|
پروانگی |
برای بزرگنمایی عکس ها ( دیدن عکس در سایز اصلی ) روی عکس مورد نظر کلیک کنید . توضیحات : عکس ها با کیفیت بالا و رزولیشن بالا هستند ممکن است در زمان نمایش مدت زمان بیشتری طول بکشد پس لطفا شکیبا باشید . برای دبدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید ادامه مطلب [ ۱۳۸٩/٢/۱۸ ] [ ۱:٤۳ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳۸٩/۱/٢۸ ] [ ٢:٠۱ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳۸٩/۱/۱٠ ] [ ۱٢:٥۳ ق.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳۸۸/۱٢/٢٧ ] [ ۱٢:٢٢ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
اگرتصویری بازنشد میتونید بر روی توضیح عکس کلیک کرده و تصویر موردنظر رو مشاهده کنید. این تصاویرزیبا ازسایت The World At Night انتخاب شده اندوکاملا واقعی هستند. از دیدن تصاویر منتخب لذت ببرید ادامه مطلب [ ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ ] [ ۸:۳٠ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
To listen to your favorite song in the radio. به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی To go to bed and to listen while it rains outside. به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی
To leave the Shower and find that the towel is warm از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه ! To clear your last exam. آخرین امتحانت رو پاس کنی [ ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ ] [ ۱٠:٤٤ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
چارلی چاپلین میگوید: وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده To fall in love عاشق شدن
To laugh until it hurts your stomach .آنقدر بخندی که دلت درد بگیره
To find mails by the thousands when you return from a vacation. بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری To go for a vacation to some pretty place. برای مسافرت به یک جای خوشگل بری
[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ ] [ ۱٠:٤۱ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
خدا گفت به دنیایتان می اورم تا عاشق شوید. ازمون تان تنها همین است:عشق. و هر که عاشق تر امد نزدیکتر است. پس نزدیکتر ایید. نزدیکتر. عشق کمند من است. کمندی که شما را پیش من می اورد.کمندم را بگیرید. و لیلی کمند خدا را گرفت. خدا گفت:عشق فرصت گفتگوست.گفتگو با من.با من گفتگو کنید. و لیلی تمام کلمه هایش را به خدا داد.لیلی هم صحبت خدا شد. خدا گفت:عشق همان نام من است که مشتی خاک را بدل به نور می کند. ولیلی مشتی نور شد در دستان خداوند [ ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ ] [ ۱:٢٦ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
روزی از روزها پدری از یک خانواده ثروتمند، پسرش را به مناطق روستایی برد تا او در یابد مردم تنگدست چگونه زندگی میکنند. آنان دو روز و دو شب را در مزرعه ی خانوادهای بسیار فقیر سر کردند و سپس به سوی شهر بازگشتند. در نیمههای راه پدر از فرزند پرسید: [ ۱۳۸۸/۱٠/٢٢ ] [ ٢:٠٠ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳۸۸/٩/٤ ] [ ٧:۳۳ ق.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳۸۸/٩/٢ ] [ ۸:٥٢ ق.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳۸۸/٩/٢ ] [ ۸:۳۳ ق.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
نگویی ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم.
"سرورمن" , ما هم گاهی به رسم دلتنگی به چشم های خورشید زول میزنیم و برای آمدنت دعا میکنیم , نشانش گرد اشکهایی است که گهگاه روی لبخند های چروک خورده تان می نشیند. ما تمام غصه های دلمان را جمع کردیم برای توضیح ؟ " می دانمت " از دستمان چه رنجی میکشی , ببخش دست خودمان نیست اگر یادمان میرود ما نسبت به شما بی تفاوتیم. خلاصه آقا خسته ایم از این گونه فضیلتها, دلمان رسیده وچیزی نمانده که از درخت زندگی بیفتیم. " ای نوازنده نا پیدای آهنگ زندگی "
[ ۱۳۸۸/٩/۱ ] [ ٥:٠٩ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
تصویر اتاق کار بیل گیتس مالک مایکروسافت . فکر میکنم جالب باشه
[ ۱۳۸۸/٩/۱ ] [ ٤:٠۳ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳۸۸/۸/۳٠ ] [ ٥:٥٤ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳۸۸/۸/٥ ] [ ۳:٥۳ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳۸۸/٧/۱٩ ] [ ۱:٢٩ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳۸۸/٧/۱٩ ] [ ۱:٠٠ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |