پروانگی
قالب وبلاگ

چه طور خبری را قابل فهم کنیم
 
در این بخش قصد داریم بگوییم خبر بدون ارتباط با اتفاقات پیرامون خود، اغلب ‏معنا ندارد، به همین دلیل درست ‏‏درک نمی‌شود و زود از خاطر پاک ‏می‌شود، ‏همان‌گونه که راش‌های تدوین‌ نشده یک فیلم، داستان ‏فیلم را بیان ‏‏نمی‌کنند و کسی تنها با مشاهده راش های یک فیلم نمی تواند از جریان فیلم آگاه بشود.‏

خبرهایی که این روزها نوشته می شوند، باید جریان یک رویداد را از ابتدا تا انتها تعریف کنند. اصطلاحا می گویند ‏‏باید ‏self-contained‏ باشند؛ یعنی اگر خواننده سه روز پس از سقوط یک هواپیما از تعطیلات بازگشت و خواست ‏‏خبری را دنبال کند، با خواندن اولین خبر بفهمد قضیه چه بوده و بتواند با ماجرا همراه شود.‏

در این بین، آنچه واحدهای اطلاعات را به هم می‌بافد و معنادار ‏می‌کند، شرح همان ماجرایی است که خوانندگان ‏قصد ‏دارند از آن آگاه ‏شوند.‏

توجه داشته باشید که قصه را شما تعریف می‌کنید و اطلاعات پراکنده‌ای که کنار هم می گذارید می‌تواند حکم ‏‏خمیری را داشته باشد که شکل نهایی‌‌اش را شما تعیین می کنید.‏

همیشه اول نخ را انتخاب کنید و بعد تکه‌های اطلاعات را به هم بدوزید.‏ نخ همان طرح داستانی است که شما قصد ‏دارید با ذکر جزییات آن را به طور عینی بیان کنید.‏

مثلا اگر قرار است راجع به نوسازی بم در پی زلزله سه سال پیش بنویسید اول فکر کنید که داستان اصلی چیست ‏و سعی کنید آن را در یک جمله شرح دهید:‏

مثلا به این نتیجه رسیده اید که با وجود گذشت سه سال از زلزله بم کار ساخت و ساز هنوز به کندی پیش می رود.‏

این جمله همان نخی است که باید تکه های اطلاعات را به آن بدوزید. و تکه‌های اطلاعات می‌تواند اطلاعاتی ‏راجع به آخرین تحولات ساخت و ساز؛ گفته‌های چند نفر از مردم ناحیه درباره ساخت و ساز و وضعیت ‏زندگی‌شان در یکی دو سال اخیر؛ توصیفات شما درباره قیافه فعلی شهر و تفاوت آن با روزهای پس از زلزله؛ ‏مقداری اطلاعات و پیشینه که زلزله چه موقع رخ داد، چند نفر کشته شدند، چند درصد از شهر ویران شد و ... ‏باشد.‏

حواستان باشد در هیچ جای گزارش نباید از قول خودتان بنویسید که کار بازسازی به کندی پیش می رود. نخ را در ‏ذهن داشته باشید و بر مبنای آن اطلاعات، جزئیات و توصیفات را بیاورید. خوانندگان خودشان با خوانندن ‏اطلاعات، مشاهدات و گفته‌های ساکنان و مقامات محلی درباره روند بازسازی قضاوت می‌کنند.‏

نکته کلیدی این که در هر صورت باید تلاش کنید با رعایت اصول تعادل، دقت و انصاف کاری کنید تا خبری که ‏می‌نویسید غرض ورزانه نباشد. اگر به نقل از یکی از اهالی بم نوشته‌اید که کار بازسازی کند پیش می رود، حتما ‏باید گفته‌های مقاماتی را هم که مسئول پروژه بازسازی هستند بیاورید.‏
بخش هایی از یک کتاب: ساختار مقدماتی یک خبر

 

 
همانطور که نت‌های موسیقی به تنهایی در ذهن معنایی ایجاد نمی‌کنند و تنها وقتی کنار یکدیگر نواخته ‏می‌شوند، ما ‏را با خود به سرزمین‌ حزن و اندوه یا شادی می‌برند، واحدهای اطلاعاتی نیز، که قرار ‏است از اتفاقات ‏پیرامون‌مان خبر بدهند،‎ ‎به تنهایی معنا ندارند و تنها وقتی کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، ما را ‏متوجه اطرافمان ‏می‌کنند و می‌گویند موضوع از چه قرار بوده است.‏

اگر بگوییم ایران در بازی های المپیک پنج مدال طلا، سه نقره و دو برنز گرفت، آیا باید خوشحال بشویم یا ‏‏ناراحت؟ این موضوع به دو چیز بستگی دارد؛ اول به جایگاه ایران بین بقیه کشورها و دیگری به وضعیت ایران ‏‏در المپیک در دوره‌های قبل. اگر دیگران از ایران کم‌تر مدال‎ ‎گرفته باشند و ایران نسبت به دوره های قبل مدال ‏‏بیشتری گرفته باشد، وضعیت ایران بهتر شده. اما اگر ایران با این تعداد مدال در ته جدول قرار گرفته باشد و از ‏‏تعداد مدا‌لهایش در سال‌های قبل هم کاسته شده باشد، یعنی وضعیت ایران بدتر شده.‏

یکی از راه‌های قابل فهم کردن خبر مقایسه اطلاعات به دست آمده است. اگر آمار جدیدی از تصادفات جاده ای به ‏دست‌تان می رسد قبل از آن که آن آمار را منتشر کنید، آن‌را با آمار مثلاً سال گذشته مقایسه کنید. اگر تصادفات ‏بیشتر بود ماجرا را این طور تعریف کنید که تصادفات جاده ای از سال پیش هم بیشتر شده و اگر کم تر بود، سعی ‏کنید علت ها را جویا بشوید و لید را به شرح «چرایی» کاهش تصادفات در سال جاری اختصاص بدهید‎. ‎
بغداد، عراق – ارتش امریکا اعلام کرد دو سرباز دیگر امریکایی سه‌شنبه در عراق کشته شدند. به این ترتیب آمار ‏کشته‌ شده‌های امریکایی در ماه اکتبر و یک هفته مانده به ا نتخابات امریکا به شکل غیرمنتظره‌ای بالا رفته و به ‏تعداد 103 نفر رسیده.‏ ‏«بنا بر یک نظرسنجی، جار و جنجال عراق ممکن است باعث شود تا جمهوری‌خواهان طرفدار جرج دبلیو بوش ‏رییس‌جمهور امریکا کنترل کنگره امریکا را در انتخابات هفتم اکتبر از دست بدهند.»‏ ‏...‏

 
مطمئن شوید در خبری که می‌نویسید به چرایی و «خب که چی» خبر پاسخ داده شود.‏

اگر داروی جدیدی کشف شده بنویسید این دارو به چه درد می‌خورد و گرنه ممکن است خوانندگان بپرسند، «خب ‏که چی؟». بنویسید «چرا» این کشف اهمیت دارد.‏

سعی کنید چرایی و «خب که چی» خبر را در همان لید به طور مختصر توضیح بدهید و در ادامه خبر اگر ‏خواستید جزئیات بیشتری اضافه کنید.‏
بغداد، عراق – نوری مالی نخست وزیر عراق سه‌شنبه دستور داد ایستگاه‌های بازرسی در شهر شیعه‌نشین صدر و ‏سایر نقاط بغداد برچیده شود – این گام آشکار دیگری بود که نشان داد او می‌کوشد اقتدارش را در مقابل ‏امریکایی‌ها حفظ کند و و در عین حال حمایت شیعیان را جلب کند.‏

خار، پاکستان – سخنگوی ارتش پاکستان سه‌شنبه گفت ارتش با اطلاعاتی که نیروهای آمریکایی در اختیارش ‏گذاشته بودند حملاتی هوایی‌ انجام داد‌ که در آن 80 نفر کشته شدند. هزارها نفر از بومیان پاکستان به هر دو دولت ‏اعتراض کردند.‏

بافت و پیش‌زمینه خبر را مشخص کنید. برای ‏خوانندگان توضیح بدهید که چرا ارزشش را دارد که خبر را ‏بخوانند. ممکن است خبر به نظر شما جذاب باشد اما اگر به ‏نظر دیگران جذاب نباشد وقت‌تان را هدر داده‌اید.‏

 
خبر باید کامل باشد؛ ماجرا از اول تا آخر شرح داده شود.‏
‎ ‎
در هر خبری که می‌نویسیم بافت داستان باید از نو ‏و با اطلاعات جدید شرح داده شود.‏

نباید از خواننده انتظار داشته باشیم که موضوع را کامل ‏در ذهن داشته باشد.‏

اگر سه روز پیش در قزوین زلزله آمده و حالا داریم یک خبر تکمیلی راجع به زلزله می‌نویسیم باید در این خبر هم ‏ماجرا را از اول توضیح بدهیم؛ یعنی جایی در خبرمان بنویسیم فلان روز زلزله آمد، تا به حال این قدر نفر کشته ‏شده‌اند و ...‏
 
در لیدهایی که این روزها نوشته می‌شوند، عنصر چرایی (چرا این اتفاق افتاده است) ‏نسبت به گذشته مهم‌تر شده است. همچنین بنا بر آن است تا اهمیت موضوع خبر در همان ابتدا ‏مشخص شود. باید توجه کرد برای بیان چرایی، اغلب به مقداری پیشینه یا اطلاعات ‏مرتبط با خبر نیاز است تا اتفاق جدید درون سلسله‌ای از اتفاقات (‏context‏ ) معنا پیدا ‏کند.‏

لید باید حاوی جذاب ترین (بهتر بگویم با ارزش ترین) بخش خبر باشد اگر ‏چه این روزها چون به عنصر «چرایی» و «چگونگی» بیشتر پرداخته می‌شود لیدها نسبت به گذشته کمی بلندتر ‏شده‌اند: ‏

مثال 1:

خبرگزاری رویترز: 28 بهمن، 1385: ‏

قیمت نفت جمعه پس از آن که ایالات متحده هشدار داد شبه نظامیان نیجریه‌ای حملاتی را علیه بزرگترین ‏تولیدکننده نفت افریقا سازمان‌دهی می‌کنند دو درصد افزایش یافت و به بیش از 59 دلار رسید. (لید به زبان ‏انگلیسی 31 کلمه است) 

دقت کنید عبارت «پس از آن که ایالات متحده هشدار داد شبه نظامیان نیجریه‌ای حملاتی ‏را علیه بزرگترین تولیدکننده نفت افریقا سازمان‌دهی می‌کنند» که خود به تنهایی 17 کلمه است تلاش می‌کند چرایی ‏خبر را توضیح بدهد. عبارت «بزرگترین تولید کننده نفت افریقا» نیز خود توضیحات بیشتری است که برای ‏روشن شدن اهمیت خبر در همان لید به آن اشاره شده است.‏

یک لید کلاسیک بدون توجه به چرایی چنین خوانده می‌شد: «قیمت نفت جمعه دو درصد افزایش یافت و به ‏بیش از 59 دلار رسید.»‏


مثال 2:

خبرگزاری آسوشیتدپرس: 28 بهمن، 1385: ‏

واشنگتن – منتقدان دمکرات جنگ عراق که مصمم هستند پرزیدنت بوش را زیر نظر داشته باشند، می‌گویند ‏یک رای با قاطعیت از سوی سنا که افزایش نیروها در عراق را زیر سووال ببرد می‌تواند برای کنترل بهتر بوش ‏سودآور باشد. اما جمهوری‌خواهان بر یک رای جایگزین اصرار دارند که هر نوع کاهش نیرو را رد می‌کند و ‏شرایطی را به گونه‌ای در خواهد آورد که دمکرات‌ها در رای‌گیری چهارشنبه پیروز میدان نباشند. (لید به زبان ‏انگلیسی 53 کلمه است)‏

لیدهایی که این روزها در خبرگزاری‌های بزرگ دنیا مثل رویترز و آسوشیتدپرس منتشر می شوند حدود 30 ‏تا 35 کلمه هستند.‏‎ ‎‏ این به این معنا نیست که لیدها حتما باید بلند و طویل باشند. اما باید این یک نکته را در نظر ‏داشته باشیم تا جایی که ممکن است برای خوانندگان توضیح بدهیم موضوع از چه قرار است و ماجرا چیست.‏

بد نیست به این جمله که از زبان یکی از معروف ترین مدرسان شبکه خبری رویترز درآمده هم توجه کنید که ‏اصول کلاسیک را با اصول امروزی مقایسه کرده است:‏

‏«برای شروع [لید] یادمان باشد هنوز هم باید به چه کسی، چه چیزی، کجا و کی پاسخ بدهیم و حتی "پاسخی ‏جامع‌تر" ‏برای «چرایی» داشته باشیم، به خصوص در زمانه‌ای که همه چیز پیچیده‌تر شده است.»‏

بوکاردی رییس پیشین خبرگزاری آسوشیتدپرس هم می‌گوید، ‏

‏«این وظیفه خبرنگارها شده که "توضیح و پیشینه در اختیار بگذارند و کاری کنند که خبر معنادار بشود." ‏تا ‏همین چند وقت پیش "یک جورهایی بعضی‌ها علیه این شیوه جدید بودند. شیوه قدیمی صاف و پوست کنده بود ‏‏"وی ‏گفت، وی افزود" و این همان کاری بود که همه از آسوشیتدپرس انتظار داشتند.»‏

‏«ما از این مرحله عبور کردیم ... آنچه زمانه می‌خواهد این است که خواننده با جریان اطلاعات که کسی به ‏‏تنهایی نمی‌تواند با آن دست و پنجه نرم کند همراه بشود.»‏

مثال 3:

به لید زیر توجه کنید که چه طور مقداری پیشینه و توضیحات اضافه شده تا خبر بهتر درک بشود:‏

ژاپن چهارشنبه کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه را مطمئن ساخت که قصد ندارد یک برنامه ‏هسته‌ای ‏‏نظامی را دنبال کند، به رغم آزمایش هسته‌ای کره شمالی و پیشنهاداتی که برخی کارشناسان سیاسی ‏می‌دهند ‏مبنی ‏بر این که ژاپن باید مذاکره درباره دستیابی به سلاح هسته‌ای را آغاز کند.‏‎ ‎

جمله پیرو یعنی «به رغم آزمایش هسته ای ...» توضیحات اضافی است که تلاش می کند تا اهمیت خبر و ‏ماجرا را برای مخاطب روشن کند.»‏
ژاپن چهارشنبه کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه را مطمئن ساخت که قصد ندارد یک برنامه ‏هسته‌ای ‏نظامی را دنبال کند، به رغم آزمایش هسته‌ای کره شمالی و پیشنهاداتی که برخی کارشناسان سیاسی ‏می‌دهند ‏مبنی بر این که ژاپن باید مذاکره درباره دستیابی به سلاح هسته‌ای را آغاز کند.‏‎ ‎

 
هرم وارونه همچنان محترم است. باید به هرم وارونه احترام گذشت. خیلی زیاد. از همان زمانی که خبرها در ‏چیزی به نام صفحه روزنامه ریخته شدند، و قضیه کمبود جا و قیچی کردن ته مطلب پیش آمد، هرم وارونه به ‏عنوان یک راه حل جای خود را محکم کرد.‏

کمی بعد تئورسین‌های علم ارتباطات تحقیق کردند و به این نتیجه رسیدند بسیاری از خواننده‌ها تنها تکه بالای ‏خبرها را می‌خوانند – چه در روزنامه‌ها و چه در وب - پس بهتر است مهم‌ترین بخش خبر بالا بیاید و پیشینه و ‏اطلاعات در پایین خبر.‏

این شیوه ادامه یافت تا برخی دیگر از ریش‌سفیدهای مطبوعات به این نتیجه رسیدند گاهی خواننده‌ها برای ‏درک اطلاعات مهمی که بالای خبرها می‌آید مجبور هستند نگاهی هم به پیشینه‌ و توضیحاتی بیندازند که پایین ‏خبرها می‌آید. ‏

پس طرحی نو در انداخته شد:‏

تصمیم بر آن شد تا هرم وارونه همچنان محترم بماند. اما اگر اطلاعات مهمی بالای خبر می‌آ که فهم آن به ‏توضیح نیاز دارد، بهتر است توضیحات مربوط هم در همان بالای خبر – حتی در لابه‌لای لید – گنجانده شود. ‏


این روزها خبرها همچنان بر اساس هرم وارونه نوشته می‌شوند، اما لید و پاراگراف‌های پیروی لید به ‏تنهایی قابل فهم هستند و خواننده می‌تواند بی آنکه تا ته مطلب را بخواند، آخرین اطلاعات و توضیحات لازم را ‏برای همراه شدن با جریان خبر کسب کند.‏

‏ توضیحات و پیشینه را لابه لای سطرها و پاراگراف‌ها بپاشید. هر جا لازم بود توضیحات و پیشینه اضافه ‏کنید تا هر جمله و پاراگرافی که می‌نویسید قابل فهم باشد و اهمیت خبر از همان ابتدا معلوم.‏

مثال:‏

در لید استعفای دانلد رامسفلد می‌خوانیم:‏

دانلد رامسفلد وزیر دفاع امریکا و طراح جنگ عراق استعفا داد.‏

‏«طراح جنگ عراق» همان پیشینه و توضیحات اضافی است که حتی در همان لید جا می‌گیرد تا اهمیت خبر ‏از همان لحظه اول برای خواننده معلوم باشد.‏
بخش هایی از یک کتاب:
هرم وارونه
این شیوه‌ای کلاسیک و سنتی برای نوشتن خبر است. ‏خبرنگار خوب می‌تواند با استفاده از این شیوه خبری را در ‏چهار یا پنج پاراگراف منتقل کند، عناصر کلیدی خبر را بالای ‏خبر بیاورد و عناصر دیگر را به ترتیب اهمیت در ادامه خبر ‏بنویسد. در صورتی که دبیران به فضای بیشتری نیاز داشته ‏باشند، می‌توانند ته چنین خبری را حذف کنند.‏

 
کوئیتو، اکوآدور - مازیا استر دو کاپوویا، که مسن‌ترین فرد جهان قلمداد می‌شد، در موطن خود اکوآدور، چنان که ‏نوه‌اش خبر داد، در گذشت. او 116 زندگی کرد، هم زمان با چارلی چاپلین به دنیا آمد و همان سالی ازدواج کرد ‏که امریکا وارد جنگ جهانی اول شد. ‏

در سال 84 بیش از 24 میلیارد لیتر بنزین و 29 میلیارد لیتر گازوئیل در کشور به مصرف رسید که بخش حمل‌ونقل بیشترین سهم مصرف را به خود اختصاص دادند.

به گفته مدیرعامل سازمان بهشت زهرا(س)، ایست قلبی با 28/11 درصد همچنان شایع‌ترین و سرطان ریه با 12/1 درصد، کمترین علت مرگ‌ومیر شهروندان تهرانی طی یک ماه گذشته بوده است.

معاون دبیرکل ستاد مبارزه با مواد‌مخدر با تشریح عملکرد نظام جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با قاچاقچیان و معتادان طی یک سال گذشته اعلام کرد:هر دو ساعت یک نفر در کشور بر اثر اعتیاد جان خود را از دست می‌دهد و سال گذشته 4320 نفر در ایران قربانی مواد‌مخدر شدند.

بخش هایی از یک کتاب:
کار با اعداد
خبرنگارها در هر حوزه‌ای که کار کنند اغلب با اعداد ‏سر و کار دارند. یک دلیلش این است که اخبار تجاری و ‏مالی اغلب جزو اتفاقات مهم روز است. برخی از خبرنگارها ‏وقتی نگاه‌شان به اعداد می‌افتد خشک‌شان می‌زند و این را ‏هم می‌گویند که خبرنگار + اعداد = اشتباه.‏

 
بی‌توجهی به پیشینه و اتفاقات ‏پیرامون خبرها باعث انعکاس ‏مبهم اخبار می‌شود. در نتیجه، اغلب، به جای ‏بیان ‏شفاف و معنادار خبر، تکه پاره‌هایی از اطلاعات بی معنا به دست ‏خواننده می رسد. ‏

پیشینه کمک می کند تا مخاطب بتواند ماجرا را دنبال کند.‏

پیشینه را در خبر پخش کنید. یک مقدار اینجا و یک مقدار آنجا. پیشینه در لید هم می‌تواند بیاید. چهار یا پنج کلمه ‏برای به پاسخ روشن به «چرایی» و «خب که چی» خبر. ‏

اگر شش جمله پیشینه دارید ‏بهتر است آن‌ها ‌را در شش جای مختلف پخش کنید. یک جای خوب برای پیشینه قبل و ‏بعد از نقل قول ها است. یا ‏قبل یا بد از رنگ و جزئیات تا این جزئیات در لابه لای توضیحات و تعریف ماجرا ‏معنا پیدا کنند.‏
‏«روش قدیمی "وی ‏گفت"، "وی افزود" ‏صاف و صریح بود ‏و این کاری بود ‏که همه از ‏آسوشیتدپرس ‏انتظار ‏داشتند. ‏اما ما از این ‏دوره گذر کردیم ‏‏... زمانه از ‏ما می‌خواهد به ‏خواننده کمک ‏کنیم که بتواند ‏با جریان ‏اطلاعات ‏که ‏نمی‌تواند به ‏تنهایی با آن ‏دست و پنجه نرم ‏کند همراه ‏بشود…‏‎ ‎برای ‏همین، دیگر ‏وظیفه ‏خبرنگارها است ‏که ‏برای فهم بهتر ‏موضوع ‏توضیحات و ‏پیشینه ‏ در ‏اختیار خواننده بگذارند‎.‎‏»‏ لویی دی. بوکاردی، ‏رییس پبشین خبرگزاری ‏آسوشیتدپرس

اگر نگاهی به گزارش‌های سریالی سرکوب مسلمانان در ازبکستان بیندازید متوجه می‌شوید که برخی از ‏پاراگراف‌ها، که ماجرای کلی را تعریف می‌کنند و پیشینه در اختیار خواننده می‌گذارند، تقریبا در همه خبرها ‏تکرار شده‌اند. ‏

آوردن پیشینه لازم است. اما نویسنده‌های خوب کلی تلاش می‌کنند تا پیشینه را در بهترین جای مطلب جا ‏بدهند. جا دادن مقدار زیادی پیشینه در بالای خبر خواننده را فراری می‌دهد؛ با این حال، اغلب به مقدار کمی ‏توضیحات و پیشینه در همان بالای خبر نیاز است. ‏ آیا خبر برای اولین بار رخ داده [مثلا تیم فوتبال ایتالیا (برای اولین بار) به تهران می آید]‏ یا آیا خبر مربوط به واکنشی به اتفاقات پیشین است [وزیر امور خارجه گفت ایران در امور داخلی عراق ‏مداخله نمی‌کند]‏ یا آیا یک دادگاه بر پا شده است؟ در تمام این موارد باید قدری پیشینه بدهید. بنویسید که مثلا تیم فوتبال ایتالیا برای اولین بار است که دارد به ‏ایران می‌آید؛ یا مثلا امریکا ایران را متهم کرده در امور داخلی عراق مداخله می‌کند؛ یا درباره اتهام توضیح و ‏مجازات احتمالی توضیح بدهید. رمز موفقیت در آوردن پیشینه این است که در همان حالی که دارید داستان را ‏روایت می‌کنید مقداری پیشینه و توضیحات در لابه لای آن اضافه کنید، نه این که یک تکه – مثلا چند پاراگراف ‏پیشینه – را وسط خبر جا بدهید و جریان روایت را قطع کنید. [رویترزی ها اغلب می‌گویند پیشینه را باید لابه لای ‏خبر ببافید.] ‏ هفته دیگر درباره این که چه طور می‌توانید به شکلی عمیق‌تر پیشینه در اختیار بگذارید در این ستون خواهید ‏خواند.‏

پس از این که مهم‌ترین و دانستنی‌ترین بخش پیشینه را در آغاز خبر یا گزارش‌تان تزریق کردید، (به پیشینه ‏را چه طور بنویسیم؟ (1) رجوع کنید)، می توانید به سراغ بخش عمیق تری از پیشینه بروید که برای درک مطلب تان لازم است. برای آن دسته از ‏روزنامه‌نگارانی که در نشریات متنی کار می‌کنند، اغلب بهترین کار این است که بخش اصلی پیشینه را لابه ‏لای مطلبی که ماجرا را روایت می‌کند نیاوریم و آنرا جداگانه در «باکس‌های اطلاعاتی» کنار مطلب ‏بگذاریم. (صفحه‌بندی‌کنیم.) با استفاده از یکی دو تا عکس کوچک، استفاده از عناصر گرافیکی یا قلم متفاوت ‏می‌توانیم کاری کنیم تا نگاه خواننده به این باکس‌ها معطوف بشود. مثال: روزشمار تحولات مهم تاریخی؛ فهرستی ‏از سؤوال و جواب‌های کلیدی که موضوع را روشن می‌کند (‏FAQ‏)؛ آمار و ارقام پیشین و زندگی‌نامه کوتاه افرادی ‏که حالا خبرساز شده‌اند. در حالی که دارید خبر یا گزارش‌تان را می‌نویسید به اطلاعاتی فکر کنید که می‌توانید ‏آن‌ها را جداگانه بیاورید و از قطع شدن جریان روایی خبر یا گزارشتان جلوگیری کنید. اما این نکته هم ‏خاطرتان باشد: اصل خبر باید همچنان به اندازه کافی پیشینه داشته باشد تا خودش به تنهایی قابل فهم باشد. گاهی ‏اوقات می‌توانید جمله ای جایی داخل مطلب اضافه کنید که مثلا (به باکس اطلاعاتی رجوع کنید).‏

نظرات شما
سلام
من سه تا مطلب مرتبط در بی بی سی نوشته بودم در مورد زلزله بم. 
اگه حالش رو داری یه نگاهی بهشون بنداز و نظرت رو بهم بگو 
خلی کلی: آیا طولانی نیست؟ آیا پیشینه به درستی در گزارش آمده؟ آیا ....
با تشکر فراوان
همکار اسبق ات:
بم تا ده سال دیگر هم ساخته نمی شود..."
سه سال پیش، ۵ دی ماه ۱۳۸۲، زمین زیر پای بمی ها لرزید. به قول محلی هایی که از حادثه جان به در بردند، بم با خاک یکسان شد و تاریخ بم همراه ارگ قدیم ۳۰۰۰ ساله اش، ویران شد. امروز در سومین سالگرد زلزله بم، سوالات بیشماری بی جواب مانده اند.

مردم بم پس از سه سال، چگونه زندگی می کنند؟ خانه های تازه ای که ساخته شده، چگونه آن ها را از حوادث آتی محافظت خواهد کرد؟ کودکان و زنانی که بازمانده های آسیب دیده تر شهر به حساب می آیند، چگونه روزگار بعد از بحران را می گذرانند؟ چهره عمومی شهر که با خیابان ها و مغازه های حاشیه آن دیده می شود، چه وضعی دارد؟



--------------------------------------------------------------------------------



بخش اول: کانکس های تجاری


بخش دوم: مادر آنقدر جان نداشت که پدر مرد


بخش سوم: جشن مردودی ساخت و ساز


بخش اول


"مغازه مال خودم است ولی زمین اش، اجاره ای است." محمد، که در یک کانکس در یکی از خیابان های مرکزی بم، شیرینی فروشی دارد، درباره مغازه ای که مال خودش است می گوید: "دو تا کانکس به جای خانه مان که تخریب شده بود، داده بودند. یکی اش را آورده ام اینجا مغازه اش کردم."

او درباره ساخت مغازه به جای کانکس می گوید: "پیش از این، در خیابان تختی بودیم. گفتند آقای احمدی نژاد می خواهد بیاید. برای همین خیابان را خلوت کردند تا برای ساخت خیابان و مغازه هایش، بودجه بگیرند. بودجه را گرفتند، ولی خیابانی ساخته نشد. الان آن منطقه متروکه شده است."

محمد به همراه تعدادی از اقوام بازمانده اش در بم به تجارت مشغول است. اما خودش از کاری که می کند راضی نیست: "گفتند بیا جواز بگیر، در شهر خودت کار و کاسبی راه بیانداز. وام بهت می دهیم و کمکت می کنیم. من همه کارهای مربوط به جواز کسب و کار را کردم، اما آن ها چیزی ندادند، خودم کاری را که می بینید دست و پا کردم. آنها فقط شعار می دهند. موقعی که خواستم بروم وام بگیرم، گفتند تو ۸۳ ای هستی، یعنی بعد از زلزله آمده ای جواز گرفته ای، بهت وام نمی دهیم." "آن ها" از نظر محمد، "دولت" است. 

او که پیش از زلزله در یک شرکت گاز در کرمان کار می کرده،‌ به قول خودش به طور موقت در بم مانده است و شاید به زودی از بم مهاجرت کند.

آخرین مشکلی که محمد با آن مواجه است این است که "گفته اند می خواهیم در این منطقه مغازه بسازیم، کانکس را جابجا کنید. اگر یک بار دیگر کانکس را جابجا کنیم، از بین می رود. تازه، برداریم کجا برویم؟ خوب، بسازید، به ما هم این امکان را بدهید که برویم داخل مغازه کار کنیم." 

او در حال حاضر، ماهی ۵۰ هزار تومان اجاره زمین خالی می دهد. 

کاسب های مال باخته

"هشت باب مغازه داشتم که چهار تاش را اجاره داده بودم، دو تاش خالی بود و دو تاش هم دست خودم بود که لوازم خانگی می فروختم. در زلزله همه اش رفت زیر آوار." کم نبودند از شهروندان بمی که مانند داریوش، همه هستی شان را در زلزله از دست داده اند. 

این افراد، بعد از حادثه، اوضاع روحی مناسبی نداشتند و تا مدت ها بعد از آن نتوانستند برای ساخت و ساز مغازه و خانه خود اقدام کنند: "من تا دو سال بعد از زلزله در بم نبودم. بعد از دو سال آمدم، خانه خودم را به خودم نمی دادند. حالا که خانه ام مشخص شده، ‌وام نمی دهند بسازم، می گویند چرا در این سه سال نیامدی؟ نمی فهمند که ما بدبختی داشتیم." او طی این دو سال، در جیرفت، با دخترش زندگی می کرده است.

داریوش می گوید: "بعد از یک عمر کاسبی، حالا با تاکسی، مسافر کشی می کنم." و مشکل دیگری هم دارد: "بعد از مدتی که پروانه ساخت مغازه ام را گرفتم و هزینه های مربوط به نقشه کشی و شهرداری برای صدور پروانه را هم کامل پرداختم، می گویند باید نامه ای از میراث فرهنگی بیاورید. در اداره میراث هم می گویند باید ارتفاع ساختمان ات را حدود دو متر کم کنی، در حالی که من عوارض کل ساختمان را پرداخت کرده ام. آیا میراث فرهنگی، عوارض من را بازپرداخت می کند یا به من خسارت می دهد؟"

حمید هم که در مسیر فرودگاه تا شهر، به مسافر کشی مشغول است، قبلا فروشگاه مواد غذایی داشته است: "در زلزله سه تا بچه ام از بین رفتند. خودم هم کمرم آسیب دید. قبل از زلزله، ماشین داشتم و در مغازه مواد غذایی خودم کار می کردم. حالا باید روی ماشین مردم کار کنم." او درباره کمک های دولت به زلزله زده های بم می گوید: "وام زیاد ندادند. اما آن اوایل، کنسرو و مواد خوراکی می دادند."

اگر به عنوان یک مسافر تازه وارد، از او درباره وضع شهر سوال کنید، ‌اولین چیزی که می گوید این است: "در شهر، مغازه خیلی ساخته نشده است. اغلب افراد، هنوز در کانکس به خرید و فروش اجناسشان مشغول اند."

صادق، با چهره آفتاب سوخته اش، درباره وضعیتش می گوید: "بعد از دو ماه که از بیمارستان مرخص شدم، آمدم دیدم نه خانه ای هست نه کارگاهی." او پیش از زلزله، کارگاه خیاطی داشت: "بعد از زلزله حتی چرخ های خیاطی ام را هم در زیر آوار پیدا نکردم. هر چه هم مانده بود، ‌دزدیده بودند."

او که الان روی لودرهای خاک برداری در ارگ قدیم کار می کند، در باره وضعیت کاری امروزش می گوید: "الان هر کاری باشد انجام می دهم. یک پسر داشتم که همراه همسرم، در زلزله، کشته شد. هیچ قوم خویش درجه یکی هم در بم ندارم." 

‘شهر، دیگر جلوه ای ندارد’

حمیدرضا، شهروند بمی که بازنشسته آموزش و پرورش است، درباره وضع عمومی ساخت و ساز در شهرش می گوید: "ظاهر و جلوه شهر به واحدهای تجاری آن وابسته است. چون آنها ساخته نشده، ساخت و ساز در بم خودش را نشان نمی دهد. در مرکز شهر، تعدادی خانه ساخته شده، البته نه زیاد، ولی ساخته شده است."

آمارهای غیر رسمی حاکی اند که ۴۲۰۰ واحد صنفی پروانه دریافت کردند، اما تنها ۶۰۰ – ۷۰۰ کانتینر برای ارایه خدمات این واحد ها موجود بود. بنابراین بعضی از کسبه با اسکلت های فلزی، کانتینری برای خودشان ساختند.

به نظر مرتضی، شهروند بمی که به فعالیت تولیدی مشغول است: "کندی ساخت و ساز این واحد ها و ناتوانی اصناف در اسکان مناسب، چند دلیل اصلی دارد. افزایش قیمت محصولات و خدمات وابسته به بازسازی به دلیل تقاضای زیاد، یکی از این دلایل بود. نبود قوانین در ماه های اول که هنوز هم ادامه دارد، دلیل دیگری بود که باعث شد فعالیت های مرتبط با گرفتن مجوزهای ساخت و ساز با کندی زیادی دنبال شود."

عباس، یکی دیگر از ساکنان بم در مورد برنامه های دولت برای بازسازی منطقه ای که در آن کار می کند می گوید: "برای این جا فعلا قصد ندارند که مغازه هاش رو درست کنند. در مرکز شهر دارند کمی درست می کنند، اما دیگر به خیابان های فرعی نرسیده اند."او از تصور این که هنوز بعد از سه سال برنامه ای برای بازسازی در کار نیست خنده تلخی می کند. مغازه عباس نزدیک میدانی است که ساختمان فرمانداری در آن واقع شده است."

[ ۱۳۸۸/٤/۱ ] [ ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

 

 
چه طور تظاهرات را پوشش دهیم و جان خود را حفظ کنیم
 
در سال 2005، حداقل 150 خبرنگار در جهان کشته شدند. بیشترین تعداد به عراق و فیلیپین مربوط می‌شد. ‏

درگیری، تظاهرات و آشوب در سراسر کره زمین همچنان وجود دارد. گروه‌ها و باند‌های مختلف همچنان ‏‏‏خبرنگار‌ها را تحت فشار می‌گذارند و جانشان را تهدید می‌کنند. آمارها نشان می‌دهد از 1990 تاکنون ‏‏‏‏1300خبرنگار در جهان کشته شده‌اند.‏

‏به پرونده‌های قتل‌ها آن طور که باید رسیدگی نشده تا مشخص شود واقعاً علت مرگ چه بوده است.‏

به نظر می‌رسد موضوع مرگ خبرنگارها برای سازمان‌های بین‌المللی هم زیاد پراهمیت نیست، بنابراین می‌توان ‏‏‏نتیجه گرفت که ما تنها هستیم.‏

این بخش به توصیه‌هایی اختصاص یافته که منعکس کننده تجربیات 150 ساله هزارها خبرنگار رویترز است که ‏‏‏تقریباً در تمام نقاط خطرخیز کره زمین حضور داشته‌اند.‏

آنچه در این بخش ذکر شده، بیشتر توصیه است تا دستورالعمل و قوانین اجرایی.‏ توصیه‌هایی که در اینجا آمده ‏‏همچنین به شما تصویری ارائه می‌دهد تا بتوانید اتفاقاتی را که ممکن است در حین کار ‏در محیط‌های پرخطر ‏برایتان ‏رخ بدهد بهتر حدس بزنید. ‏

استادان رویترز تاکید می‌کنند، نباید خود را دست قضا و قدر بسپارید ، باید خود را از قبل آماده و برای گریز از ‏‏خطر از قبل برنامه‌ریزی کنید.‏

چند نکته‏

‏1. خبرنگاری به هر حال شغل خطرناکی است‏
‏وقتی در محیط‌های خطرناک کار می‌کنید، مثلا یک تظاهرات خشونت‌آمیز را پوشش می‌دهید، انتظار نداشته ‏باشید ‏با شما خوب رفتار کنند، بدانید به ملاقات یک دوست نرفته‌اید.‏

مقامات دولتی در بسیاری از کشورها فکر می‌کنند ترساندن خبرنگارها کار خوبی است؛ چون باعث می‌شود ‏تا ‏‏آن‌ها کم‌تر در کار کسانی که قدرت را در دست دارند سرک بکشند. ‏

در بسیاری از کشورها وسایل، ضبط و دوربین خبرنگارها را ضبط می‌کنند.‏

‏قضات دستور صادر می‌کنند خبرنگارها منبع خبر خود را افشا کنند. در امریکا اگر منبع خبر خود را افشا ‏نکنید ‏‏ممکن است به زندان بروید.‏

‏حتی کشورهای دموکراتیک هم خبرنگارها را تهدید می‌کنند.‏

‏2. روزنامه‌نگارها هم حق زنده ماندن دارند‏
روزنامه‌ها نگارها اگر چه باید اتفاقات را پوشش بدهند، اما حق دارند که خود را از درگیری دور نگه دارند و به ‏‏‏امنیت خود هم فکر کنند.‏

یکی از اساتید رویترز می‌گوید، «هیچ خبری ارزش کشته شدن ندارد.» و ادامه می‌دهد، «همیشه فردا هم خبرهای ‏‏‏خوب پیدا می‌شود.» نگذارید فرصت گرفتن یک عکس خوب یا پوشش یک سوژه بکر منجر به از دست دادن ‏‏جان‌تان ‏بشود. وقتی احساس می‌کنید درجه خطر بالا است سعی کنید جلوی وسوسه شدن خودتان را بگیرید. ‏

‏3. ماجرا را روایت کنید، بخشی از آن نشوید
یک خبر یا عکس زمانی ارزش دارد که بتوانید منتشرش کنید. روزنامه‌نگار مرده نمی‌تواند عکس یا خبر خود ‏را ‏‏بفرستد.‏


‏4. اصولی را که به ایمنی‌تان کمک می‌کند یاد بگیرید
درست همان‌طور که اصول خبرنویسی را یاد گرفته‌اید باید به دنبال اصولی باشید که رعایت آن‌ها می‌تواند جان ‏‏‏شما را در مقابل خطرات احتمالی حفظ کند.‏

حال چند توصیه:‏

از قبل آماده شوید
مثلاً وقتی می‌دانید قرار است فردا تظاهراتی برپا بشود که ممکن است به خشونت کشیده بشود، بهتر است روز قبل ‏‏‏به محل برپایی تظاهرات سر بزنید. درباره محلی که قرار است درگیری آنجا رخ بدهد اطلاعات جمع کنید. از قبل ‏تحقیق کنید که چه چیزی ‏کجا ‏است، خیابان‌های در رو کدام‌ها هستند. حتماً یک نقشه خوب تهیه کنید.‏

مطمئن شوید جایی که می‌روید تردد ممنوع نباشد. اگر باید برای ورود به آنجا از جایی مجوز ‏بگیرید، باید از قبل ‏‏آماده کنید. ‏

فکر کنید که چه خطراتی ممکن است در محل درگیری شما را تهدید کند و ‏‏خود را برای مقابله با آن خطرها آماده ‏کنید.‏ ‏

درجه خطر را از قبل تخمین بزنید. برای تخمین خطر باید اول بدانید چه خطراتی در کمین شما است. وقتی بفهمید ‏چه چیزی شما را تهدید ‏می‌کند ‏آن‌وقت خیلی بهتر می‌توانید خود را برای مقابله و گریز از آن آماده کنید.‏

بعد از ارزیابی اولیه،اقدامات پیشگیرانه انجام بدهید
مثلا بد نیست اگر با اتومبیل خود به محل درگیری می‌روید اتومبیل را رو به سمتی پارک کنید که احتیاج به دور ‏زدن ‏نداشته باشید و راحت بتوانید صحنه را ترک کنید.‏.‏

خط ارتباط خود را با تحریریه از قبل مشخص کنید.‏ یک نفر حتما باید بداند شما کجا رفته‌اید و چه ساعتی باز ‏می‌گردید.‏

شماره آدم‌هایی را که می‌توانند به دردتان بخورند همراه داشته باشید. شاید مجبور باشید این نام‌ها را با نام‌های ‏‏‏جعلی بنویسید که قابل شناسایی نباشند.‏

‏کمک‌های اولیه را حتما یاد بگیرید. به این ترتیب هم می‌توانید به خودتان کمک کنید هم جان ‏دیگران را نجات ‏‏بدهید. ‏

توصیه رویترز: اگر کمک‌های اولیه بلد هستید، حتما به کسی که زخمی شده کمک کنید. دوربین را زمین بگذارید ‏‏‏و به کمک او بروید و در این کار لحظه‌ای هم درنگ نکنید.‏

تا می‌توانید درباره محیط به دیگران هم اطلاعات بدهید. شماره تلفن خبرنگار‌های دیگر را داشته باشید و درباره ‏‏خطرات با آنها هم صحبت کنید. نحوه ارتباط با کسانی را که می‌توانند به کمک شما بیایند را در اختیار همه ‏‏بگذارید.‏

‏به دبیر خود یا کسی که منتظر است شما باز گردید، بگویید اگر پیدایتان نشد چه‌کار کند. برای نجات خودتان از ‏‏قبل ‏برنامه داشته باشید.‏

درباره لباس، استفاده از کارت خبرنگاری، کیف پول و هویت‌تان از قبل تصمیم بگیرید.‏

‏کارت روزنامه‌نگاری بهتر است در جیب‌تان باشد تا این که آن را روی لبا‌س‌تان بچسبانید. تجربه نشان داده بهتر ‏‏است وقتی کسی از شما پرسید اینجا چه‌کار می‌کنید، بگویید خبرنگار هستید و کارت‌تان ‏را نشان بدهید. در چنین ‏‏مواردی، اول سعی کنید طرف مقابل‌تان را آرام کنید. با او آرام ‏صحبت کنید و بعد کارت را نشان بدهید. البته ‏‏گاهی اوقات شاید کارت داشتن اوضاع را خراب‌تر ‏کند و این باز به تجربه شما و محیطی که در آن کار می‌کنید ‏‏مربوط می‌شود.‏

آمادگی به ورزش کردن هم مربوط می‌شود، کسی که وضعیت بدنی خوبی داشته باشد بهتر می‌تواند خود را ‏از ‏‏خطر دور کند. ببینید آیا آماده هستید مثلا تمام شب را پیاده راه بروید. آیا می‌توانید بدوید. اگر پایتان درد می‌کند ‏‏‏شاید بهتر باشد از همان هتلی که در آن اقامت می‌کنید یا از داخل تحریریه خبر را پی‌گیری کنید.‏ در همین حال، ‏‏اگر از قبل برنامه‌ریزی کرده باشید، خبری که خواهید نوشت هم بهتر می‌شود.‏

چیزی را دست قضا و قدر نسپارید، به شانس اعتماد نکنید
فکر نکنید این فقط همکارتان است که مجروح یا کشته می‌شود‌ و چنین اتفاقی برای شما نمی‌افتد. نگویید اتفاقی ‏نمی‌افتد. کسانی بوده‌اند که اگر قبل از شروع یک درگیری کمی بیشتر فکر می‌کردند، هنوز در میان ‏‏ما بودند. ‏‏(استادان رویترز از چند تایی از خبرنگارهای رویترز نام می‌برند که در جریان درگیری‌ها به سادگی ‏‏کشته ‏شده‌اند.) اگر خطر را درک نکنید یا از قبل آن را تخمین نزنید مطمئن باشید که روی مین پا می‌گذارید. وقتی ‏‏میدان ‏مین را شناسایی کنید، بعد هم می‌توانید از وسط آن عبور کنید.‏

کله‌شق بازی در نیاورید
اگر کله شق باشید، جان دیگران را هم به خطر می‌اندازید. جان راننده، دستیار و تمام کسانی که به خاطر شما ‏‏راهی ‏منطقه خطر شده‌اند.‏

همیشه نیاز نیست در کانون ماجرا باشید. ‏این طور نیست که اگر در کانون درگیری باشید بتوانید خبر بهتری تهیه ‏‏‏‌کنید. ‏

دو فیلم مستند از صحنه یک تظاهرات خشونت آمیز، که نیروهای نظامی برای متفرق کردن مردم وارد عمل ‏شده، ‏‏نشان می‌دهد چه‌طور خبرنگاری که دوربین به دست قاطی جمعیت بود، در پی وارد عمل شدن نیروهای ‏نظامی ‏‏مجروح می‌شود، در حالی که خبرنگار دیگری که از روی بالکن آپارتمانی صحنه را فیلم‌برداری ‌کرده ‏صحنه‌های ‏‏خیلی بهتر و گویاتری گرفته و در عین حال جان خودش را هم حفظ کرده بود.‏

حواس‌تان به دور‌و‌بر باشد
در حالی که دارید مثلا تظاهراتی را پوشش می‌دهید، باید با «مشاهده» و جمع کردن حواستان به دور و بر سعی ‏‏‏کنید اتفاقات احتمالی را پیش‌بینی کنید. ‏

اگر حدس می‌زنید ممکن است مشکلی پیش بیاید (مثلا خشونت بالا بگیرد یا گاز اشک‌آور بزنند، یا باتوم به ‏دست‌ها ‏‏وارد معرکه بشوند) باید قبل آن عمل کنید. مثلا، باید قدری از صحنه فاصله ‏بگیرید تا اگر پلیس شروع به بازداشت ‏‏تظاهرکننده‌ها کرد، شما قاطی بازداشت شوندگان نباشید.‏

گروهی کار کنید
یکی از نکاتی که همیشه باعث شده تا سربازها جان خود را بهتر از خبرنگارها حفظ کنند این است که آن‌ها اغلب ‏‏‏به صورت گروهی کار می‌کنند، در حالی که روزنامه‌نگارها اغلب تنها هستند. وقتی احساس خطر می‌کنید به ‏‏‏صورت گروهی کار کنید، حتی اگر مجبور باشید با یک خبرنگار رقیب در یک تیم حضور داشته باشید. سایر ‏‏‏خبرنگارها را هم ترغیب کنید تا به شما بپیوندند. سعی کنید به کار تیمی مثبت نگاه کنید.‏

بر اوضاع مسلط باشید
یادتان باشد: اوضاع وقتی خطرناک می‌شود که کنترل از دست‌تان خارج شود. مثلا دشمنیِ طرف مقابل تان را ‏‏‏برانگیزید یا او را عصبانی کنید. همیشه از قبل به ‏موضوع فکر کنید.‏

بازیگرهای اصلی را پیدا کنید
در یک تظاهرات یا درگیری بازیگرهای اصلی را پیدا کنید و آن‌ها را زیر نظر داشته باشید. به اشاراتی که به ‏‏اشخاص دور و برشان ‏می‌کنند توجه کنید. ‏

از تمام حواس خود استفاده کنید
بینایی، شنوایی، بویایی، ... بو بکشید. اگر ‏‏در دور و بر بوی بنزین می‌آید، یعنی ممکن است هر لحظه انفجاری ‏رخ بدهد. اگر کسی را می‌بینید که آن وسط ‏دارد ‏با فرغون سنگ حمل می‌کند یا در گوشه و کنار توده‌های از سنگ ‏و آجر نمایان است ممکن است قرار باشد ‏این ‏سنگ‌ها به سر این و آن پرت شود.‏

چند لایه روزنامه لوله شده که توی لباستان می‌تواند در مواقعی که باتوم‌های پلیس فرود می‌آید سلامت شما را ‏حفظ ‏‏کند.‏

بدانید دارید چه کار می‌کنید
‏اجازه ندهید کسی جای شما تصمیم بگیرد و شما را به کانون خطر بفرستد. ممکن است سردبیر از تحریریه زنگ ‏‏‏بزند و بخواهد شما کاری انجام بدهید. شما خودتان در محیط هستید و باید خطر را تخمین بزنید و تصمیم بگیرید.‏

گاه ممکن است دست خط یا مجوزی از طرف مقابل درگیری داشته باشید که به کارتان بیاید. اما گاه همین نوشته ‏‏‏ممکن است دست طرف دیگر بیفتد و کار را خراب کند. ‏

همیشه مواظب باشید چه اطلاعاتی همراه دارید. ممکن است چیزهایی همراه داشته باشید که باعث شود شما را ‏‏‏مثلا با یک شورشی اشتباه بگیرند. مثلاً تصویری از سخنرانی رهبر شورشیان، شب‌نامه، عکس با یک ‏رهبر ‏‏شورشی که دارید دستش را می‌فشارید و ممکن است یادتان رفته باشد عکس را از کیف پولتان خارج ‏کنید. حتی ‏‏یک بریده جراید تحریک‌آمیز در یک ایست بازرسی ممکن است خطر آفرین باشد.‏

چند توصیه برای خبرنگارهایی که به ماموریت فرستاده می‌شوند
‏- اگر در محیط تازه‌ای کار می‌کنید، حتماً درباره فرهنگ و آداب و رسوم آن محل هم تحقیق کنید. حتی در محلی ‏‏که ‏در آن بزرگ شده‌اید یا در کشور خودتان. به هر حال باید با آداب و رسوم آشنا باشید.‏

‏- اگر در محیطی کار می‌کنید که ممکن است رنگ پوست، زبان یا قومیت‌تان جان‌تان را به خطر بیندازد به آن ‏‏‏محل نروید.‏

‏- اگر در کشور دیگری قرار است برای مدت طولانی حضور داشته باشید، اصول مقدماتی زبان آن کشور را یاد ‏‏‏بگیرید، گاهی فقط چند جمله ممکن است جان شما را نجات بدهد. لااقل عبارت «من خبرنگار هستم» را به زبان ‏‏‏آن کشور یاد بگیرید.‏

‏- وقتی جای جدیدی مشغول به کار می‌شوید، همیشه با خبرنگارهای محلی صحبت کنید. آنها راه و ‏چاه را به ‏شما ‏نشان می‌دهند یا از خطرات و خط قرمزها می‌گویند، این طوری خیلی بهتر می‌توانید کنترل اوضاع ‏را در ‏دست ‏داشته باشید.‏

‏- اگر در مواضع خطرناک کار می‌کنید مثلاً در مناطق جنگی بد نیست، نگاهی به کنوانسیون‌های بین‌المللی مثل ‏‏‏کنوانسیون ژنو بیندازید. این به آن معنا نیست که وقتی از حقوق خود صحبت کنید، حتماً نجات پیدا می‌کنید. ‏گاهی ‏‏فقط بیان این حقوق می‌تواند طرف مقابل را آگاه کند که اگر هر کاری دلش خواست با شما بکند ممکن است ‏بعداً ‏‏برای‌اش سنگین تمام شود.‏

‏- حتماً بیمه باشید. هم برای بیماری به دردتان می‌خورد، هم اگر کشته شدید دست‌کم نزدیکان‌تان به لحاظ ‏مالی دچار ‏‏مشکل نخواهند شد. اگر در محیط‌های جدید کار می‌کنید، حواس‌تان به بیماری‌ها باشد، به پشه‌ها، یا این که قبل ‏از ‏‏ورود به این محیط‌ها چه واکسن‌هایی را باید زد. کارت بین المللی واکسیناسیون از کارت‌هایی است که به ‏درد ‏‏خبرنگارها می‌خورد. حواس‌تان باشد که واکسن هپاتیت ‏B‏ را باید از شش ماه پیش زده باشید. ‏


‏- اگر به محیط‌های جنگی می‌روید سعی کنید برای خودتان یک ژاکت ضد گلوله دست و پا کنید.‏

‏- در سفر کفش نو نپوشید. کفشی را همراه ببرید که چند وقتی است آن را پوشیده‌اید و مطمئن هستید که پایتان را ‏‏‏نمی‌زند. کفشی را همراه‏‎ ‎‏ ببرید، که سبک، ساده ، ضد آب و راحت باشد.‏

‏- سعی کنید به جای یک لباس ضخیم چند لباس نازک‌ همراه داشته باشید و این لباس‌ها را به فراخور آب و ‏هوا ‏‏روی هم بپوشید.‏

‏- یک کلاه خوب همیشه به کارتان می‌آید.‏

‏- اگر به محیط های جنگی می‌روید حواس‌تان باشد اشتباهی کاپشن‌تان شبیه یونیفرم یکی از طرف‌های درگیر ‏‏‏نباشد.‏

‏- لباسی که می‌پوشید نباید زیاد تو چشم بزند. مثلا اگر نارنجی پوشیده باشید، ممکن است مگسک تفنگ یکی از ‏‏‏طرف‌های درگیری روی شما زوم شود. ‏

‏- در مواقع خطر بد نیست پارچه یا روسری سفیدی همراه داشته باشید. روسری سفید اغلب به معنای صلح و ‏تسلیم ‏‏است و می‌تواند شما را از مرگ نجات بدهد.‏

‏- پولتان را همیشه چند جای مختلف بگذارید. در چند جای مختلف. گاهی ممکن است بخواهند به زور پول‌تان را ‏‏بگیرند، یکی دو ‏جیب را که خالی کنند، شاید دیگر دست بکشند. بد نیست اگر دو تا کیف پول داشته باشید. یک ‏‏کیف پول با ‏مقدار ناچیزی پول و چند تا عابر بانک و کارت شناسایی تاریخ اعتبار گذشته.‏

‏- بعضی جاها آب تصفیه شده وجود ندارد. می‌توانید همراهتان آب یا ‏قرص تصفیه آب داشته باشید.‏

‏- اطلاعات پزشکی مربوط به خودتان همراهتان باشد، مثل گروه خون، این که دیابت ‏دارید یا نه یا در مقابل برخی ‏‏چیزها آلرژیک هستید. همه این ها می‌تواند به کارتان بیاید.‏

‏- خود را تمیز نگه دارید. صابون همراه داشته باشید.‏

‏- مقداری شکلات همراه داشته باشید. شکلات خوب گاهی می‌تواند حال‌تان را بهتر کند. ‏
بخش هایی از یک کتاب: امنیت

[ ۱۳۸۸/٤/۱ ] [ ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

مشغول تلفن     من زینب هستم.     مشغول تلفن

می خواهم تابستان امسال را  امروز 31 خرداد 1388

که بلند ترین روز سال بود. با روزنامه نگاری آغاز کنم. 

اولین روز تجربه من در جمع روزنامه نگاران شهرآرا بسیار زیبا و قشنگ بود.

از این به بعد آخرین تجربیاتم را در زمینه روزنامه نگاری در این بلاگ می نویسم.

امیدوارم که دوستانی که می خواهند با دنیای جدید آشنا شوند از بلاگ من لذت ببرند.


 

[ ۱۳۸۸/۳/۳۱ ] [ ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آخرين مطالب
لینک دوستان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
بک لينک