| |
|
|
 |
|
همانطور که نتهای موسیقی به تنهایی در ذهن معنایی ایجاد نمیکنند و تنها وقتی کنار یکدیگر نواخته میشوند، ما را با خود به سرزمین حزن و اندوه یا شادی میبرند، واحدهای اطلاعاتی نیز، که قرار است از اتفاقات پیرامونمان خبر بدهند، به تنهایی معنا ندارند و تنها وقتی کنار یکدیگر قرار میگیرند، ما را متوجه اطرافمان میکنند و میگویند موضوع از چه قرار بوده است.
اگر بگوییم ایران در بازی های المپیک پنج مدال طلا، سه نقره و دو برنز گرفت، آیا باید خوشحال بشویم یا ناراحت؟ این موضوع به دو چیز بستگی دارد؛ اول به جایگاه ایران بین بقیه کشورها و دیگری به وضعیت ایران در المپیک در دورههای قبل. اگر دیگران از ایران کمتر مدال گرفته باشند و ایران نسبت به دوره های قبل مدال بیشتری گرفته باشد، وضعیت ایران بهتر شده. اما اگر ایران با این تعداد مدال در ته جدول قرار گرفته باشد و از تعداد مدالهایش در سالهای قبل هم کاسته شده باشد، یعنی وضعیت ایران بدتر شده.
یکی از راههای قابل فهم کردن خبر مقایسه اطلاعات به دست آمده است. اگر آمار جدیدی از تصادفات جاده ای به دستتان می رسد قبل از آن که آن آمار را منتشر کنید، آنرا با آمار مثلاً سال گذشته مقایسه کنید. اگر تصادفات بیشتر بود ماجرا را این طور تعریف کنید که تصادفات جاده ای از سال پیش هم بیشتر شده و اگر کم تر بود، سعی کنید علت ها را جویا بشوید و لید را به شرح «چرایی» کاهش تصادفات در سال جاری اختصاص بدهید.
|
 |
|
مثال:
|
|
بغداد، عراق – ارتش امریکا اعلام کرد دو سرباز دیگر امریکایی سهشنبه در عراق کشته شدند. به این ترتیب آمار کشته شدههای امریکایی در ماه اکتبر و یک هفته مانده به ا نتخابات امریکا به شکل غیرمنتظرهای بالا رفته و به تعداد 103 نفر رسیده. «بنا بر یک نظرسنجی، جار و جنجال عراق ممکن است باعث شود تا جمهوریخواهان طرفدار جرج دبلیو بوش رییسجمهور امریکا کنترل کنگره امریکا را در انتخابات هفتم اکتبر از دست بدهند.» ...
|
|
| |
|
|
 |
|
مطمئن شوید در خبری که مینویسید به چرایی و «خب که چی» خبر پاسخ داده شود.
اگر داروی جدیدی کشف شده بنویسید این دارو به چه درد میخورد و گرنه ممکن است خوانندگان بپرسند، «خب که چی؟». بنویسید «چرا» این کشف اهمیت دارد.
سعی کنید چرایی و «خب که چی» خبر را در همان لید به طور مختصر توضیح بدهید و در ادامه خبر اگر خواستید جزئیات بیشتری اضافه کنید.
|
 |
|
مثال:
|
|
بغداد، عراق – نوری مالی نخست وزیر عراق سهشنبه دستور داد ایستگاههای بازرسی در شهر شیعهنشین صدر و سایر نقاط بغداد برچیده شود – این گام آشکار دیگری بود که نشان داد او میکوشد اقتدارش را در مقابل امریکاییها حفظ کند و و در عین حال حمایت شیعیان را جلب کند.
|
|
|
مثال:
|
|
خار، پاکستان – سخنگوی ارتش پاکستان سهشنبه گفت ارتش با اطلاعاتی که نیروهای آمریکایی در اختیارش گذاشته بودند حملاتی هوایی انجام داد که در آن 80 نفر کشته شدند. هزارها نفر از بومیان پاکستان به هر دو دولت اعتراض کردند.
|
|
|
بخش هایی از یک کتاب:
|
|
بافت و پیشزمینه خبر را مشخص کنید. برای خوانندگان توضیح بدهید که چرا ارزشش را دارد که خبر را بخوانند. ممکن است خبر به نظر شما جذاب باشد اما اگر به نظر دیگران جذاب نباشد وقتتان را هدر دادهاید.
|
|
| |
|
|
 |
|
خبر باید کامل باشد؛ ماجرا از اول تا آخر شرح داده شود. در هر خبری که مینویسیم بافت داستان باید از نو و با اطلاعات جدید شرح داده شود.
نباید از خواننده انتظار داشته باشیم که موضوع را کامل در ذهن داشته باشد.
اگر سه روز پیش در قزوین زلزله آمده و حالا داریم یک خبر تکمیلی راجع به زلزله مینویسیم باید در این خبر هم ماجرا را از اول توضیح بدهیم؛ یعنی جایی در خبرمان بنویسیم فلان روز زلزله آمد، تا به حال این قدر نفر کشته شدهاند و ...
|
 |
| |
|
|
 |
|
در لیدهایی که این روزها نوشته میشوند، عنصر چرایی (چرا این اتفاق افتاده است) نسبت به گذشته مهمتر شده است. همچنین بنا بر آن است تا اهمیت موضوع خبر در همان ابتدا مشخص شود. باید توجه کرد برای بیان چرایی، اغلب به مقداری پیشینه یا اطلاعات مرتبط با خبر نیاز است تا اتفاق جدید درون سلسلهای از اتفاقات (context ) معنا پیدا کند.
لید باید حاوی جذاب ترین (بهتر بگویم با ارزش ترین) بخش خبر باشد اگر چه این روزها چون به عنصر «چرایی» و «چگونگی» بیشتر پرداخته میشود لیدها نسبت به گذشته کمی بلندتر شدهاند:
مثال 1:
خبرگزاری رویترز: 28 بهمن، 1385:
قیمت نفت جمعه پس از آن که ایالات متحده هشدار داد شبه نظامیان نیجریهای حملاتی را علیه بزرگترین تولیدکننده نفت افریقا سازماندهی میکنند دو درصد افزایش یافت و به بیش از 59 دلار رسید. (لید به زبان انگلیسی 31 کلمه است)
دقت کنید عبارت «پس از آن که ایالات متحده هشدار داد شبه نظامیان نیجریهای حملاتی را علیه بزرگترین تولیدکننده نفت افریقا سازماندهی میکنند» که خود به تنهایی 17 کلمه است تلاش میکند چرایی خبر را توضیح بدهد. عبارت «بزرگترین تولید کننده نفت افریقا» نیز خود توضیحات بیشتری است که برای روشن شدن اهمیت خبر در همان لید به آن اشاره شده است.
یک لید کلاسیک بدون توجه به چرایی چنین خوانده میشد: «قیمت نفت جمعه دو درصد افزایش یافت و به بیش از 59 دلار رسید.»
مثال 2:
خبرگزاری آسوشیتدپرس: 28 بهمن، 1385:
واشنگتن – منتقدان دمکرات جنگ عراق که مصمم هستند پرزیدنت بوش را زیر نظر داشته باشند، میگویند یک رای با قاطعیت از سوی سنا که افزایش نیروها در عراق را زیر سووال ببرد میتواند برای کنترل بهتر بوش سودآور باشد. اما جمهوریخواهان بر یک رای جایگزین اصرار دارند که هر نوع کاهش نیرو را رد میکند و شرایطی را به گونهای در خواهد آورد که دمکراتها در رایگیری چهارشنبه پیروز میدان نباشند. (لید به زبان انگلیسی 53 کلمه است)
لیدهایی که این روزها در خبرگزاریهای بزرگ دنیا مثل رویترز و آسوشیتدپرس منتشر می شوند حدود 30 تا 35 کلمه هستند. این به این معنا نیست که لیدها حتما باید بلند و طویل باشند. اما باید این یک نکته را در نظر داشته باشیم تا جایی که ممکن است برای خوانندگان توضیح بدهیم موضوع از چه قرار است و ماجرا چیست.
بد نیست به این جمله که از زبان یکی از معروف ترین مدرسان شبکه خبری رویترز درآمده هم توجه کنید که اصول کلاسیک را با اصول امروزی مقایسه کرده است:
«برای شروع [لید] یادمان باشد هنوز هم باید به چه کسی، چه چیزی، کجا و کی پاسخ بدهیم و حتی "پاسخی جامعتر" برای «چرایی» داشته باشیم، به خصوص در زمانهای که همه چیز پیچیدهتر شده است.»
بوکاردی رییس پیشین خبرگزاری آسوشیتدپرس هم میگوید،
«این وظیفه خبرنگارها شده که "توضیح و پیشینه در اختیار بگذارند و کاری کنند که خبر معنادار بشود." تا همین چند وقت پیش "یک جورهایی بعضیها علیه این شیوه جدید بودند. شیوه قدیمی صاف و پوست کنده بود "وی گفت، وی افزود" و این همان کاری بود که همه از آسوشیتدپرس انتظار داشتند.»
«ما از این مرحله عبور کردیم ... آنچه زمانه میخواهد این است که خواننده با جریان اطلاعات که کسی به تنهایی نمیتواند با آن دست و پنجه نرم کند همراه بشود.»
مثال 3:
به لید زیر توجه کنید که چه طور مقداری پیشینه و توضیحات اضافه شده تا خبر بهتر درک بشود:
ژاپن چهارشنبه کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه را مطمئن ساخت که قصد ندارد یک برنامه هستهای نظامی را دنبال کند، به رغم آزمایش هستهای کره شمالی و پیشنهاداتی که برخی کارشناسان سیاسی میدهند مبنی بر این که ژاپن باید مذاکره درباره دستیابی به سلاح هستهای را آغاز کند.
جمله پیرو یعنی «به رغم آزمایش هسته ای ...» توضیحات اضافی است که تلاش می کند تا اهمیت خبر و ماجرا را برای مخاطب روشن کند.»
|
 |
|
مثال:
|
|
ژاپن چهارشنبه کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه را مطمئن ساخت که قصد ندارد یک برنامه هستهای نظامی را دنبال کند، به رغم آزمایش هستهای کره شمالی و پیشنهاداتی که برخی کارشناسان سیاسی میدهند مبنی بر این که ژاپن باید مذاکره درباره دستیابی به سلاح هستهای را آغاز کند.
|
|
| |
|
|
 |
|
هرم وارونه همچنان محترم است. باید به هرم وارونه احترام گذشت. خیلی زیاد. از همان زمانی که خبرها در چیزی به نام صفحه روزنامه ریخته شدند، و قضیه کمبود جا و قیچی کردن ته مطلب پیش آمد، هرم وارونه به عنوان یک راه حل جای خود را محکم کرد.
کمی بعد تئورسینهای علم ارتباطات تحقیق کردند و به این نتیجه رسیدند بسیاری از خوانندهها تنها تکه بالای خبرها را میخوانند – چه در روزنامهها و چه در وب - پس بهتر است مهمترین بخش خبر بالا بیاید و پیشینه و اطلاعات در پایین خبر.
این شیوه ادامه یافت تا برخی دیگر از ریشسفیدهای مطبوعات به این نتیجه رسیدند گاهی خوانندهها برای درک اطلاعات مهمی که بالای خبرها میآید مجبور هستند نگاهی هم به پیشینه و توضیحاتی بیندازند که پایین خبرها میآید.
پس طرحی نو در انداخته شد:
تصمیم بر آن شد تا هرم وارونه همچنان محترم بماند. اما اگر اطلاعات مهمی بالای خبر میآ که فهم آن به توضیح نیاز دارد، بهتر است توضیحات مربوط هم در همان بالای خبر – حتی در لابهلای لید – گنجانده شود.
این روزها خبرها همچنان بر اساس هرم وارونه نوشته میشوند، اما لید و پاراگرافهای پیروی لید به تنهایی قابل فهم هستند و خواننده میتواند بی آنکه تا ته مطلب را بخواند، آخرین اطلاعات و توضیحات لازم را برای همراه شدن با جریان خبر کسب کند.
توضیحات و پیشینه را لابه لای سطرها و پاراگرافها بپاشید. هر جا لازم بود توضیحات و پیشینه اضافه کنید تا هر جمله و پاراگرافی که مینویسید قابل فهم باشد و اهمیت خبر از همان ابتدا معلوم.
مثال:
در لید استعفای دانلد رامسفلد میخوانیم:
دانلد رامسفلد وزیر دفاع امریکا و طراح جنگ عراق استعفا داد.
«طراح جنگ عراق» همان پیشینه و توضیحات اضافی است که حتی در همان لید جا میگیرد تا اهمیت خبر از همان لحظه اول برای خواننده معلوم باشد.
|
 |
|
بخش هایی از یک کتاب:
|
|
این شیوهای کلاسیک و سنتی برای نوشتن خبر است. خبرنگار خوب میتواند با استفاده از این شیوه خبری را در چهار یا پنج پاراگراف منتقل کند، عناصر کلیدی خبر را بالای خبر بیاورد و عناصر دیگر را به ترتیب اهمیت در ادامه خبر بنویسد. در صورتی که دبیران به فضای بیشتری نیاز داشته باشند، میتوانند ته چنین خبری را حذف کنند.
|
|
| |
|
|
 |
|
 |
|
مثال:
|
|
کوئیتو، اکوآدور - مازیا استر دو کاپوویا، که مسنترین فرد جهان قلمداد میشد، در موطن خود اکوآدور، چنان که نوهاش خبر داد، در گذشت. او 116 زندگی کرد، هم زمان با چارلی چاپلین به دنیا آمد و همان سالی ازدواج کرد که امریکا وارد جنگ جهانی اول شد.
|
|
|
مثال:
|
|
در سال 84 بیش از 24 میلیارد لیتر بنزین و 29 میلیارد لیتر گازوئیل در کشور به مصرف رسید که بخش حملونقل بیشترین سهم مصرف را به خود اختصاص دادند.
|
|
|
مثال:
|
|
به گفته مدیرعامل سازمان بهشت زهرا(س)، ایست قلبی با 28/11 درصد همچنان شایعترین و سرطان ریه با 12/1 درصد، کمترین علت مرگومیر شهروندان تهرانی طی یک ماه گذشته بوده است.
|
|
|
مثال:
|
|
معاون دبیرکل ستاد مبارزه با موادمخدر با تشریح عملکرد نظام جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با قاچاقچیان و معتادان طی یک سال گذشته اعلام کرد:هر دو ساعت یک نفر در کشور بر اثر اعتیاد جان خود را از دست میدهد و سال گذشته 4320 نفر در ایران قربانی موادمخدر شدند.
|
|
|
بخش هایی از یک کتاب:
|
|
خبرنگارها در هر حوزهای که کار کنند اغلب با اعداد سر و کار دارند. یک دلیلش این است که اخبار تجاری و مالی اغلب جزو اتفاقات مهم روز است. برخی از خبرنگارها وقتی نگاهشان به اعداد میافتد خشکشان میزند و این را هم میگویند که خبرنگار + اعداد = اشتباه.
|
|
| |
|
|
 |
|
بیتوجهی به پیشینه و اتفاقات پیرامون خبرها باعث انعکاس مبهم اخبار میشود. در نتیجه، اغلب، به جای بیان شفاف و معنادار خبر، تکه پارههایی از اطلاعات بی معنا به دست خواننده می رسد.
پیشینه کمک می کند تا مخاطب بتواند ماجرا را دنبال کند.
پیشینه را در خبر پخش کنید. یک مقدار اینجا و یک مقدار آنجا. پیشینه در لید هم میتواند بیاید. چهار یا پنج کلمه برای به پاسخ روشن به «چرایی» و «خب که چی» خبر.
اگر شش جمله پیشینه دارید بهتر است آنها را در شش جای مختلف پخش کنید. یک جای خوب برای پیشینه قبل و بعد از نقل قول ها است. یا قبل یا بد از رنگ و جزئیات تا این جزئیات در لابه لای توضیحات و تعریف ماجرا معنا پیدا کنند.
|
 |
|
بخش هایی از یک کتاب:
|
|
«روش قدیمی "وی گفت"، "وی افزود" صاف و صریح بود و این کاری بود که همه از آسوشیتدپرس انتظار داشتند. اما ما از این دوره گذر کردیم ... زمانه از ما میخواهد به خواننده کمک کنیم که بتواند با جریان اطلاعات که نمیتواند به تنهایی با آن دست و پنجه نرم کند همراه بشود… برای همین، دیگر وظیفه خبرنگارها است که برای فهم بهتر موضوع توضیحات و پیشینه در اختیار خواننده بگذارند.» لویی دی. بوکاردی، رییس پبشین خبرگزاری آسوشیتدپرس
|
|
|
بیشتر بدانید:
|
|
اگر نگاهی به گزارشهای سریالی سرکوب مسلمانان در ازبکستان بیندازید متوجه میشوید که برخی از پاراگرافها، که ماجرای کلی را تعریف میکنند و پیشینه در اختیار خواننده میگذارند، تقریبا در همه خبرها تکرار شدهاند.
|
|
|
نکته:
|
|
آوردن پیشینه لازم است. اما نویسندههای خوب کلی تلاش میکنند تا پیشینه را در بهترین جای مطلب جا بدهند. جا دادن مقدار زیادی پیشینه در بالای خبر خواننده را فراری میدهد؛ با این حال، اغلب به مقدار کمی توضیحات و پیشینه در همان بالای خبر نیاز است. آیا خبر برای اولین بار رخ داده [مثلا تیم فوتبال ایتالیا (برای اولین بار) به تهران می آید] یا آیا خبر مربوط به واکنشی به اتفاقات پیشین است [وزیر امور خارجه گفت ایران در امور داخلی عراق مداخله نمیکند] یا آیا یک دادگاه بر پا شده است؟ در تمام این موارد باید قدری پیشینه بدهید. بنویسید که مثلا تیم فوتبال ایتالیا برای اولین بار است که دارد به ایران میآید؛ یا مثلا امریکا ایران را متهم کرده در امور داخلی عراق مداخله میکند؛ یا درباره اتهام توضیح و مجازات احتمالی توضیح بدهید. رمز موفقیت در آوردن پیشینه این است که در همان حالی که دارید داستان را روایت میکنید مقداری پیشینه و توضیحات در لابه لای آن اضافه کنید، نه این که یک تکه – مثلا چند پاراگراف پیشینه – را وسط خبر جا بدهید و جریان روایت را قطع کنید. [رویترزی ها اغلب میگویند پیشینه را باید لابه لای خبر ببافید.] هفته دیگر درباره این که چه طور میتوانید به شکلی عمیقتر پیشینه در اختیار بگذارید در این ستون خواهید خواند.
|
|
|
نکته:
|
|
پس از این که مهمترین و دانستنیترین بخش پیشینه را در آغاز خبر یا گزارشتان تزریق کردید، (به پیشینه را چه طور بنویسیم؟ (1) رجوع کنید)، می توانید به سراغ بخش عمیق تری از پیشینه بروید که برای درک مطلب تان لازم است. برای آن دسته از روزنامهنگارانی که در نشریات متنی کار میکنند، اغلب بهترین کار این است که بخش اصلی پیشینه را لابه لای مطلبی که ماجرا را روایت میکند نیاوریم و آنرا جداگانه در «باکسهای اطلاعاتی» کنار مطلب بگذاریم. (صفحهبندیکنیم.) با استفاده از یکی دو تا عکس کوچک، استفاده از عناصر گرافیکی یا قلم متفاوت میتوانیم کاری کنیم تا نگاه خواننده به این باکسها معطوف بشود. مثال: روزشمار تحولات مهم تاریخی؛ فهرستی از سؤوال و جوابهای کلیدی که موضوع را روشن میکند (FAQ)؛ آمار و ارقام پیشین و زندگینامه کوتاه افرادی که حالا خبرساز شدهاند. در حالی که دارید خبر یا گزارشتان را مینویسید به اطلاعاتی فکر کنید که میتوانید آنها را جداگانه بیاورید و از قطع شدن جریان روایی خبر یا گزارشتان جلوگیری کنید. اما این نکته هم خاطرتان باشد: اصل خبر باید همچنان به اندازه کافی پیشینه داشته باشد تا خودش به تنهایی قابل فهم باشد. گاهی اوقات میتوانید جمله ای جایی داخل مطلب اضافه کنید که مثلا (به باکس اطلاعاتی رجوع کنید).
|
|