|
پروانگی |
گوشهاى از گفتگوهاى خداوند با پیامبرش در شب معراج : در کتب حدیث روایتى از امیر مؤمنان على (علیهالسلام) از پیامبر اسلام(صلىاللهعلیهوآلهوسلّم) در این زمینه آمده است که بسیار مشروح و طولانى است ، و ما گوشههائى از آنرا در اینجا مىآوریم ، مطالبى که نشان مىدهد گفتگوها در آن شب تاریخى بر چه محورى بوده ، و چگونه همچون اوج آسمانها اوج گرفته است . در آغاز حدیث مىخوانیم که پیامبر (صلىاللهعلیهوآلهوسلّم) در شب معراج از پروردگار سبحان چنین سؤال کرد : یا رب اى الاعمال افضل ؟ پروردگارا کدام عمل افضل است ؟ خداوند متعال فرمود : لیس شىء عندى افضل من التوکل على ، و الرضا بما قسمت ، یا محمد ! وجبت محبتى للمتحابین فى ، و وجبت محبتى للمتعاطفین فى ، و وجبت محبتى للمتواصلین فى ، و وجبت محبتى للمتوکلین على ، و لیس لمحبتى علم و لا غایة و لا نهایه ! هیچ چیز نزد من برتر از توکل بر من و رضا به آنچه قسمت کردهام نیست ، اى محمد ! آنها که به خاطر من یکدیگر را دوست دارند محبتم شامل حال آنها است ، و کسانى که به خاطر من مهربانند ، و به خاطر من پیوند دوستى تفسیر نمونه ج : 22 ص : 508 دارند آنها را دوست دارم ، و نیز محبتم براى کسانى که توکل بر من مىکنند فرض و لازم است ، و براى محبت من حد و حدود ، و مرز و نهایتى نیست ! و به این ترتیب گفتگوها از محبت شروع مىشود ، محبتى بى انتها و گسترده و اصولا عالم هستى بر همین محور محبت دور مىزند .
در فراز دیگرى آمده است : اى احمد ! همچون کودکان مباش که سبز و زرد و زرق و برق را دوست دارند ، و هنگامى که غذاى شیرین و دلپذیرى به آنها مىدهند مغرور مىشوند ، و همه چیز را به دست فراموشى مىسپارند . پیامبر (صلىاللهعلیهوآلهوسلّم) در اینجا عرضه داشت : پروردگارا مرا به عملى هدایت کن که موجب قرب به درگاه تو است . فرمود : شب را روز ، و روز را شب قرار ده ! عرض کرد : چگونه ؟ ! فرمود : چنان کن که خواب تو نماز باشد ، و هرگز شکم خود را کاملا سیر مکن . در فراز دیگرى آمده است : اى احمد ! محبت من محبت فقیران و محرومان است ، به آنها نزدیک شو ، و در کنار مجلس آنها قرار گیر ، تا من به تو نزدیک شوم ، و ثروتمندان دنیاپرست را از خود دور ساز ، و از مجالس آنها بر حذر باش ! تفسیر نمونه ج : 22 ص : 509 در فراز دیگر مىفرماید : اى احمد ! زرق و برق دنیا و دنیاپرستان را مبغوض بشمر ، و آخرت و اهل آخرت را محبوب دار . عرض مىکند : پروردگارا ! اهل دنیا و آخرت کیانند ؟ فرمود : اهل دنیا کسانى هستند که زیاد مىخورند ، و زیاد مىخندند و مىخوابند ، و خشم مىگیرند ، و کمتر خشنود مىشوند ، نه در برابر بدیها از کسى عذر مىخواهند ، و نه اگر کسى از آنها عذر طلبد مىپذیرند ، در اطاعت خدا تنبل ، و در معاصى شجاعند ، آرزوهاى دور و دراز دارند ، و در حالى که اجلشان نزدیک شده هرگز به حساب اعمال خود نمىرسند ، و نفعشان براى مردم کم است ، افرادى پر حرف ، فاقد احساس مسئولیت ، و علاقمند به خورد و خوراکند . اهل دنیا نه در نعمت شکر خدا بجا مىآورند ، و نه در مصائب صبورند . خدمات فراوان در نظر آنها کم است ( و خدمات کم خودشان بسیار ! ) خود را به انجام کارى که انجام ندادهاند ستایش مىکنند ، و چیزى را مطالبه مىکنند که حق آنها نیست . پیوسته از آرزوهاى خود سخن مىگویند ، و عیوب مردم را خاطر نشان مىسازند و نیکیهاى آنها را پنهان ! عرض کرد : پروردگار ؟ آیا دنیاپرستان غیر از این عیبى هم دارند ؟ فرمود ، اى احمد ! عیب آنها این است که جهل و حماقت در آنها فراوان است ، براى استادى که از او علم آموختهاند تواضع نمىکنند ، و خود را عاقل مىدانند اما در نزد آگاهان نادان و احمقند . سپس به اوصاف اهل آخرت و بهشتیان پرداخته چنین ادامه مىدهد : آنها مردمى با حیا هستند ، جهل آنها کم ، منافعشان بسیار ، مردم از آنها در راحتند و خود از دست خویش در تعب ، و سخنانشان سنجیده است . پیوسته حسابگر اعمال خویشند ، و از همین جهت خود را به زحمت تفسیر نمونه ج : 22 ص : 510 مىافکنند ، چشمهایشان به خواب مىرود اما دلهایشان بیدار است ، چشمشان مىگرید ، و قلبشان پیوسته به یاد خدا است . هنگامى که مردم در زمره غافلان نوشته شوند آنها از ذاکران نوشته مىشوند . در آغاز نعمتها حمد خدا مىگویند ، و در پایان شکر او را بجا مىآورند ، دعایشان در پیشگاه خدا مستجاب ، و تقاضایشان مسموع است ، و فرشتگان از وجود آنها مسرورند ... مردم ( غافل ) در نزد آنها مردگان ، و خداوند نزد آنها حى و قیوم و کریم است ( همتشان آنچنان عالى است که به غیر او نظر ندارند ) ... مردم در عمر خود یکبار مىمیرند اما آنها به خاطر جهاد با نفس و مخالفت هوا هر روز هفتاد بار مىمیرند ( و حیات نوین مىیابند ) ! ... هنگامى که براى عبادت در برابر من مىایستند همچون بنیان مرصوص و سدى فولادینند ، و در دل آنها توجهى به مخلوقات نیست . به عزت و جلالم سوگند که من آنها را حیات و زندگى پاکیزهاى مىبخشم ، و در پایان عمر ، خودم قبض روح آنها مىکنم ، و درهاى آسمان را براى پرواز روح آنها مىگشایم ، تمام حجابها را از برابر آنها کنار مىزنم ، و دستور مىدهم بهشت ، خود را براى آنها بیارائید ! ... اى احمد ! عبادت ده جزء دارد که نه جزء آن طلب حلال است ، هنگامى که غذا و نوشیدنى تو حلال باشد تو در حفظ و حمایت منى ... . و در فراز دیگرى آمده است : اى احمد ! آیا مىدانى کدام زندگى گواراتر و پردوامتر است ؟ عرض کرد : خداوندا نه ! فرمود : زندگى گوارا آن است که صاحب آن لحظهاى از یاد من غافل نماند ، نعمت مرا فراموش نکند ، از حق من بیخبر نباشد ، و شب و روز رضاى مرا تفسیر نمونه ج : 22 ص : 511 بطلبد . اما زندگى باقى آن است که براى نجات خود عمل کند ، و دنیا در نظرش کوچک باشد ، و آخرت بزرگ ، رضاى مرا بر رضاى خویشتن مقدم بشمرد ، و پیوسته خشنودى مرا بطلبد ، حق مرا بزرگ دارد و توجه به آگاهى من نسبت به خودش داشته باشد . در برابر هر گناه و معصیتى به یاد من بیفتد ، و قلبش را از آنچه ناخوش دارم پاک کند ، شیطان و وساوس شیطانى را مبغوض دارد ، و ابلیس را بر قلب خویش مسلط نسازد و به او راه ندهد . هنگامى که چنین کند محبت خاصى در قلبش جاى مىدهم ، آنچنانکه تمام دلش در اختیار من خواهد بود ، و فراغت و اشتغال و هم و غم و سخنش از مواهبى است که من به اهل محبتم مىبخشم ! چشم و گوش قلب او را مىگشایم ، تا با گوش قلبش حقایق غیب را بشنود و با دلش جلال و عظمتم را بنگرد ! و سرانجام این حدیث نورانى با این جملههاى بیدار کننده پایان مىگیرد : اى احمد ! اگر بندهاى نماز تمام اهل آسمانها و زمین را بجا آورد ، و روزه تمام اهل آسمانها و زمین را انجام دهد ، همچون فرشتگان غذا نخورد و لباس ( فاخرى ) در تن نپوشد ( و در نهایت زهد و وارستگى زندگى کند ) ولى در قلبش ذرهاى دنیاپرستى یا ریاستطلبى یا عشق به زینت دنیا باشد در سراى جاویدانم در جوار من نخواهد بود ! و محبتم را از قلب او بر مىکنم ! سلام و رحمتم بر تو باد ، و الحمد لله رب العالمین . این سخنان عرشى که روح انسان را با خود به اوج آسمانها مىبرد ، و در تفسیر نمونه ج : 22 ص : 512 معراج الهى سیر مىدهد و به آستانه عشق و شهود مىکشد تنها قسمتى از حدیث قدسى است . افزون بر این ما اطمینان داریم که غیر از آنچه پیامبر (صلىاللهعلیهوآلهوسلّم) در سخنانش براى ما بازگو کرده ، اسرار و گفتگوها و رموز و اشاراتى میان او و محبوبش در آن شب عشق و شوق ، و جذبه و وصال ، رد و بدل شده که نه گوشها توانائى شنیدن آنرا دارد و نه افکار عادى قدرت درکش را ، و به همین دلیل در درون جان پاک پیامبر (صلىاللهعلیهوآلهوسلّم) براى همیشه مکتوم مانده و جز خاصانش از آن آگاه نشدهاند .
اى خدا ما را از آنان قرار ده که بالفطره به تو شادمان و خوشند و از دل ناله شوق مىکشند و همه عمر با آه و ناله (عاشقانه) اند، پیشانیشان در پیشگاه عظمتت به سجده و چشمهاشان بیدار در خدمتت، و اشک دیدگانشان از خوفت جارى و دلهاشان علاقهمند عشق و محبتت و قلوبشان را جلال و مهابتت از عالم برکنده است. [ ۱۳۸۸/۱٢/٢۸ ] [ ٩:۳٥ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |