پروانگی
قالب وبلاگ

 گوشه‏اى از گفتگوهاى خداوند با پیامبرش در شب معراج : 

  در کتب حدیث روایتى از امیر مؤمنان على (علیه‏السلام) از پیامبر اسلام(صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) در این زمینه آمده است که بسیار مشروح و طولانى است ، و ما گوشه‏هائى از آنرا در اینجا مى‏آوریم ، مطالبى که نشان مى‏دهد گفتگوها در آن شب تاریخى بر چه محورى بوده ، و چگونه همچون اوج آسمانها اوج گرفته است .

در آغاز حدیث مى‏خوانیم که پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) در شب معراج از پروردگار سبحان چنین سؤال کرد : یا رب اى الاعمال افضل ؟ پروردگارا کدام عمل افضل است ؟

خداوند متعال فرمود : لیس شى‏ء عندى افضل من التوکل على ، و الرضا بما قسمت ، یا محمد ! وجبت محبتى للمتحابین فى ، و وجبت محبتى للمتعاطفین فى ، و وجبت محبتى للمتواصلین فى ، و وجبت محبتى للمتوکلین على ، و لیس لمحبتى علم و لا غایة و لا نهایه ! هیچ چیز نزد من برتر از توکل بر من و رضا به آنچه قسمت کرده‏ام نیست ، اى محمد ! آنها که به خاطر من یکدیگر را دوست دارند محبتم شامل حال آنها است ، و کسانى که به خاطر من مهربانند ، و به خاطر من پیوند دوستى 

تفسیر نمونه ج : 22  ص :  508

دارند آنها را دوست دارم ، و نیز محبتم براى کسانى که توکل بر من مى‏کنند فرض و لازم است ، و براى محبت من حد و حدود ، و مرز و نهایتى نیست ! و به این ترتیب گفتگوها از محبت شروع مى‏شود ، محبتى بى انتها و گسترده و اصولا عالم هستى بر همین محور محبت دور مى‏زند .

 

در فراز دیگرى آمده است : اى احمد ! همچون کودکان مباش که سبز و زرد و زرق و برق را دوست دارند ، و هنگامى که غذاى شیرین و دلپذیرى به آنها مى‏دهند مغرور مى‏شوند ، و همه چیز را به دست فراموشى مى‏سپارند .

پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) در اینجا عرضه داشت : پروردگارا مرا به عملى هدایت کن که موجب قرب به درگاه تو است .

فرمود : شب را روز ، و روز را شب قرار ده ! عرض کرد : چگونه ؟ ! فرمود : چنان کن که خواب تو نماز باشد ، و هرگز شکم خود را کاملا سیر مکن .

در فراز دیگرى آمده است : اى احمد ! محبت من محبت فقیران و محرومان است ، به آنها نزدیک شو ، و در کنار مجلس آنها قرار گیر ، تا من به تو نزدیک شوم ، و ثروتمندان دنیاپرست را از خود دور ساز ، و از مجالس آنها بر حذر باش ! 

تفسیر نمونه ج : 22  ص :  509

در فراز دیگر مى‏فرماید : اى احمد ! زرق و برق دنیا و دنیاپرستان را مبغوض بشمر ، و آخرت و اهل آخرت را محبوب دار .

عرض مى‏کند : پروردگارا ! اهل دنیا و آخرت کیانند ؟ فرمود : اهل دنیا کسانى هستند که زیاد مى‏خورند ، و زیاد مى‏خندند و مى‏خوابند ، و خشم مى‏گیرند ، و کمتر خشنود مى‏شوند ، نه در برابر بدیها از کسى عذر مى‏خواهند ، و نه اگر کسى از آنها عذر طلبد مى‏پذیرند ، در اطاعت خدا تنبل ، و در معاصى شجاعند ، آرزوهاى دور و دراز دارند ، و در حالى که اجلشان نزدیک شده هرگز به حساب اعمال خود نمى‏رسند ، و نفعشان براى مردم کم است ، افرادى پر حرف ، فاقد احساس مسئولیت ، و علاقمند به خورد و خوراکند .

اهل دنیا نه در نعمت شکر خدا بجا مى‏آورند ، و نه در مصائب صبورند .

خدمات فراوان در نظر آنها کم است ( و خدمات کم خودشان بسیار ! ) خود را به انجام کارى که انجام نداده‏اند ستایش مى‏کنند ، و چیزى را مطالبه مى‏کنند که حق آنها نیست .

پیوسته از آرزوهاى خود سخن مى‏گویند ، و عیوب مردم را خاطر نشان مى‏سازند و نیکیهاى آنها را پنهان ! عرض کرد : پروردگار ؟ آیا دنیاپرستان غیر از این عیبى هم دارند ؟ فرمود ، اى احمد ! عیب آنها این است که جهل و حماقت در آنها فراوان است ، براى استادى که از او علم آموخته‏اند تواضع نمى‏کنند ، و خود را عاقل مى‏دانند اما در نزد آگاهان نادان و احمقند .

سپس به اوصاف اهل آخرت و بهشتیان پرداخته چنین ادامه مى‏دهد : آنها مردمى با حیا هستند ، جهل آنها کم ، منافعشان بسیار ، مردم از آنها در راحتند و خود از دست خویش در تعب ، و سخنانشان سنجیده است .

پیوسته حسابگر اعمال خویشند ، و از همین جهت خود را به زحمت 

تفسیر نمونه ج : 22  ص :  510

مى‏افکنند ، چشمهایشان به خواب مى‏رود اما دلهایشان بیدار است ، چشمشان مى‏گرید ، و قلبشان پیوسته به یاد خدا است .

هنگامى که مردم در زمره غافلان نوشته شوند آنها از ذاکران نوشته مى‏شوند .

در آغاز نعمتها حمد خدا مى‏گویند ، و در پایان شکر او را بجا مى‏آورند ، دعایشان در پیشگاه خدا مستجاب ، و تقاضایشان مسموع است ، و فرشتگان از وجود آنها مسرورند ... مردم ( غافل ) در نزد آنها مردگان ، و خداوند نزد آنها حى و قیوم و کریم است ( همتشان آنچنان عالى است که به غیر او نظر ندارند ) ... مردم در عمر خود یکبار مى‏میرند اما آنها به خاطر جهاد با نفس و مخالفت هوا هر روز هفتاد بار مى‏میرند ( و حیات نوین مى‏یابند ) ! ... هنگامى که براى عبادت در برابر من مى‏ایستند همچون بنیان مرصوص و سدى فولادینند ، و در دل آنها توجهى به مخلوقات نیست .

به عزت و جلالم سوگند که من آنها را حیات و زندگى پاکیزه‏اى مى‏بخشم ، و در پایان عمر ، خودم قبض روح آنها مى‏کنم ، و درهاى آسمان را براى پرواز روح آنها مى‏گشایم ، تمام حجابها را از برابر آنها کنار مى‏زنم ، و دستور مى‏دهم بهشت ، خود را براى آنها بیارائید ! ... اى احمد ! عبادت ده جزء دارد که نه جزء آن طلب حلال است ، هنگامى که غذا و نوشیدنى تو حلال باشد تو در حفظ و حمایت منى ... .

و در فراز دیگرى آمده است : اى احمد ! آیا مى‏دانى کدام زندگى گواراتر و پردوام‏تر است ؟ عرض کرد : خداوندا نه ! فرمود : زندگى گوارا آن است که صاحب آن لحظه‏اى از یاد من غافل نماند ، نعمت مرا فراموش نکند ، از حق من بیخبر نباشد ، و شب و روز رضاى مرا 

تفسیر نمونه ج : 22  ص :  511

بطلبد .

اما زندگى باقى آن است که براى نجات خود عمل کند ، و دنیا در نظرش کوچک باشد ، و آخرت بزرگ ، رضاى مرا بر رضاى خویشتن مقدم بشمرد ، و پیوسته خشنودى مرا بطلبد ، حق مرا بزرگ دارد و توجه به آگاهى من نسبت به خودش داشته باشد .

در برابر هر گناه و معصیتى به یاد من بیفتد ، و قلبش را از آنچه ناخوش دارم پاک کند ، شیطان و وساوس شیطانى را مبغوض دارد ، و ابلیس را بر قلب خویش مسلط نسازد و به او راه ندهد .

هنگامى که چنین کند محبت خاصى در قلبش جاى مى‏دهم ، آنچنانکه تمام دلش در اختیار من خواهد بود ، و فراغت و اشتغال و هم و غم و سخنش از مواهبى است که من به اهل محبتم مى‏بخشم ! چشم و گوش قلب او را مى‏گشایم ، تا با گوش قلبش حقایق غیب را بشنود و با دلش جلال و عظمتم را بنگرد ! و سرانجام این حدیث نورانى با این جمله‏هاى بیدار کننده پایان مى‏گیرد : اى احمد ! اگر بنده‏اى نماز تمام اهل آسمانها و زمین را بجا آورد ، و روزه تمام اهل آسمانها و زمین را انجام دهد ، همچون فرشتگان غذا نخورد و لباس ( فاخرى ) در تن نپوشد ( و در نهایت زهد و وارستگى زندگى کند ) ولى در قلبش ذره‏اى دنیاپرستى یا ریاست‏طلبى یا عشق به زینت دنیا باشد در سراى جاویدانم در جوار من نخواهد بود ! و محبتم را از قلب او بر مى‏کنم ! سلام و رحمتم بر تو باد ، و الحمد لله رب العالمین .

این سخنان عرشى که روح انسان را با خود به اوج آسمانها مى‏برد ، و در 

تفسیر نمونه ج : 22  ص :  512

معراج الهى سیر مى‏دهد و به آستانه عشق و شهود مى‏کشد تنها قسمتى از حدیث قدسى است .

افزون بر این ما اطمینان داریم که غیر از آنچه پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) در سخنانش براى ما بازگو کرده ، اسرار و گفتگوها و رموز و اشاراتى میان او و محبوبش در آن شب عشق و شوق ، و جذبه و وصال ، رد و بدل شده که نه گوشها توانائى شنیدن آنرا دارد و نه افکار عادى قدرت درکش را ، و به همین دلیل در درون جان پاک پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) براى همیشه مکتوم مانده و جز خاصانش از آن آگاه نشده‏اند .

معراج

اى خدا ما را از آنان قرار ده که بالفطره به تو شادمان و خوشند و از دل ناله شوق مى‏کشند و همه عمر با آه و ناله (عاشقانه) اند، پیشانیشان در پیشگاه عظمتت به سجده و چشمهاشان بیدار  در خدمتت، و اشک دیدگانشان از خوفت جارى و دلهاشان علاقه‏مند عشق و محبتت و قلوبشان را جلال و مهابتت از عالم برکنده است.

[ ۱۳۸۸/۱٢/٢۸ ] [ ٩:۳٥ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آخرين مطالب
لینک دوستان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
بک لينک