیمی شوید و یکدیگر را تقویت کنید چرا که وقتی با کسی احساس صمیمیت کنید ، با او رفتار خوبی خواهید داشت. برای این که صمیمیت زن و مرد نسبت به هم افزایش یابد ، سعی کنید به نکات مثبت یکدیگر بیشتر توجه و تمرکز کنید. همسران جوان با وجود اینکه یکدیگر را دوست دارند ولی به علت نبود نگرشهایی مشابه ، تجربه و اطلاعات کافی نسبت به مسائل و پدیده ها و عوامل دیگر ، نگران شده و عدم تعادل بینشان به وجود میآید. برای ایجاد تعادل به منظور داشتن رابطه ی صمیمانه ، نیاز است که یکی یا هردو با افزایش آگاهی تلاش کند تا احساس خود را نسبت به دیگری یا نسبت به عوامل و پدیدههای اطراف تغییر دهد تا صمیمیت شکل گیرد و تعادل و ثبات در زندگی مشترک به وجود آید. باید توجه داشت وقتی احساس صمیمیت بین زن و مرد برقرار باشد و هر یک تعهدات و وظایف و نقشهای جنسیتی خود را به نحو احسن انجام دهند ، بیشتر به سوی همدیگر جذب شده و موجب نشاط و طراوت و پایداری بیشتر زندگی مشترکشان می شوند؛ در حالی که وقتی یک یا هر دو در زندگی مشترک احساس بی عدالتی و نارضایتی کنند ، از برقراری روابط صمیمانه بین خود و همسر اجتناب کرده و موجب شکست زندگی مشترک می شوند. برای این که صمیمیت زن و مرد نسبت به هم افزایش یابد ، سعی کنید به نکات مثبت یکدیگر بیشتر توجه و تمرکز کنید. باید توجه داشت که زنان و مردان ، روابط صمیمانه در زندگی مشترک را با توجه به بینش ، آگاهی و تجربه به صورتهای متفاوت دریافت ، تجربه و ارائه میکنند. با وجود آگاهیهاست که زن و مرد متوجه می شوند که نیازها و چگونگی برطرف کردن آنها برای زنان و مردان چقدر با هم متفاوت هستند ؛ برای مثال برداشت متفاوت زنان و مردان در مورد صمیمیت ، این است که زنان «خود ابرازگری» را نشانهی صمیمیت در روابط می دانند در حالی که مردان صمیمیت را «مشارکت در فعالیتها» تصور می کنند. ![]() وقتی باورهای مثبت و احساس صمیمیت درباره ی خود، همسر و زندگی مشترک داشته باشیم به راحتی می توانیم به همسرمان و دیگر اعضای خانواده ، دلگرمی داده احساسهای خوبی به وجود آوریم. با توجه به اینکه منشاء اصلی باورهای مثبت ، تایید و تصدیق خود است با استفاده از توصیههای مشاوران مجرب و تایید واقعی خود ، می توانیم باورهای مثبت را جایگزین باورهای منفی کرده و زندگی پربار و غنی را تجربه کنیم.
منبع: ماهنامه شادکامی و موفقیت- شماره 63 [ ۱۳۸۸/۱۱/٢٦ ] [ ۱٢:٠٩ ق.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
خیلی ها عقیده دارند که حرکات خاص بدن و حالت چشم ها، میتوانند ویژگی های شخصیتی و حالات روحی فرد را به هنگام دروغ گفتن ، خیانت کردن و ... فاش کنند. اما کمتر کسی می داند که پاهای انسانها نیز پیامهای رمزآلودی در مورد شخصیت ، تمایلات و افکار او از خود نشان می دهند. پروفسور جفری بیتی از دانشگاه منچستر در این باره گفت : بسیاری از مردم نمیدانند پاهای انسانها میتوانند پیامهای رمزآلودی در مورد شخصیت ،تمایلات و افکار انسانها از خود نشان دهند. تحقیقات نشان میدهد انسانها در زمان دروغ گفتن پاهای خود را به طور غیرعادی بیحرکت نگاه میدارند تا حد ممکن دیگران را متوجه دروغ گفتن خود نکنند. زنان نیز معمولا مردان را از روی شکل کفشهایشان و این که به چه میزان تمیز است و با دیگر لباسهایشان همخوانی دارد ارزیابی میکنند. مردان در زمان عصبی بودن معمولا حرکت پاهایشان افزایش پیدا میکند ، اما زنان دقیقا بر خلاف مردان در هنگام عصبانیت پاهای خود را بیحرکت نگاه میدارند. افراد خجالتی هم معمولا پاهای خود را تکان میدهند که این نشان از راحت نبودن آنها در یک جمع خاص دارد.افراد مغرور و متکبر از سوی دیگر حرکت پای کمتری دارند. پروفسور بیتی در این باره گفت: اکثر مردم با حالات چهره و معانی آنها آشنایی دارند ، اما در مورد حرکات پاها و معانی آنها چیزی نمیدانند.اما حقیقت این است که زبان پاها میتوانند اطلاعات زیادی در مورد شخصیت یک فرد ، این که فرد در زمان صحبت کردن به چه چیزی فکر میکند فاش کند.حتی از طریق آنها میتواند به حالات احساسی و روانشناسی و خصوصیات یک انسان پی برد. یکی از نکات جالب در این مورد آن است که اکثر انسانها میتوانند حالات چهره خود را کنترل کنند ، اما معمولا آنها کنترل خاصی روی حرکات پای خود ندارند و به همین دلیل این عضو بدن به راحتی میتواند شخصیت صاحب خود را فاش کند. او در ادامه گفت : من برای فهمیدن معانی گوناگون حرکات پا دهها سال تحقیق کردم و اطلاعات زیادی در این مورد کسب کردم. معمولا مردم برای آنکه متوجه به دروغ گویی شخصی بشوند به چهره و چشمان او نگاه میکنند ، اما حقیقت این است که بسیاری از مردم میتوانند چهره خود را کنترل کرده و دروغگویی خود را پنهان کنند.اما یکی از بهترین روشها برای پی بردن به دروغ گفتن یک شخص توجه به حرکات پاهاست.زمانی که انسانها دروغ میگویند ، به طور غیر عادی پاهای خود را ثابت و بی حرکت نگاه میدارند.این در حالیست که بسیاری از مردم تصور میکنند انسانها به دلیل عصبی بودن در زمان دروغگویی بیشتر حرکت میکنند ، اما این موضوع کاملا برعکس است.زمانی که ما دروغ میگوییم در حال سرکوب کردن و مخفی کردن یک احساس خوب هستیم و همین کار را هم با حرکات پای خود انجام میدهیم
[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٤ ] [ ٩:٥٢ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
رخی از تازهترین تحقیقات را درباره عشق بخوانید نتایج MRI از مغز عاشقان
دکتر شهرام یزدانی در شمارهی قبل، ما را با عناصر عشق و انواع عشق آشنا کرد و در این شماره، از پژوهشهایی میگوید که ثابت میکنند شور عشق ( یا همان عشق رمانتیک) احساسی موقت، زودگذر و غیر قابل اعتماد است؛ و نتایج تحقیق محققانی را نشانمان میدهد که خواستهاند بفهمند چه چیزی ضامن بقای یک زندگی زناشویی است. شور عشق، یعنی همان احساساتی که اوایل آشنایی با یک نفر، ما را مشغول میکند و خواب و خوراکمان را میگیرد، مبنای درستی برای زندگی مشترک نیست؛ یعنی این قبیل عواطف مثل استارت ماشین عمل میکنند. خداوند آنها را در وجود انسان قرار داده که آدم را به حرکت درآورد. ولی ما نمیتوانیم فقط با استارتزدن و باک ِ بدون بنزین حرکت کنیم. شواهد زیادی هم برای اثبات این نکته وجود دارد؛ مثلاً پژوهشگری به نام آرون تعداد زیادی از افرادی را که دچار عشق حاد و آتشین بودند زیر دستگاه FMRI که از کارکرد مغز عکس میگیرد گذاشت و از آنها خواست به معشوق خود فکر کنند، یا عکس آنها را نشانشان داد. کارکرد مغزی این افراد نشان داد که هنگام فکر کردن به معشوق، فقط آن قسمتهایی از مغز فعال میشود که مربوط به «پاداش فوری» است- همان قسمتهایی که اگر گرسنه باشیم و غذا بخوریم فعال میشود؛ یا در افراد معتاد به کوکائین، همان قسمتی که بعد از مصرف مادهی مخدر به فعالیت میافتد. این قسمتهای مغز، تشکر فوری را اعلام میکنند و یک چیز فوری طبعاً دوام زیادی هم ندارد. در حالی که مغز، قسمتهای دیگری هم دارد که مربوط به پاداشهای طولانیمدتاست.
دو پژوهشگر دیگر به اسمهای بارتل و زیکی هم آمدند همین آزمایش را روی کسانی پیاده کردند که عشقشان تداوم پیدا کرده بود و به اصطلاح عشق رفیقانه داشتند؛ همان نوع عشقی که شور و هیجانش از بین رفته اما صمیمیتش مانده و با مرور زمان، بیشتر هم شده است . عکس کارکرد مغز این افراد نشان داد که فکرکردن به عشقشان قسمتهایی از مغز آنها را فعال میکند که مربوط به «پاداشهای بلندمدت» است- همان قسمتهایی که وقتی شما به شغل مورد علاقهتان فکر میکنید یا موسیقی مورد علاقهتان را گوش میکنید، یا در لحظات آرامش مذهبی، در ذهنتان فعال می شود. نتیجهی این پژوهشها نشان میدهد چون پاداش فوری همیشه تاییدکنندهی چیزهایی است که غیرقابل اتکا هستند، عشق رمانتیک هم که گهگاه دستمایهی شعر و غزل و رمان و فیلمها میشود و چیز قشنگی هم هست، قابل اتکا نیست. در عوض، عشق رفیقانه، قابل اعتماد و ماندگار است. بعضی اقوام اصلاً نمیدانند عشق چیست عشق رمانتیک نه تنها کوتاهمدت و غیرقابل اتکاست که حتی اصیل هم نیست. یعنی این طور نیست که جزو سرشت و ذات انسان باشد و ابتلا به آن، از ضروریات زندگی محسوب شود. به نظر شما آیا در بین همهی اقوام و ملتها شور عشق وجود دارد؟ یعنی مردم ِ همهی جوامع و فرهنگها عشق رمانتیک را به این مفهومی که ما میشناسیم، میشناسند؟ دو پژوهشگر به نامهای یانکویچ و فیشر، 166 فرهنگ و قومیت مختلف را از نظر آداب و رسوم و شعر و ادبیات و هنرشان بررسی کردهاند و به این نتیجه رسیدهاند که در 147 فرهنگ، عشق رمانتیک وجود دارد؛ اما در 19 قومیت،هیچ شواهدی از این عشق در میان نیست؛ یعنی در فرهنگ، ادبیات ، شعر و هنرشان هیچ اشارهای به این شور عاشقانه نشده است؛ اما در آن اقوام هم مردم تشکیل خانواده میدهند، به خانوادهشان علاقه دارند و برای آنها فداکاری هم میکنند. یعنی آن رمانتیسیسم که در ادبیات غربی و در ادبیات ایرانی خودمان هم می بینیم، در آن فرهنگها معنایی ندارد. پس عشق رمانتیک چیزی نیست که بگوییم لازمهی هر زندگی است؛ بلکه همان موتور محرک اولیه است. 19 قومیت از این موتور استفاده نمیکنند و ماشینشان بدون این استارت هم روشن میشوند. در پژوهش دیگری از حدود شش هزار دختر و پسر قبل از ازدواج پرسیدهاند که «شما دوست دارید عشق رمانتیک مبنای ازدواجتان باشد یانه؟» 90 درصد آنها جواب مثبت دادهاند. یعنی گفتهاند «دوست داریم این احساسات را تجربه کنیم.» اما بعد از چند سال، از همین افراد، بعد از ازدواجشان پرسیدهاند «آیا آن رمانتیسیسم اولیه در ازدواجتان وجود داشته یا نه؟» 33 درصد مردان و 75 درصد زنان گفتهاند در نهایت با فردی ازدواج کردهاند که عاشقشان نیستند و رابطهی رمانتیکی هم با او ندارند؛ یعنی حتی خود افراد هم قبول دارند که «عشق» نه شرط کافی برای ازدواج است و نه حتی شرط لازم. عشق نوعی بیماری است؟ برخی از پژوهشگرها روی این موضوع متمرکز شدهاند که «آیا عشق آتشین صرف نظر از عشق نافرجام، یک بیماری است یا نه؟» و جالب است بدانید روانشناسان بیشترین شباهت را بین عشق و یک بیماری خاص روانی به نام وسواس اجباری مشاهده کردهاند. در این بیماری، افکار خاصی به ذهن هجوم میآورد که فرد گریزی از آنها ندارد؛ این افکار او را مجبور به ایجاد رفتارهای خاصی میکند که اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زیادی میشود. مثلا کسی عادت دارد هر شب 70 بار ریشش را شانه بزند و اگر 69 بار این کار را انجام بدهد درونش منقلب میشود و نمیتواند آسوده بخوابد. عشق نه فقط در ظاهر و علایم بالینی شبیه این بیماری است، که از نظر آزمایشگاهی هم به آن شباهت دارد. در بیماری وسواس اجباری، یک ناقل خاص در سلولهای پلاکت خون بیمار افزایش پیدا میکند. پژوهشگری به نام مارازیتی، افراد عاشق را به این طریق آزمایش کرده و به این نتیجه رسیده که آنها هم درست همین حالت را دارند. یعنی انگار عشق یک حالتی شبیه به وسواس اجباری ایجاد میکند که در آن فرد عاشق دچار افکار و عادتهای خاصی میشود که نمیتواند از دست آنها خلاص شود- مثل تماس گرفتن پی در پی با معشوق و فکر کردن مداوم به او که عملکرد عادی ذهنش را مختل میکند. هوش عاطفیات را بالا ببر با تمام این حرفها، امروز دانشمندان به این نقطه رسیدهاند که «اگر عشق و احساسات قابل اتکا نیستند پس چه چیز قابل اتکا است؟» یعنی چه چیزهایی باید وجود داشته باشد تا عشق افراد پایدار بماند. ابتدا نظریهای شکل گرفت که اگر برخی شباهتهای اولیه بین افراد وجود داشته باشد صممیت و رفاقت بیشتری بین آنان به وجود میآید و میتواند ازدواج موفق را تضمین کند. اما تجربه نشان داد که این اتفاق هم نمیافتد. آقای اشتنبرگ که مثلث عشق را ارائه کرده بود به این نتیجه رسید که خیلی از طلاقها، بر خلاف انتظار، در مواردی اتفاق میافتد که انتخاب اولیه اشتباه نبوده است. یعنی افراد در ابتدای ازدواج، شباهتهایی به هم داشتهاند اما پس از ازدواج تغییر کردهاند. پس خیلی وقتها مشکل اینجاست که آدمها تغییر میکنند؛ اما با هم نه: در دو مسیر یا با سرعتهای متفاوتی تغییر میکنند. پس حالا این سوال به وجود میآید که «اگر شباهت اولیه هم ضامن صمیمیت نیست پس چه چیز میتواند صمیمیت و رفاقت درازمدت بین زوجها را تضمین کند؟» پژوهشهای زیادی نشان دادهاند که «هوش عاطفی» یکی از مهمترین عوامل موفقیت ازدواج است. هوش عاطفی نوعی از هوش است که به ما کمک میکند به احساساتمان آگاه باشیم، بتوانیم عواطفمان را خوب بیان کنیم، آنها را خوب کنترل و هدایت کنیم، ظرفیت های خودمان را بشناسیم و در مجموع یک حس مثبت کلی نسبت به خودمان داشته باشیم. از طرف دیگر بتوانیم عواطف فرد مقابلمان را درک کنیم و نسبت به آن واکنش اجتماعی یا بین فردی مناسب داشته باشیم. هوش عاطفی به ما کمک می کند که وقتی دچار تعارض در احساساتمان میشویم فرو نریزیم و بتوانیم به عنوان مسالهای معمولی حلش کنیم. این نوع هوش، یک چیز ذاتی نیست و در شرایط محیطی شکل میگیرد و در میان تمام عوامل موثر در موفقیت در ازدواج، کلیدیترین نقش را دارد؛ اگر دو طرف دارای هوش عاطفی بالایی باشند میتوانند بفهمند که چطور همراه و همگام با تغییر احساسات و عواطف یکدیگر تغییر کنند تا به زندگیشان به رشد و صمیمیت بیشتری منجرشود. شما چقدر عاشقید؟ پرسشنامهای که در دانشگاه نورث ایسترن بوستون تهیه شده، چندان به جزییات عشقکاری ندارد و به طور کلی، میخواهد ببیند اصلا شما عاشق هستید یا نه؛ و اگر عاشق هستید، چهقدر عاشقید؟ اگر برای خودتان هم دانستن جواب این سوالها جالب است، دست به کار شوید و پرسشنامه را پر کنید. طرز تکمیل پرسشنامه عبارات صفحه50 را بخوانید، معشوقتان را تصور کنید و به جای کلمهی «او» نام معشوقتان را بگذارید. حالا جلو هر عبارت، اینطوری شماره بگذارید: اگر با هر عبارت کاملا موافق بودید، عدد 7 اگر نسبتا موافق بودید، عدد 6 اگر کمی موافق بودید، عدد 5 اگر زیاد مطمئن نبودید، عدد 4 اگر با آن کمی مخالف بودید، عدد 3 اگر نسبتا مخالف بودید، عدد 2 و اگر کاملا مخالف بودید، عدد 1 را جلو عبارت بنویسید. حالا شروع کنید: 1. همیشه برای رسیدن به او خیلی عجله دارم. 2. او را خیلی جذاب میدانم. 3. او نسبت به بیشتر مردم، عیبهای کمتری دارد. 4. برای او هر کاری که لازم باشد، انجام میدهم. 5. به نظر من او خیلی دلنشین است. 6. دوست دارم احساساتم را با او در میان بگذارم. 7. وقتی کاری را با هم انجام میدهیم، آن کار برایم خیلی خوشایند میشود. 8. دوست دارم که او حتما مال من باشد. 9. اگر اتفاقی برای او بیفتد، خیلی ناراحت میشوم. 10. خیلی وقتها به او فکر میکنم. 11. این برایم خیلی مهم است که او به من علاقه داشته باشد. 12. وقتی با او هستم، کاملا خوشحالم. 13. برایم خیلی دشوار است که برای مدتی طولانی از او دور باشم. 14. واقعا خیلی به او علاقه دارم. تفسیر آزمون حالا عددهایی را که جلو هر عبارت گذاشتهاید، با هم جمع بزنید. شمایی که بالای 89 نمره آوردهاید، وضعتان خراب است: بدجوری عاشق شدهاید و اگر صادقانه به سوالات پاسخ دادهاید، در عشقتان هیچ شکی نمیتوان کرد! اگر نمرهتان حول و حوش 78 تا 88 میچرخد، شما هم به احتمال خیلی زیاد، عاشق هستید و چیزی نمانده است که به بالای قلهی عشق برسید. اما اگر نمرهتان بین 68 تا 77 باشد، احتمال کمتری وجود دارد که عاشق باشید. کسانی هم که از 68 پایینتر آوردهاند، بهتر است خودشان را گول نزنند. به احتمال زیاد، چندان عاشق نیستند. کسانی که از 58 پایینترند هم که عمرا عاشق باشند! این گروه بهتر است پیشهی دیگری برای خودشان دستوپا کنند و اسم احساسات رقیقشان را نگذارند عشق
کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی
[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٤ ] [ ٩:۳٦ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
به نیمکتش نگاه میکنم ، پنج ردیف از من جلوتر ، چقدر موهای طلاییشو دوست دارم ،برمیگرده و نمره ی صدشو نشونم میده و میخنده ، چقد دوست دارم مال من باشه ، میخواستم همونجا بهش بگم دوستش دارم ولی ...روم نشد ! جشن فارغ التحصیلیه ، میاد طرفم و مدرکشو جلو چشام تکون تکون میده ، بهم میگه : تو بهترین دوست منی . سرش رو میاره بالا و گونه ام رو میبوسه ، میخواستم همونجا بهش بگم دوستش دارم ولی...روم نشد ! پدرشو از دست داده ، دیگه تنهای تنهاست ، تو کلیسا بغلم میکنه ، میگه : حالا دیگه فقط تو رو دارم . گونه ام رو میبوسه ، اشک هاش صورتمو خیس میکنه ، میخواستم همونجا بهش بگم دوستش دارم ولی... روم نشد. نصفه شبه ، بهم زنگ میزنه ، داره گریه میکنه ... میگه پسره تنهاش گذاشته ، میخواد برم پیشش ، میرم خونه اش ، سرشو میذاره رو شونه ام و گریه میکنه ، میخواستم همونجا بهش بگم دوستش دارم ولی ... روم نشد . رو صندلی کلیسا خشک شدم ، دارم یخ میزنم ، من دوستش داشتم و اون حالا داره ازدواج میکنه ، دلم میخواست همونجا داد بزنم که دوستش دارم ولی... روم نشد .
امشب هوا بارونیه ، بازم تو کلیسام... ولی اینبار همه ساکتن ، به تابوتش خیره شدم ،هیچی نمیگفتم ، دفتر خاطراتش هنوز تو دستمه ، دفتر خاطراتی که از توی اتاقش پیدا کرده بودم ، توش نوشته بود : بارها خواستم بهش بگم دوستش دارم ولی... روم نمیشه ، کاش اون یه روز بهم بگه دوستم داره
از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید
[ ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ ] [ ٦:۱۳ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
مرد جوانی ، از دانشکده فارغ التحصیل شد . ماهها بود که ماشین اسپرت زیبایی ،پشت شیشه های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود و از ته دل آرزو می کرد کهروزی صاحب آن ماشین شود . مرد جوان ، از پدرش خواسته بود که برای هدیه فارغالتحصیلی ، آن ماشین را برایش بخرد . او می دانست که پدر توانایی خرید آن را دارد . بلأخره روز فارغ التحصیلی فرارسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فراخواند و به او گفت : من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم و تورا بیش از هر کس دیگری دردنیا دوست دارم . سپس یک جعبه به دست او داد . پسر ،کنجکاو ولی ناامید ، جعبه را گشود و در آن یک انجیل زیبا ، که روی آن نام او طلاکوبشده بود ، یافت . با عصبانیت فریادی بر سر پدر کشید و گفت : با تمام مال ودارایی که داری ، یک انجیل به من میدهی؟ کتاب مقدس را روی میز گذاشت و پدر راترک کرد . سالها گذشت و مرد جوان در کار وتجارت موفق شد . خانه زیبایی داشت وخانواده ای فوق العاده . یک روز به این فکر افتاد که پدرش ، حتماً خیلی پیر شده وباید سری به او بزند . از روز فارغ التحصیلی دیگر او را ندیده بود . اما قبل ازاینکه اقدامی بکند ، تلگرامی به دستش رسید که خبر فوت پدر در آن بود و حاکی از اینبود که پدر ، تمام اموال خود را به او بخشیده است . بنابراین لازم بود فوراً خود رابه خانه برساند و به امور رسیدگی نماید . هنگامی که به خانه پدر رسید ، در قلبشاحساس غم و پشیمانی کرد . اوراق و کاغذهای مهم پدر را گشت و آنها را بررسی نمود ودر آنجا، همان انجیل قدیمی را باز یافت . در حالیکه اشک می ریخت انجیل را باز کرد وصفحات آن را ورق زد و کلید یک ماشین را پشت جلد آن پیدا کرد . در کنار آن ، یکبرچسب با نام همان نمایشگاه که ماشین مورد نظر او را داشت ، وجود داشت . روی برچسبتاریخ روز فارغ التحصیلی اش بود و روی آن نوشته شده بود : تمام مبلغ پرداخت شده است . چند بار در زندگی دعای خیر فرشتگان و جواب مناجاتهایمان را از دست داده ایمفقط برای اینکه به آن صورتی که انتظار داریم رخ نداده اند ... ؟؟؟!!
[ ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ] [ ٢:۱۸ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ ] [ ٤:٤٩ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
تا سوأل هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی. [ ۱۳۸۸/۱۱/٧ ] [ ٥:٥٥ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
به گفته روانشناسان، هر کسی میتواند با انجام اقدامات اولیه که شامل ورود تدریجی به موقعیتهای جدیداجتماعی است، بر خجالتی بودن خود غلبه کند.
آیا به دلیل کمرویی حضور در یک مهمانی برایتان مشکل است؟ دفعه دیگری که به یک مهمانی دعوت شدهو از حضور در آن وحشت دارید، به این مطلب فکر کنید که هرچند خجالتی بودن و کمرویی مشکل بیش از۴۰% از کل افراد جهان است، اما این امر به این معنا نیست که این عده محکوم به زندان ابد هستند.
به گفته روانشناسان، هر کسی میتواند با انجام اقدامات اولیه که شامل ورود تدریجی به موقعیتهای جدیداجتماعی است، بر خجالتی بودن خود غلبه کند.
آیا به دلیل کمرویی حضور در یک مهمانی برایتان مشکل است؟ دفعه دیگری که به یک مهمانی دعوت شدهو از حضور در آن وحشت دارید، به این مطلب فکر کنید که هرچند خجالتی بودن و کمرویی مشکل بیش از۴۰% از کل افراد جهان است، اما این امر به این معنا نیست که این عده محکوم به زندان ابد هستند. یک نکته مهم این است که افراد کمرو نباید مسئولیت تمام برخوردهای ناموفق اجتماعی را بر گردن خودبگذارند و همواره خود را مقصر بدانند. شاید با تمام این کوششها، باز هم طرف مقابل علاقه ای به صحبتکردن یا بیرون رفتن با این شخص نداشته باشد و این لزوما نشانه ناتوانی شخص کمرو در ایجاد ارتباطنیستیده دارند که غلبه بر کمرویی باید تدریجی و گام به گام انجام بگیرد. برای مثالاگر مرد کمرویی قصد دارد از خانم همکارش دعوت کند که با هم قراری غیر کاری داشته و بیشتر با یکدیگرآشنا شوند، اولین هدف او باید این باشد که در ابتدا بتواند با او در مورد مسائل معمول کاری صحبت کند. [ ۱۳۸۸/۱۱/٦ ] [ ٩:٥٥ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
تفکـر ساعه خیر من عباده سبعین سنه
یک ساعت فکر کردن بهتر از هفتاد سال عبادت است
در کنار شهرى خارکنى زندگى مى کرد ، که فقر و فاقه او را به شدت محاصره کرده بود .
منبع : عرفان اسلامی جلد 5 / استاد حسین انصاریان [ ۱۳۸۸/۱٠/٢٩ ] [ ٦:۱۸ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
دعای فرج و گشایش امور وقتی نظر کردم، قضیه ابی البغل کاتب در باب معجزات آن حضرت را دیده و خواندم. بعد از خواندن قضیه با خود گفتم: با این حالت و شدتی که دارم، خوب است این عمل را تجربه نمایم. برخاستم، نماز و دعا و سجده را بجا آوردم و از خدای متعال برای خود فرج را طلب کردم. بعد هم از غرفه پایین آمدم و در تالار نزد امام جمعه نشستم. ناگاه مردی از در وارد شد و نامه ای به دست ایشان داد و دستمال سفیدی جلویش گذاشت. وقتی نامه را خواند آن را با دستمال به من داد و گفت: اینها مال تو می باشد. ملاحظه کردم دیدم آقا علی اصغر تاجر تبریزی، که در سرای امیر تجارتخانه داشت، بیست تومان پول در دستمال گذاشته و در نامه ای به امام جمعه نوشته که این را به فلانی بدهید. از جمله این که: این عمل را به او تعلیم نموده، به منزل آمدم. بعد از مدتی صدای در بلند شد دیدم همان مرد است و می گوید: از برکت دعای فرج، برای من فرجی حاصل شد و پولی رسید تو هم هر قدر لازم داری بردار. [ ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ ] [ ۱:٠٦ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی اگر کمی دیر تر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد. [ ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ ] [ ۱:٠٦ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |