پروانگی
قالب وبلاگ


 روز سیزدهم فروردین سیزده‌بدر(آخرین روز جشن‌های نوروزی) ، از دیرباز برای همه‌ی ما ایرانیان، روز خوشی، شادی و گشت و گذار میان دشت و دمن بوده است. سیزده روز پس از نوروز (بزرگ‌ترین و خجسته‌ترین جشن و آئین ملی آریایی) نوبت به جشنی دیگر یعنی سیزده بدر می‌رسد.
 برخی از روی ندانستن، سیزده بدر را خرافه می‌دانند و حتی به تازگی نامی دیگر بر آن نهاده و آن را روز طبیعت نامیده‌اند که دقیقاً ترجمه روز ایلانوت یهودیان و تعطیل رسمی اسرائیل می‌باشد. با دلایل زیر روشن می‌شود که سیزده‌بدر خرافه نیست:


سیزده بدر یک جشن است و جشن ذاتاً همراه با شور، نشاط و سرور است. شادمانی عامل تحرک، پویایی و خلاقیت است و افسردگی، غمگینی و سوگواری در جامعه باعث رکود و کسالت می‌شود. شادی در نزد ایرانیان چنان با اهمیت بوده است که در اکثر سنگ نبشته‌های هخامنشی، آفرینش شادی هم‌تراز آفرینش زمین و آسمان شمرده شده است: «بزرگ است خدایی که آسمان و زمین و شادی را برای انسان آفرید.»
شادی در ایران امری خدایی و اهورایی بوده که معنای آن «سرزندگی حاصل از صفای باطن و روشنایی روح، از راه ارتباط با مبدأ آفرینش» بوده و هرگز به معنی از خود بی‌خود شدن و فراموش کردن جهان و آنچه در اوست نبوده است. شادمانی سیزده بدر، تعظیم به خداوند جهان آفرین است که نه تنها ربطی به نحسی ندارد، بلکه حکایت از زندگی و فرخندگی دارد.


با کمی تأمل در می‌یابیم که تغییر نام سیزده‌بدر یا حذف تعطیلی آن نه برای خرافه‌زدایی بلکه برای حقیقت‌زدایی و تاریخ‌زدایی است. بعضی‌ها می‌گویند سیزده‌ نحس نیست تا آن را «در» کنند. این دسته از عزیزان باید بدانند که واژه‌ی «در» در سیزده بدر به معنای بیرون کردن یا در کردن نیست؛ بلکه مقصود در و دشت می‌باشد. مانند واژه‌های کبک‌دری، حسنک‌در و سرخ‌در (نام 2 روستا در خراسان) و یا شعر فردوسی که می‌گوید:
«بینی در و دشت رنگین شده                                            نکوتر ز صورتگر چین شده»
اصولاً در فرهنگ ایرانی در آیین سیزده‌بدر هیچ سخنی از نحسی نیست. ایرانیان باستان نه تنها سیزده را نحس نمی‌دانستند بلکه آن را گرامی نیز می‌داشتند. آنها سیزدهمین روز هر ماه را به نام «تیر روز» یا «تشتر» می‌نامیدند. تشتر نام فرشه موکل بر باران بوده است. مردم ایران در روز سیزده فروردین همراه با شادمانی و شکرگزاری از خداوند، به نیایش پروردگار پرداخته و با یاد فرشته باران (تشتر) از خداوند طلب باران می‌کردند تا سالی پربرکت و خرم داشته باشند. حتی اهمیت این روز چنان بوده است که اگر کسی روز سیزده بدر، به در و دشت نمی‌رفت، نوعی ناسپاسی به درگاه اهورا می‌کرده است.


از طرفی اگر سیزده فروردین نحس بوده، پس چرا روزهای سیزده دیگر ماه‌ها را ایرانیان بدشگون نمی‌دانستند؟ پس علت بدشگون دانستن سیزده از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ نحس بودن سیزده، ریشه در فرهنگ اعراب جاهلیت دارد. اعراب، سیزده تمام ماه‌ها به ویژه 13 صفر را بدیمن می‌دانستند. (البته برخی، 13 رجب را استثناء کرده‌اند.) غربی‌ها نیز سیزده را به دلیل این که یهودای خائن قصد لو دادن حضرت عیسی(ع) را داشت و سیزدهمین نفر از گروه حواریون بود، نحس می‌دانستند.
پس خرافه‌زدایی در این است که این خرافه وارداتی (یعنی بدشگونی) را از آیین باشکوه سیزده بدر بزدائیم؛ نه این که سیزده بدر یا دیگر نمادهای ملی را نابود کنیم یا نامشان را تغییر دهیم.


سیزده بدر، روز رهایی از چنگال اهریمن و روز پیوستن به اهوراست. در این روز خجسته بایستی پنجره‌ها را گشود و چشم‌ها را شست ... ؛ چرا که انسان‌ها همراه با زمین و زمان و در و دشت و فرشتگان، به ستایش خدای یکتا می‌پردازند و بهاران را جشن می‌گیرند. سیزده‌بدرِ روزی برای طلب باران فراوان در سال پیش رو، برای گرامیداشت و پاکیزگی طبیعت و مظاهر آن، و زیست‌بوم مقدس ایرانیان است. مواظب باشیم روز ویرانی و تباهی طبیعت نگردد.


منابع:
1 - دکتر محمد بقایی، سیزده بدر و راز و رمزهایش، ماهنامه حافظ، شماره 13، فروردین 84 ، ص 18
2 - دکتر شاهین سپنتا، سیزده بدر جشن فرخنده‌ی خواهش باران، ماهنامه حافظ، شماره 14، اردیبهشت84 ، ص 98
3 - میرزا حسین نوری، مستدرک الوسایل، مؤسسه آل بیت، قم، 1408 قمری، ص 146
4 - سید علینقی امین، نوادرالکلام فی شرح وقایع الایام، 1338، سرآغاز جلد دوم از مجموعه‌ی 12 جلدی
5- ابوریحان بیرونی، آثار الباقیه، در بخش بررسی روزهای سال.
 6-دکتر رضا مرادی غیاث آبادی ، پژوهشهای ایرانی

هرگونه برداشت از نوشته‌های این تارنگار(وبلاگ) تنها با یادآوری نام و نشانی آریوبرزن و نام نویسنده روا (مجاز) می‌باشد

[ ۱۳۸٩/۱/۸ ] [ ٧:٠٤ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]
سیزده بدر

 

 


روز سیزده نوروز برای هر ایرانی یادآور خاطرات شیرینی است که حتا طعم تلخ "نحسی" های گاه و بیگاه آن هم نمیتواند از این شیرینی کم کند. البته برای عده ای از بچه های بازیگوش، نحسی روز سیزده به شکل مشقهای ننوشته عید ظاهر میشد و گاهی بزرگترها دلشان به رحم می آمد و کمک میکردند تا مشقهای مفصل عید تمام شوند.

جالب است که در طی سالهای اخیر که بیشتر رسوم عید و سال نو به فراموشی سپرده شده اند، هنوز هم روز سیزده بدر مانند گذشته به دور هم جمع شدن و شادمانی میگذرد و اداب آن تا حدی اجرا میشود. با این حال بد نیست با نگاهی به گذشته، با فلسفه وجودی این روز و چگونگی آداب و رسوم آن بیشتر آشنا شویم.

نحوست سیزده
ریشه اعتقاد به شوم بودن و نحسی عدد سیزده مشخص نیست اما آنچه مسلم است این است که ایرانیان، به خلاف اروپائیان و اعراب سیزده را شوم نمیدانسته اند و اتفاقا روز سیزده هر ماه برایشان روزی گرامی بوده است. ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه خود نوشته است: ایرانیان باستان هر روز از ماه را به نامی می خوانند و سیزدهمین روز ماه ، « تیر » نامیده می شود و « تیر » نام فرشته ای عزیز و نام ستاره ای بزرگ و نورانی و خجسته است. بنا براین سیزده نمی تواند نحس باشد.

- بر اساس اساطیر ایرانی در این روز، سرحد ایران و توران با تیر انداختن آرش مشخص می شود. به این معنا که میان افراسیاب که بر شهرهای ایران مسلط شده بود و منوچهر که در قلعه ترکستان متحصن گردیده بود، صلح می افتد و این دو موافقت می کنند که یک تن از لشکر منوچهر با همه توان خود تیری بیندازد و هرجا که آن تیر فرود آمد مرز دو کشور باشد ؛ وسرانجام ، آرش تیری از قله دماوند می افکند که در کنار جیحون فرود می آید و به این ترتیب ، ایرانیان در" تیر" روز از تیرماه که آن را « تیرگان » می خوانند از محنت رهایی می یابند. به همین سبب در این روز جشنی برپا می داشتند که همچون مهرگان و نوروز خجسته ومبارک است .

- سیزدهم هر ماه ِ شمسی که تیر روز نامیده می شود مربوط به فرشتهً بزرگ و ارجمندی است که " تیر " نام دارد و در پهلوی آن را تیشتر می گویند. فرشتهً مقدس تیر در کیش مزدیستی مقام بلند و داستان شیرینی دارد.

- ایرانیان ِ قدیم نیز پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می رفتند و شادی می کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان میرسانیدند. (به نقل از خانم نسرین قاسم پورملکی، سایت تبیان)

ظاهرا اعتقاد به نحوست سیزده از تبادلات فرهنگی بین ایران و اروپا به وجود آمده است و از آنجایی که علاقه به فرنگی شدن در تمام جنبه های زندگی رسوخ میکرد، یمن و مبارکی سیزده، به راحتی به شومی و نحسی مبدل شد.


گشت و گذار و شادی
روز سیزده برای خانواده ها روز آخر تعطیلات نوروزی به حساب می آمد و باید از فردای آن به سلامتی روانه کار شده و به زندگی عادی خود بازگردند.

این روز ، مبارک یا شوم، در خارج از خانه و در دامن طبیعت سپری میشد و از یکی دو روز مانده به سیزده، خانمها بساط خوردنیها را فراهم میکردند، کاهوی مفصلی تهیه کرده، مقداری سکنجبین میپختند و اسباب غذا، از برنج و روغن و سایر مخلفات را جور میکردند. علاقه مردم به این "پیک نیک" بهاری به قدری بود که حتا عده ای صبحانه را هم در خارج از خانه و در کنار جوی آب و دامن سبزه صرف میکردند.

یکی ازمهمترین کارهای صبح روز سیزده، به آب سپردن سبزه عید بود. این سبزه که بنا به اعتقاد عامه، تمام شر و بدی را از خانه گرفته بود را به آب روان می انداختند و دو مرتبه از روی جوی آب میپریدند و اعتقاد داشتند که ناراحتیها و مشکلات خانه با این سبزه از آنها دور میشود.

یکی از اعتقادات بی اساس سیزده این بود که تا ظهر سیزده، به خانه کسی نروند تا با سردی و بی حرمتی صاحبخانه روبرو نشوند، چرا که مهمان در این روز، نحوست سیزده خودش را به خانه دیگران میبرد.

محل مناسب برای اطراق کردن
مناسبترین محل برای به در کردن سیزده، بیرون دروازه های شهر و در هر زمین سبز و سایه درختی که در نزدیکی آب باشد، بود. در این میان عده ای از افراد نادرست، ناخنکهای فراوانی هم به محصولات باغات میزدند که گاهی به مرافعه شدید ختم میشد و خوشی را از بین میبرد.

اما بیشتر روز، پس از رسیدن و نشستن، به ساز و آواز، بازیهای دسته جمعی مانند الک-دولک، جفتک چارکش و چلتوپ میگذشت. هر دسته برای خود ساز و ضربی جور میکرد و یا از مطربهای اجرتی دعوت میکرد و خلاصه دشت و صحرا پر از آواز و ساز و رقص و شادی بود.

ناهار روز سیزده
غذای سیزده بدر به دو شکل تهیه میشد، یا آنرا در خانه پخته و آماده می کردند، یا با صفای بیشتری در صحرا بار گذاشته میشد. محبوبترین غذا، دمی باقلا، دمی بلغور و آش رشته بود که غالبا نود و لوبیای آنرا در خانه میپختند و سبزی و رشته و مخلفات دیگرش را در صحرا اضافه میکردند تا جا بیافتد.

کسانی که دست و دلباز بودند، هرگز هنگام کشیدن غذا "لقمه همسایه" را فراموش نمیکردند و حتا به اندازه یک نعلبکی هم شده از آش خود به همسایه صحرایی خود تعارف میکردند و آنها که خسیس بودند، حلقه وار مینشستند و بدون نگاه کردن به دیگران غذا میخوردند تا مجبور به تعارف نشوند.


سبزه گره زدن
گره زدن سبزه در روز سیزده بدر از جمله رسومی بود که تقریبا تمام زنان و دختران، به خصوص دختران دم بخت و خانه مانده را در بر میگرفت و به این شکل انجام میشد که باید دو ساقه سبزه را به هم هفت گره بزنند و نیت بکنند تا حاجتشان روا شود. به همین دلیل در اولین فرصت به میان سبزه ها رفته، دو ساقه آنرا در دست میگرفتند و با خواندن اشعاری، نیت خود را بر زبان می آوردند. در ابتدا واجب بود بگویند "سبزی تو از من- زردی من از تو" و بعد مناسب با حاجت خود اشعاری را زمزمه میکردند که مشهورترین آنها این بود "سیزده بدر/ سال دگر/ خونه شوور/ بچه به بغل"

خلاصه، با هر گره نیتی کرده و بزرگترین دلهره آنها این بود که مبادا ساقه نازک سبزه پاره شود و حاجتشان روا نشود.

پایان یک روز خوش
یکی دو ساعت به غروب مانده، خوش گذرانهای روز سیزده کم کم بساط خود را جمع کرده و زرنگها کمی زودتر از غروب، به سمت خانه حرکت میکردند. ساعات آخر روز که همه با شکمهای پر، بچه های خسته و از حال رفته و بارهایی که دیگر سنگین به نظر میرسید، از تمام روز سخت تر و کندتر میگذشت.

بالاخره خانواده ها به خانه رسیده، بچه ها معمولا بعد از خوردن یک قاشق روغن زیتون یا روغن بادام (برای پاک شدن معده از پرخوریهای روز سیزده) به خواب میرفتند و بزرگترها هم خود را آماده روز چهارده فروردین و آغاز کار و کسب میکردند و با امید سالی پر برکت و شاد به استراحت میپرداختند.

برای شما هم سالی پر از موفقیت و سلامتی آرزو میکنیم.

برگرفته از "طهران قدیم" نوشته جعفر شهری ، عکس از روزنامه ایران
[ ۱۳۸٩/۱/٧ ] [ ٢:٥٠ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آخرين مطالب
لینک دوستان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
بک لينک