پروانگی
قالب وبلاگ

 

از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید 

 

از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید 

 

 

 

 

 بازهم از دکتر شریعتی

 

ماه در اوج آسمان می رود، 

و ما در گوشه ایی از شب، 

همچنان به گفت و گوی دست ها 

گوش فرا داده ایم و ساکتیم. 

و در چشم های هم،یکدیگر را می خوانیم. 

در چشم های هم،یکدیگر را می بخشیم. 

و من همه ی دنیا را در چشم های او می بینم. 

و او همه ی دنیا را در چشم های من می بیند. 

و ما در چشم های هم ساکتیم. 

و در چشم های هم می شنویم. 

و در چشم های هم یکدیگر را می شناسیم، 

یکدیگر را می بینیم. 

و چشم در چشم هم 

و گوش به زمزمه لطیف و مهربان دست ها خاموشیم. 

و ماه در اوج آسمان می رود.

 

زندان قزل قلعه،سال 1343 

 ------------ --------- --------- --------- --------- ------

 

خوشبختی ما در سه جمله است

تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا

ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم

حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا

 

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ] [ ٩:٠٤ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و ...

دکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است :

دسته اول 
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدم‌ها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند. 

دسته دوم 

آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است. 

دسته سوم 

آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند

آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم. 

دسته چهارم 

آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم هستند

شگفت‌انگیزترین آدم‌ها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

[ ۱۳۸۸/۱٠/٢٢ ] [ ٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آخرين مطالب
لینک دوستان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
بک لينک