مصاحبه برگ برنده هر خبرنگاری است. این بخش می تواند به انجام یک مصاحبه بهتر کمک کند.
سه قانون طلایی برای انجام یک مصاحبه
از قبل آماده بشوید؛ از قبل آماده بشوید؛ از قبل آماده بشوید؛
1. آمادگی
آمادگی شرط اول یک مصاحبه خوب است. فرض کنید زمان کمی تا مصاحبه مانده است، - دبیر سرویس شما را به فرودگاه می فرستد تا با یک دیپلمات ملاقات کنید. تمام پیشینه ای را که می توانید پیدا کنید به دست بیاورید و تا فرودگاه این اطلاعات را زیر و رو کنید، چند موضوع را برای صحبت انتخاب و سؤالتان را مشخص کنید.
اگر وقت بیشتری دارید، در روزنامه ها، کتاب ها، و سایت های اینترنتی (با احتیاط! نمی شود به همه سایت ها اعتماد کرد) گشت بزنید و درباره فردی که می خواهید با او مصاحبه کنید اطلاعات به دست بیاورید و بعد سؤالاتتان را بنویسید.
سعی کنید خبری را که قصد دارید بنویسید در ذهن تان کمی بپرورانید.
اگر چه خوب است از قبل سؤالات خود را آماده کنید، اما سعی کنید اسیر فهرست سؤالهایی که پیش رو دارید نشوید؛ چون ممکن است دیگر به جواب ها توجه کافی نکنید و سؤالات پیرو را (که می توانید در پی برخی از جواب ها بپرسید) از دست بدهید. همیشه منتظر زوایای جدید و تغییرات غیرمنتظره باشید.
2. قرار مصاحبه
وقتی می خواهید قرار مصاحبه بگذارید، کاملاً مشخص کنید که در مورد چه چیزی میخواهید صحبت کنید. همچنین مکان و زمان مصاحبه را مشخص ودر مورد زمان مصاحبه توافق کنید. اگر به عکاس نیاز دارید، از قبل مشخص کنید. همیشه سر موقع یا قدری زودتر سر قرار حاضر بشوید. هرگز مصاحبه شونده را منتظر نگه ندارید.
سعی کنید راحت و آرام باشید، محل مصاحبه از سر و صدا دور باشد (از مصاحبه در رستوران ها حذر کنید) رفتاری دوستانه داشته باشید، نگاهی به اطراف بیندازید. جزییات بصری می تواند به گزارش شما از مصاحبه رنگ ببخشد و آن را زنده کند . قبل از این که مصاحبه شروع شود قدری گپ بزنید تا یخها شکسته شود و مصاحبه شونده با شما احساس غریبی نکند. حواستان باشد زبان تحکم آمیز و خصمانه نداشته باشید.
مودبانه خواهد بود، اگر قبل از استفاده از ضبط صوت اجازه بگیرید و معلوم کنید قصدتان یادداشت برداری است یا پخش صدا از یک شبکه صوتی. (نوار خام و باتری یدک همراه داشته باشید) برای جلوگیری از این که یادداشت برداری در مصاحبه خلل وارد نکند، ضبط صوتی همراه داشته باشید که شماره انداز (کانتر) داشته باشد. به این ترتیب راحت می توانید هر گاه حرف مهمی زده می شود یا هر گاه به نقل قولی کلیدی برخورد می کنید شماره کانتر را یادداشت کنید و بعد به آن رجوع و به نقل قول کامل دسترسی پیدا کنید.
3. توافقات اولیه
آیا قبل از شروع مصاحبه باید بپرسید که می توانید گفتههای مصاحبه شونده را نقل کنید یا نیازی به این کار نیست؟ ما اعتقاد داریم احتیاجی به این پرسش نیست - فرض را بر این بگذارید هر چه را که گفته می شود می توانید نقل کنید، مگر مصاحبه شونده بگوید که تمایل ندارد بخشی از صحبتهایش به نقل از او نقل بشود - در این صورت بپرسید آیا او اجازه می دهد که گفتههایش بدون ذکر منبع چاپ بشود یا نه.
اگر کسی از گفت و گو با شما خودداری میکند، به او بگویید که به هر حال خبرتان را خواهید نوشت و علت این که به سراغ او آمدهاید این است که میخواهید خبرتان دقیقتر بشود و تا جایی که ممکن است خبرتان منصفانه نوشته شود. برای راضی کردن آنها از خود صبر نشان بدهید و زود تسلیم نشوید. آیا زمان بدی زنگ زدهاید؟ اگر چنین است بعداً دوباره تماس بگیرید. آن کسی نباشید که اول از همه تسلیم میشود.
به عنوان یک قاعده کلی، تلاش کنید تا با آدمها در محل کارشان مصاحبه کنید – آنها در محل کارشان کمتر احساس خطر یا تهدید میکنند. همچنین در محل کار آدمها میتوانید جزییات بیشتری را ثبت کنید. به دور و بر نگاه کنید و دنبال رنگ و جزییات باشید: منظره بیرون از پنجره، عکسهای روی میز، عکسی از روزهای جوانی فرد مصاحبه شونده که با لباس ورزشی کنار دیگر بازیکنان هم سنش در یک استادیوم ایستاده... البته برای مصاحبه با شخصیتهای معروف مثل هنرپیشهها و خوانندهها خانهشان میتواند محل خوبی برای مصاحبه باشد. یک نکته: وقتی دنبال جزییات میگردید به چیزهایی اشاره کنید که به داستان خبری که دارید مینویسید مربوط باشد: مثلا اگر درباره یک تاجر موفق مینویسید و دفتر کار او در طبقه سی و سوم یک ساختمان مدرن قرار دارد میتوانید به این موضوع اشاره کنید
شما ستاره نیستید ... مگر یک مجری معروف تلویزیونی باشید و شهرتتان بیشتر از کسی باشد که دارید با او مصاحبه میکنید. پس سعی کنید در حین مصاحبه قدری عقب بنشینید و اجازه بدهید مصاحبه شونده کانون توجه باشد. معنای این حرف این است که اجازه ندهید سؤوالاتتان تبدیل به بیانیههیا محکومکننده باشد یا این که بخواهید دانش خودتان را به رخ بکشید؛ این تاکتیکها بیشتر از آن که نور تولید کنند گرما تولید میکنند. مصاحبه شونده را مورد تمسخر قرار ندهید، همچنین او را تحریک نکنید تا احساساتش بالا بگیرد. سختترین سؤوالها را بپرسید اما با ادب و نزاکت.
توضیح این قضیه به نظر لازم نمیرسد. اما به هرحال در یک مصاحبه جوابها از سؤوالها مهمتر هستند. یک تکنیکی پیاده کنید که باعث بشود تا از پیروی کورکورانه فهرست سؤوالهایی که از قبل آماده کردهاید بپرهیزید و اجازه بدهید مصاحبه با توجه به جوابها جریان خود را طی کند – به این ترتیب ممکن است به جاهای خوبی برسید که انتظارش را نداشتهاید.
این راهنمایی از جانب فرانسوآ رَیت برگر، یکی از خبرنگارهای برجسته پیشین رویترز است که حالا جزو معلمهای رویترز شده است: «آخرین سؤوال من در یک مصاحبه این است: "حرف دیگری دارید که بخواهید بزنید؟" بعضی اوقات آن چیزی که مصاحبه شونده بیشتر از همه دوست داشته دربارهاش صحبت کند اصلا فرصت بیانش به میان نیامده است.
سعی کنید دو تا سؤوال را یک جا نپرسید. مصاحبه شوندگانی که زرنگ باشند آن سؤوالی را که دوست دارند اول جواب میدهند و سؤوال دیگری را که به ضررشان است بی پاسخ رها میکنند. اگر در یک کنفرانس خبری دیدید چنین اتفاقی رخ داد و سؤوالی بی پاسخ ماند هیچ اشکالی ندارد که شما دوباره همان سؤوال را بپرسید.
فکر کنید، فکر کنید و فکر کنید. قبل از این که مصاحبه شروع بشود، وقتی در راه هستید، درباره موضوع مصاحبه و فرد مصاحبه شونده فکر کنید. باید قبل از این که مصاحبه آغاز بشود به اندازه کافی درباره مصاحبه شونده و موضوع مصاحبه تحقیق کرده باشید. بعد از تحقیقات اولیه، با این فکر مصاحبه را آغاز کنید که چه طور میتوانید بازی را به بهترین نحو انجام بدهید. مثلا یک سری سؤوال سخت در ابتدا (البته حواستان باشد که بنا به موقعیت ممکن است بهتر باشد که استراتژی خود را تغییر بدهید) و پس از مصاحبه گوشه خلوتی پیدا کنید و تا هنوز حافظهتان تازه است یادداشتهایتان را بسط بدهید و متن مصاحبه را پیاده کنید.
اگر فکر میکنید جوابی که مصاحبه شونده به سؤوال شما داده صادقانه نبوده، چند لحظهای چیزی نگویید و سکوت کنید. یک جورهایی اجازه بدهید جوابی که داده شده در هوا معلق بماند – گاهی اوقات این کار آن ها را شرمنده میکند و باعث میشود تا ادامه بدهند و موضوع را بیشتر باز کنند و کمی از حقایق را هم بیان کنند.
جرمی پاکس من، مصاحبه گر جنجالی بی بی سی، از شیوه تندخوگرایانه خود چنین دفاع می کند، «یک جورهایی بزرگ نمایی شده، کلیت اش ساده است. من همیشه دنبال چه کسی، چه چیزی، کجا، کی، چرا و چه گونه می گردم.» (جرمی پاکس من اغلب از مصاحبه گرها سووال های صریحی می پرسد. سووالهای ساده ای که بسیاری از مصاحبه شونده ها از پاسخ به آن ها طرفه می روند.)