زوجها اغلب با انتظارات غیرواقعبینانهای وارد زندگی مشترک میشوند و در حالی با یکدیگر ازدواج میکنند که شناخت زیادی از خصوصیات و خواستهها و تمایلات یکدیگر ندارند؛ بنابراین هنگامی که این انتظارات گاه نابجای آنها برآورده نمیشود، دلسرد و سرخورده شده و به دنبال راه گریز و رهایی از این ارتباط خواهند بود.
در واقع باید ببینیم هنگامی که دو نفر زندگی مشترکی را با یکدیگر آغاز میکنند، چه انتظارات و توقعاتی از یکدیگر دارند و یک زن از همسرش چه میخواهد و چه خصوصیاتی را به عنوان یک شوهر خوب در وجود او جستجو میکند.
برخورداری از صداقت
افرادی که مرتب به همسرانشان دروغ میگویند و با آنها روراست و صادق نیستند نخواهند توانست اعتبار، ارزش و اعتماد همسران خود را جلب کنند.
در اینجا صداقت در کنار اعتماد قرار میگیرد. همسری که نمیتواند به طرف مقابلش اعتماد کند، بیشترین تمایل را به نقزدن و دائما گله و شکایت داشتن و معترض بودن پیدا میکند و به این ترتیب شاید به عنوان فردی که دائم نق میزند و شکایت دارد، شناخته شود.
پذیرش همسر
توشهی دیگری که در سفر زندگی به وجود آن نیاز شدیدی داریم و بدون داشتن آن، طی کردن مسیر برای ما سخت و کسل کننده است، پذیرش و پذیرفتن همسر و همسفر خود به همان گونهای که هست میباشد.هر انسانی دارای خصایص اخلاقی و پیچیدگیهای ویژهی خود است. به غلط میپنداریم که همسر ما باید آن گونه باشد که ما دوست میداریم و این موضوع مانع از آن میشود که با در نظر گرفتن تفاوتهایمان فرصتی جهت تفکر در روابط دوستانهمان داشته باشیم. ما فراموش کردهایم که مردها و زنها با همدیگر تفاوت دارند؛
زنان همیشه سعی میکنند که مردها را عوض کنند و اصلاح نمایند. زن فکر میکند که اقداماتش برای عوض کردن مرد کاری دوست داشتنی است، امّا مرد احساس میکند که تحت نفوذ و کنترل است و این برای هر مردی خفقانآور است. برای موفّقیّت و صمیمیّت در زندگی، میبایست از رفتار والدگونه- بایدها و نبایدها- بپرهیزیم و به تفاوتهای فردی و فرهنگی و خانوادگی و ... یکدیگر احترام بگذاریم.