|
پروانگی |
روز سیزدهم فروردین سیزدهبدر(آخرین روز جشنهای نوروزی) ، از دیرباز برای همهی ما ایرانیان، روز خوشی، شادی و گشت و گذار میان دشت و دمن بوده است. سیزده روز پس از نوروز (بزرگترین و خجستهترین جشن و آئین ملی آریایی) نوبت به جشنی دیگر یعنی سیزده بدر میرسد.
برخی از روی ندانستن، سیزده بدر را خرافه میدانند و حتی به تازگی نامی دیگر بر آن نهاده و آن را روز طبیعت نامیدهاند که دقیقاً ترجمه روز ایلانوت یهودیان و تعطیل رسمی اسرائیل میباشد. با دلایل زیر روشن میشود که سیزدهبدر خرافه نیست:
هرگونه برداشت از نوشتههای این تارنگار(وبلاگ) تنها با یادآوری نام و نشانی آریوبرزن و نام نویسنده روا (مجاز) میباشد [ ۱۳۸٩/۱/۸ ] [ ٧:٠٤ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
سیزده بدر
![]() روز سیزده نوروز برای هر ایرانی یادآور خاطرات شیرینی است که حتا طعم تلخ "نحسی" های گاه و بیگاه آن هم نمیتواند از این شیرینی کم کند. البته برای عده ای از بچه های بازیگوش، نحسی روز سیزده به شکل مشقهای ننوشته عید ظاهر میشد و گاهی بزرگترها دلشان به رحم می آمد و کمک میکردند تا مشقهای مفصل عید تمام شوند.
جالب است که در طی سالهای اخیر که بیشتر رسوم عید و سال نو به فراموشی سپرده شده اند، هنوز هم روز سیزده بدر مانند گذشته به دور هم جمع شدن و شادمانی میگذرد و اداب آن تا حدی اجرا میشود. با این حال بد نیست با نگاهی به گذشته، با فلسفه وجودی این روز و چگونگی آداب و رسوم آن بیشتر آشنا شویم. ![]() گشت و گذار و شادی
روز سیزده برای خانواده ها روز آخر تعطیلات نوروزی به حساب می آمد و باید از فردای آن به سلامتی روانه کار شده و به زندگی عادی خود بازگردند. این روز ، مبارک یا شوم، در خارج از خانه و در دامن طبیعت سپری میشد و از یکی دو روز مانده به سیزده، خانمها بساط خوردنیها را فراهم میکردند، کاهوی مفصلی تهیه کرده، مقداری سکنجبین میپختند و اسباب غذا، از برنج و روغن و سایر مخلفات را جور میکردند. علاقه مردم به این "پیک نیک" بهاری به قدری بود که حتا عده ای صبحانه را هم در خارج از خانه و در کنار جوی آب و دامن سبزه صرف میکردند. ![]() سبزه گره زدن
گره زدن سبزه در روز سیزده بدر از جمله رسومی بود که تقریبا تمام زنان و دختران، به خصوص دختران دم بخت و خانه مانده را در بر میگرفت و به این شکل انجام میشد که باید دو ساقه سبزه را به هم هفت گره بزنند و نیت بکنند تا حاجتشان روا شود. به همین دلیل در اولین فرصت به میان سبزه ها رفته، دو ساقه آنرا در دست میگرفتند و با خواندن اشعاری، نیت خود را بر زبان می آوردند. در ابتدا واجب بود بگویند "سبزی تو از من- زردی من از تو" و بعد مناسب با حاجت خود اشعاری را زمزمه میکردند که مشهورترین آنها این بود "سیزده بدر/ سال دگر/ خونه شوور/ بچه به بغل" خلاصه، با هر گره نیتی کرده و بزرگترین دلهره آنها این بود که مبادا ساقه نازک سبزه پاره شود و حاجتشان روا نشود. [ ۱۳۸٩/۱/٧ ] [ ٢:٥٠ ب.ظ ] [ زینب ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |