در سانحه هوایی هفته گذشته بیروت بیش از 90 سرنشین هواپیمای اتیوپیایی که 54 مسافر آن لبنانی بودند جان باختند؛ این رخداد جدا از حزن و اندوهی که در لبنان به همراه داشت، از جهت وجوه افتراق آن با سوانح هوایی که در ایران روی می دهد و واکنش های پس از آن قابل تامل است.
در این مطلب بیشتر به تشریح نوع برخورد با این حادثه در لبنان می پردازیم و با توجه به آشنایی مخاطبان با واکنشها در ایران فقط اشاراتی در این باب خواهیم داشت.
1- در لبنان برخلاف ایران که تاکنون سوانح هوایی متعددی رخ داده، این اولین بار است که چنین حادثه ای با این تعداد کشته رخ می دهد و البته برای کشوری با کمتر از 4 میلیون نفر جمعیت کشته شدن 54 نفر خیلی مهم خواهد بود.
2- همه مسئولان سه گانه لبنان تنها ساعتی پس از وقوع حادثه در محل حاضر و حتی کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردند تا مردم اولین و موثق ترین اخبار را از رییس جمهور، رییس مجلس و نخست وزیرشان بشنوند و در روزهای بعد نیز وزرا در منزل حادثه دیدگان و بیمارستان ها حاضر شدند اما در ایران علی رغم دستور مقامات مسئول برای پیگبری جدی حوادث، تا چند روز اخبار متناقضی درخصوص سوانح در رسانه ها منتشر می شود.
3- بیش از 5 روز مهمترین و به عبارت بهتر تنها خبر جراید و رسانه های لبنان، اخبار مربوط به این حادثه بود و حتی اخبار مهمی مانند سفر نخست وزیر لبنان به مصر و یا حتی تهدید لبنان توسط اسراییل کاملا در حاشیه قرار گرفت. می توان گفت اولین خبری که مردم در طول روز از هم می پرسند این است که آیا اجساد جدیدی پیدا شده یا نه اما در ایران نهایتا پس از یک یا دو روز از حادثه مانند سایر اخبار کشور، هم شور رسانه ای کاهش می یابد و هم پیگیری های مردمی تقلیل می یابد.
4- برخلاف ایران که برای عملیات امداد و نجات دولت و ملت خوشبختانه متکی به نیروی های ایرانی هستند، در لبنان از همان دقایق اول تمامی کشورها برای کمک ابراز آمادگی می کنند و نخست وزیر لبنان نیز با افتخار از اجازه خود برای ورود ناو آمریکایی به منطقه برای کمک خبر می دهد؛ هرچند که به این بهانه فرصت مناسبی برای جاخوش کردن در منطقه و حتی جاسوسی از حزب الله برای آمریکا و سایر همپیمانان رژیم صهیونیستی فراهم شود.
5- در لبنان هم مانند ایران کل دسته ها و گروههای سیاسی - اجتماعی فورا پیام تسلیت می دهند. البته بیان این تسلیت ها در لبنان به علت تکثر قومی و مذهبی، قابل توجه بنظر می رسد.
6- علت احتمالی حادثه در لبنان فورا اعلام می شود و تمام قضایا منوط به پیدا کردن جعبه سیاه هواپیما و تبعا بازسازی و ارسال آن به کشور سازنده هواپیما در ماههای آتی و زمانی که مردم اصل حادثه را هم فراموش کرده اند نمی شود.
7- شبکه های تلویزیونی با قطع برنامه های عادی خود، مهمترین فعالیت خود را معرفی تک تک کشته شدگان و تهیه گزارش و مصاحبه های تالم برانگیز با بازماندگان آنها قرار می دهند؛ به نحوی که از تمامی آنها چهره یک قهرمان ملی را می سازند؛ برخلاف ایران که صدا و سیما و سایر جراید تلاش چندانی برای معرفی چهره درگذشتگان (به جز چهره های مشهور) افراد نمی کنند.
8- در لبنان رییس جمهور و سایر مسئولین تمام تلاش خود را برای رد اتهام از مدیران و مسئولان و حتی شایعات انجام می دهند و همه چیز را به قضا و قدر و حوادث طبیعی مرتبط می کنند و مردم نیز به راحتی می پذبرند، برخلاف ایران که همواره بعد از چنین حوادثی همه بویژه رسانه ها به دنبال مقصر می گردند و البته اکثر اوقات نیز مقصری جز خلبان پیدا نمی شود.
9- در لبنان مسئولان و وزرای کشور مقصد(اتیوپی) نیز در اولین فرصت برای عرض تسلیت به کشور مقابل می آیند؛ امری که در ایران تاکنون مشاهده نشده است.
10- نکته آخر نیز اینکه متاسفانه برخی افراد و رسانه ها در ایران بدون درنظر گرفتن عواطف مردم و بازماندگان، طوری قضیه را جلوه می دهند که گویی خون افراد سانحه دیده به هدر رفته است اما در لبنان با تمسک به روایت «الکاد على عیاله کالمجاهد فی سبیل الله» این افراد را شهید می نامند و بدین ترتیب بازماندگان آنها را تسکین می دهند.
تمامی موارد فوق الذکر و حساسیت ها و پیگیری های فوق العاده در لبنان که در ایران کمتر مشاهده می شود شاید یک دلیل بیشترنداشته باشد و آن هم اینکه این دومین سانحه هوایی است که در کشور لبنان رخ می دهد. ایرنا دفتر بیروت

از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید
کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی