|
پروانگی |
هزینه سنگین بیحجابی را چه کسی میپردازد؟
حجت الاسلام روانبخش تساهل و تسامح جنسی، بیحجابی و بیعفتی ارمغان تمدن جهان غرب برای ملتها و کشورهای درحال توسعه یا به عبارت دیگر عقبمانده از قافله علم و صنعت و پیشرفت است. پس از رنسانس که انقلاب صنعتی در غرب به وجود آمد، اخلاق و ارزشهای اخلاقی و دینی مردمان آن دیار نیز متحول شد. دین و ارزشهای دینی به گوشه کلیساها سپرده شد و بهتدریج لیبرالیزم, اومانیزم و ماتریالیزم مبنای تفکر روشنفکران آنها قرار گرفت، در سال 1776 میلادی کنگرهای در فیلادلفیا تشکیل شد که استقلال عمومی را اعلان و اعلامیهای در این زمینه منتشر کرد و در مقدمه آن چنین نوشته شد: «جمیع افراد بشر در خلقت یکسانند و...» در قرن بیستم برای اولینبار مسأله حقوق زن در برابر حقوق مرد عنوان شد، انگلستان که قدیمیترین کشور دموکرات بهشمار میرود، اوایل قرن بیستم برای زن و مرد حقوق مساوی قائل شد آمریکا و فرانسه نیز از 1920 به بعد تسلیم این امر شدند (نظام حقوق زن در اسلام، شهید مطهری، ص 132-133) «مساواتطلبی که همراه طبیعی نظام اشتراکی است در اصل چنین معنا میدهد که همه شهروندان باید فارغ از طبقه، نژاد، جنس یا هر ویژگی شخصی دیگری، در برابر قانون یکسان باشند، اما امروزه این واژه، معنایی به مراتب متفاوت دارد. معنای آن دیگر این نیست که قانون باید با همه یکسان برخورد کند، بلکه قانون باید همه را یکسان کند.» (جنگ علیه خانواده، ویلیام گاردنر، ص 24) موضوع تساوی زن و مرد در همه ابعاد تا آن جا پیش رفت که موضوع حجاب و پوشش را نیز دربر گرفت. به اعتقاد طرفداران تساوی، همانگونه که مردان سر و گردن خود را نمیپوشانند، زنان نیز باید از این آزادی برخوردار باشند. آزادی زنان در این بخش بهصورت افراطی به جایی رسید که ماجرا کاملاً معکوس شد بهطوری که امروزه در غرب، مردان با کت و شلوار در اجتماع حضور پیدا میکنند و زنان با لباس زیر و بعضاً نیمهعریان! شهید مطهری مطلبی را از هفتهنامه بامشاد (4/5/44) نقل میکند که در آن نوشته است: «ببینید کار به کجا کشیده که صدای فرانسویان هم بلند شده که آمریکاییها دیگر شورش را در آوردهاند. عنوان برجسته مقاله روزنامه فراش سوار این است که در بیش از 200 رستوران و کاباره ایالت کالیفرنیا، پیشخدمتهای زن با سینه باز کار میکنند. «مونوکینی» مایونی که سینههای زنان را نمیپوشاند در سانفرانسیسکو و لوسآنجلس بهعنوان لباس کار شناخته شده است! در شهر نیویورک دهها سینما فیلمهایی را نشان میدهند که فقط در زمینه مسائل جنسی است و تصاویر برهنه زنان بر بالای در آنها بهچشم میخورد، اسامی برخی از آنها از این قرار است: «مردانی که زنان خود را با هم عوض میکنند» «دخترانی که مخالف اخلاقند» و «تنکهای که هیچ چیز را نمیپوشاند» نویسنده بامشاد در ا دامه مینویسد: «من فقط دلم برای آن عده از مردم مملکتم میسوزد که خیال میکنند در پهنه جهان سرمشق مناسبی پیدا کردهاند و در این راه سر از پا نمیشناسند» (نظام حقوق زن در اسلام، ص 262-261) این وضعیتی که بامشاد از آمریکا ترسیم میکند مربوط به 45 سال پیش است؛ زمانی که هنوز اینترنت، ماهواره و شبکههای مختلف کاملاً مستهجن پا به عرصه خدمت! نگذاشته بودند. ولی امروز وضعیتی بس تاریکتر از گذشته در آمریکا و جهان غرب بهوجود آمده و آیندهای بسیار ناامیدکننده در پیش روی آنهاست. موناشارن، نویسنده آمریکایی در مقالهای تحت عنوان «اشتباه فمنیستها» مینویسد:«آزادی زنان برای ما افزایش درآمد، سیگار ویژه زنان، حق انتخاب برای تنها زیستن و تشکیل خانواده یک نفره، ایجاد مراکز بحران تجاوز، عشق آزاد و زنان متخصص بیماریهای زنان را به ارمغان آورده است و لیکن در ازای آن چیزی را به غارت برده که خوشبختی بسیاری از زنان در گرو آن است و آن وجود همسر و خانواده است» (کتاب نقد شماره 12، ص 69) جمعبندی نگاه غربگرایانه به عریانشدن بانوان را میتوان در کشوری که به مهد آزادی معروف است یعنی سوئیس مشاهده کرد. «سوئد دارای کمترین نرخ ازدواج و بالاترین نرخ جداشدن زوجها از یکدیگر، میان کشورهای جهان غرب است و 50 درصد از کل متولدان آن نامشروع هستند... امروزه تقریباً همه سوئدیها پیش از ازدواج، دارای زندگی مشترک خارج از چارچوب ازدواج هستند. اکنون همزیستی بدون ازدواج، بهصورت جایگرینی برای ازدواج درآمده است! آمارها نشان میدهد که نرخ فروپاشی زندگی مشترک اینگونه افراد (با داشتن یک فرزند) بهطور متوسط سه برابر نرخ طلاق میان افراد مشابهی است که ازدواج کردهاند... 70 درصد درخواستهای طلاق در سوئد از سوی زنان صورت میگیرد در کانادا و ا نگلستان نیز تقریباً همینطور است (جنگ علیه خانواده، ص 115-113) در آمریکا از هر 2 ازدواج یکی به طلاق میانجامد و در روسیه از هر 3 ازدواج یکی، معضل رو به گسترش خانوادههای تکوالدینی بخصوص در کشورهای غربی این پدیده را به عنوان یکی از مسائل مهم روز مطرح می نماید. یک چهارم کودکان برخی کشورهای صنعتی در خانواده های تک والدینی بزرگ می شوند. سردمداران این بحران ایالات متحده آمریکاست که در آن 25درصد خانواده های دارای فرزند زیر 15 سال را خانواده های تک والدینی تشکیل می دهند. (کتاب نقد، ص74) حدود 300 هزار دختر کم تر از 18 سال در آمریکا درگیر روسپی گری هستند و معضل سوء استفاده از بچهها در روسپی گری و مجلات فاسد یکی از بزرگ ترین مشکلات امروز آمریکا، اروپا و روسیه است و کشورهای در حال توسعه بخصوص خاور دور شدیداً درگیر معضلات ناشی از سوء استفاده های جنسی جهان غرب از بچه های آنان می باشند. به طوری که طبق آخرین تحقیق به عمل آمده در تایلند در خصوص ایدز، یک سوم بچه های درگیر روسپی گری دارای HIV مثبت می باشند.(همان، ص72) وضعیت اسفناک فرهنگی و اخلاقی در غرب بهاندازهای است که حتی سردمداران نهضتهای آزادی زنان نیز به عکسالعمل وا داشته است. Bachlash-Susan در این باره میگوید: «ممکن است زنان امروزه به آزادی و برابری رسیده باشند ولی هیچگاه به این فلاکت و بدبختی نبودهاند (کتاب نقد، ص 69) بحران و فلاکتی که یکی از پایهگذاران نهضتهای فمنیستی بهنام «بتی فریدان» از آن به بحران «فاقد نام» تعبیر میکند. او میگوید «زنان امروز دچار بحران و مشکلات جدیدی شدهاند که فاقد هرگونه اسمی است» بحرانی که حتی زنان مجرد را روانه تیمارستانها و مراکز رواندرمانی میکند بهطوری که خانم آنت باران (روانشناس) در یکی از نشریات لوس آنجلس تایمز در 1986 عنوان میکند که بیشترین مراجعه کنندگان به روانشناسی (66 درصد مراجعه کنندگان) را زنان مجرد تشکیل میدهند که تعداد آنها مرتباً در حال افزایش است. (همان، 79) تأمل دقیق روی بحرانها و فلاکتهای بانوان و در هم شکستهشدن بنیان خانواده و بالارفتن آمار طلاق در جوامع غربی نشان میدهد که همه این بدبختیها از زمانی آغاز شد که زن از حجاب خارج شد و برهنگی، فضای مدرسه و دانشگاه و خیابان و رسانهها را به تصرف خویش در آورد. طبیعی است مردانی که در فضایاختلاط افسار گسیخته و بی بند وباری با زنان به سر میبرند، به زندگی با همسر خود بسنده نمیکنند و در نتیجه عشق و محبت خود را از خانواده به جای دیگری میبرند و بسیار روشن است که محبت و عشق طرفینی است وگرنه دوامی نخواهد اورد. زمانی که زنان احساس کنند همسرانشان آنها را دوست ندارند یا به آنها اظهار محبتی نمیشود آنها نیز دیگر به شوهرانشان محبتی نشان نمیدهند در نتیجه میبینیم که 70 درصد از طلاقهایی که در سوئیس صورت میگیرد با تقاضای زنان انجام میشود. شهید مطهری در اینباره مینویسد: «بیمهری شوهر و خاموششدن شعله احساسات او نسبت به زن، محیط خانوادگی را سرد و تاریک میکند زیرا حتی احساسات مادرانه یک زن نسبت به فرزندان بستگی زیادی دارد به احساسات شوهر درباره او، به قول خانم «بئاتریس بارمو» برخورداری زن از عواطف شوهر تأثیر فراوانی در احساسات مادرانه او دارد» ... سپس استاد شهید مطهری با تشبیهی زیبا، مرد و زن را به کوهسار و چشمه تشبیه میکند و مینویسد: «مرد مانند کوهسار است و زن به منزله چشمه و فرزندان به منزله گلها و گیاهها. چشمه باید باران کوهسار را دریافت و جذب کند تا بتواند آن را بهصورت آب صاف و زلال بیرون دهد و گلها و گیاهها و سبزهها را شاداب و خرم نماید». (نظام حقوق زن در اسلام، ص 294) واضح است در جوامعی که بیحجابی و برهنگی بر فضای کشور حاکم شده است دیگر از کوهسار مرد باران محبت بر چشمه همسر نمیبارد و قطعاً قربانی این بیبارانی خشکشدن چشمه (خانواده) و نابودی فرزندان است. امروزه آمارها نشان میدهد در کشور ایران، شهرها و استانهایی مثل تهران که بیشتر تحت تأثیر فرهنگ غرب قرار گرفته و الگوی زن غربی را برای خود انتخاب کردهاند، فروپاشی کانون خانواده به مراتب بیشتر از شهرهایی است که از مدل ایرانی و اسلامی تبعیت میکنند. بنابراین مردم ما باید به این نکته مهم توجه داشته باشند که بیحجابی و بدحجابی دارای آثار مخرب اخلاقی است که جامعه را به سوی بربریت و حیوانیت و انجام کارهایی سوق میدهد که حتی جیوانات نیز از انجام آن شرم میکنند! و علاوه بر آن بنیان خانواده را متلاشی و فرزندان بیگناه را به پای آن قربانی میکنند. بنابراین، تا دیر نشده مسؤولان امر باید به فکر چاره برآیند و در برابر این سیل بنیانکنی که در صدد متلاشیکردن خانواده برآمده است قاطعانه بایستند. تعلل در مبارزه با بیحجابی و بدحجابی میتواند عواقب بدفرجامی برای جامعه بهبار آورد که به این سادگیها قابل جبران نیست. [ ۱۳۸٩/٢/۳٠ ] [ ٩:٤٧ ق.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |