جشن هم پیوستگی با طبیعت 13 به در
سیزده به در، جشن هم پیوستگی با طبیعت و نمایاندن این پیمان است.
جشن ِ به آب سپاری سبزههای نوروزی به آب روان، که نمایانگر ِ روان و همخوان شدن مردمان فرهنگ مند پشته ایران با آب و هوا و خاک و فروغ ِ جان بخش می باشد.
جشن پیوند و نو کردن پیمان ِ همه ساله با گل گیاه و سبزه گره زنی.
سیزده به در:
می گوییم نوشته ها و برجا مانده های ِ چندانی در دست نداریم که پیشینه سیزده به در را در دسترسِ مان بگذارد و شور بختانه این درست است.
اما چرا در دست نداریم؟
زیرا آن چه را که داشتیم پاره پاره کردند و سوزاندند به جز از آن چه که در سینه ها و یاد ها سپرده شده بودند. سرودهایی بودند که مردمان آن ها را از بر داشتند (مانند سرودهای زرتشت) و یا اسکندر گجستک در هنگام یورش به ایران به پیشنهاد ِ استادش ارستو با خود به مقدونیه و یونان برده بود و یا در پژوهش های باستان شناسی به دست آمدند.
بنا بر آن چه آمد جای ِ پای ِ سیزده به در را در هنگام سرافرازی ایران و ایرانی در دست نداریم. اما اینکه شاید این جشن و سنت خوش آیند در پیش از اسلام نبوده است چندان پذیرفتنی نیست. چرا که این جشن را به گونه های دیگری در جا به جای پشته یا فلات ایران می یابیم و می بینیم.
برای نمونه:
سیزده به در در افغانستان و تاجیکستان:
در جاهای ِ گوناگون ِ افغانستان و همچنین تاجیکستان از نخستین و تا گاه تا چهارمین هفته ی پس از نوروز را با همان چهره ای که ایرانیان امروزی سیزده به در را برگزار می کنند به دشت و هامون می روند و در کنار یکدیگر و با همیاری و همدلی و هماهنگی به جشن و شادی می پردازند و ... سبزه نیز گره می زنند.
در همه جای افغانستان به دنبال جشن چارشنبه سوری که در چهارشنبه ی پایانی سال برگزار می شود چارشنبه نخستین سال را به جشن می نشینند درست به مانند سیزده به در نزد ایرانیان امروزی، اگر جه نام آن سیزده به در نیست.
در جاهایی از افغانستان همچون کابل، اما تا چهار هفته پس از نوروز نیز به دشت و هامون و بهگفته خودشان گل گشت رفتن دنبال می شود. این چها بار در چهار هفته ی آغازین سال نو را شاید در گذشته چارشنبه بر گزار می کردند ولی در سال های ِ نزدیک ِ گذشته در روز ِ آدینه یا جمعه، چرا که روز آسودگی و تعطیلی است و همه به آسانی می توانند به آن به پیوندند.
با گفته نماند که آنان می گویند به سبزه گره زدن و یا اینکه به سبزه لگد کردن می رویم. (برداشتی ازپژوهش های دکتر اکرم عثمان).
بنا برآنچه خواندید سیزده و یا به گل گشت رفتن آیینی کهن و ریشه دار در فرهنگِ کهن ِ پشته ایران می تواند باشد و نمی تواند آیینی تازه به شمار آید.
نحسی شماره ی سیزده :
به شماره سیزده که هیچ شماره و آوایی در نزد مردمان پشته ایران بد و بدشگون و یا نحس نبوده است. این نحسی چارشنبه ها و یا شماره سیزده پیش کشی است تازی و عربی که امید است اندک اندک از میان باورهای مردم ما ناپدید گردد.
آورده اند که در یونان کهن، یک بار رود نیل بیش از پیش خروشید و خانه و آبادی یونانیان آن زمان را از میان برد. یونانیان بنا بر باورهاشان دست به قربانی زدند و خون ِ چه چهارپایان و انسان هایی را که برای خوشنودی خدایان نریختند. اما رود همچنان می خروشید و ویرانی به بار می آورد. گروه دانایان و گردانندگان گفتند که اینک باید خدایی را قربانی کرد. در آن هنگام برای هر خدایی یک نمودی انسانی نیز بر می گزیدند. به همین نیز هنگامی که گفتند خدایی باید قربانی شود، یعنی نمود آن خدا باید قربانی شود. برای اینکه خدای قربانی شونده را برگزینند گفتند نخستین خدایی که به درون بیاید خدای قربانی شونده است. چنان شد که خدای سیزدهم نخستین کسی بود که پا به درون گذاشت و ...
پس از آن رویداد، هیچ کس دیگر نمایندگی خدای سیزدهم را نپذیرفت و شماره سیزده نیز در نزد یونانیان بد شگون و نحس بر شمرده شد. (دکتر وندیداد گلشنی).
در دبی دیدم که در آسان سرهاشان (آسانسور) شماره 12 دارند و سپس 14. چرا که آنان 13 را نحس و بدشگون می دانند.
شنیدم که چینیان شناره 13 را دوست هم دارند و کوشش می کنند برای نمونه خانه ی 13 پنجره و ... داشته باشند.
ما ایرانیان بنا بر فرهنگ ِ پر باری که برایمان به ارمغان نهاده اند. هیچ شماره و آوایی را بد شگون و نحس بر نمی شماریم و امیدوارم که این باور ِ به دور از خرد و اندیشه از میان باورهای مردمان ایران زمین و هر خردمندی رخت بر بندد.
برگزاری سیزده:
یکی دو روز به سیزده مانده، خانواده ها با یاری ِ یکدیگر ناهار و خوراکی های روز سیزده را فراهم می آورند و پس از به آب سپردن سبزه هاشان که نمود پیوستن به طبیعت می باشد به جشن و شادی و بازی می پردازند.
دخدران جوان سبزه گره می زنند و زیر لب و یا با دوستانشان می خوانند:
سیزده بدر
سال دگر
بچه بغل
خونه شوور(شوهر)
پس از نیمروز و پس از خوردن کاهو و سکنجبین (سرکه انکبین سرکه انجبین) و یا شبدر و شنگ و گاه یونجه با سرکه، هم آوند های (ظرف های)، آش رشته پیش کشیده می شوند و مزه های خوش دهان هلا و بوهای نیکو هوا را پر می نمد.
بدین گونه
جشن نوروز که دوازده روز به درازا میکشد. در سیزدهمین روز که خانوادهها گروه گروه به بیرون از شهر و ده میروند و در دشت و دمن به شادی و شادمانی و پایکوبی و دستافشانی میپردازند پایان می گیرد.
"
جشن پیوند و نو کردن پیمان ِ همه ساله با گل گیاه و سبزه گره زنی.
"