پروانگی
قالب وبلاگ

مهندس متبحر


TEXTFA - textfa.persiagig.com - مهندس متبحر داستان کوتاه


مهندسی بود که در تعمیر دستگاه های مکانیکی استعداد و تبحر داشت.
او پس از۳۰ سال خدمت صادقانه با یاد و خاطری خوش باز نشسته شد.
دو سال بعد، از طرف شرکت درباره رفع اشکال به ظاهر لاینحل یکی از دستگاه های چندین میلیون دلاری با اوتماس گرفتند. آنها هر کاری که از دستشان بر می آمد انجام داده بودند و هیچ کسی نتوانسته بود اشکال را رفع کند بنابراین، ناامیدانه به او متوسل شده بودند که در رفع بسیاری از این مشکلات موفق بوده است.
مهندس، این امر را به رغبت می پذیرد. او یک روز تمام به وارسی دستگاه می پردازد و در پایان کار، با یک تکه گچ علامت ضربدر روی یک قطعه مخصوص دستگاه می کشد و با سربلندی می گوید: اشکال اینجاست آن قطعه تعمیر می شود و دستگاه بار دیگر به کار می افتد. مهندس دستمزد خود را ۵۰.۰۰۰ دلار معرفی می کند.

حسابداری تقاضای ارائه گزارش و صورتحساب مواد مصرفی می کند و او بطور مختصر این گزارش را می دهد:
بابت یک قطعه گچ: ۱ دلار و بابت دانستن اینکه ضربدر را کجا بزنم: ۴۹.۹۹۹ دلار

[ ۱۳۸٩/٦/۱۱ ] [ ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

Couple

 

لطفا به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
[ ۱۳۸۸/۱٢/٢٥ ] [ ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

 

قورباغه را قورت بده

 

شما از موفقیت چه تعریفی دارید و اصلاً انسان‏های موفق چه ویژگی‏هایی دارند و به وسیله چه مهارت‏هایی به این مرحله دست پیدا کرده‏اند؟ کودکان خردسال در زیر یک سالگی در صورتی که بتوانند با گرفتن کمک از دسته مبل و پشتی از حالت نشسته بایستند احساس موفقیت دارند

کودک دو ساله وقتی خودش را موفق می‏داند، که بتواند قلم در دست بگیرد و دایره‏هایی نه چندان کامل بر روی کاغذ بکشد. کودک 4 ساله زمانی در ذهن موفقیت را حس می‏کند که بتواند با کشیدن قدش، دکمه اف اف را بزند و در را باز کند و این در حالی است که تا به حال کوتاه بودن قد این اجازه را به او نمی‏داده.

وقتی وارد دبستان می‏شویم با حل یک مساله ریاضی مشکل که نیاز به فکر کردن داشته، احساس نشاط و موفقیت می‏کنیم. همین طور که به پیش می‏رویم ملاک‏های موفقیت متنوع و متفاوت‏تر می‏شود. و این موضوع نشان دهنده این است که موفقیت یعنی رسیدن به آنچه در ذهن برای ما به عنوان یک خواسته هنوز محقق نشده و آرزوی رسیدن به آن را داریم.

صرف نظر از اینکه کارتان چیست، بیشتر و بهتر از آنچه از شما انتظار می‏رود کارایی داشته باشید.

درست است که هدف‏ها و خواسته‏ها با هم متفاوت است. اما اصول رساندن انسان‏ها به موفقیت اصولی تقریباً ثابت است و با متغیرهایی مثل سن، جنس، ملیت و... قابل تغییر نیست. مثلاً همه ما می‏‏دانیم که اگر تلاش کنیم حتماً نتیجه بهتری می‏گیریم یا اگر پشتکار داشته باشیم حتماً می‏توانیم برای رسیدن به هدف خوش باورتر و امیدوارتر باشیم.

 

بنابراین در ادامه می‏خواهیم شما را با اصولی در این رابطه آشنا کنیم که می‏تواند الفبای گام برداشتن در مسیر برنامه و طرح‏های زندگی شما باشد

 پس به نکات زیر خوب فکر کنید و در صدد عمل کردن به آن برآیید.

1-موفقیت چهره‏شناس نیست، تفکرات و روش‏های خود را تغییر دهید. برای این‏کار روش افرادی را که در زمینه‏ای خاص و مدنظر شما به هدف رسیده‏اند کشف کنید و به همان روش عمل کنید.

 

2- سنگ های بزرگ را پیش از دیگر سنگ ها بردارید. در ابتدای هر روز کاری را انجام دهید که از کارهای دیگرتان مهم‏تر و سخت‏تر است و نیاز به انرژی بیشتری دارد.

 

3- برنامه‏ریزی داشته باشید. نگران زمان مصرف شده برای برنامه‏ریزی نباشید. شما چند برابر زمانی را که برای برنامه‏ریزی صرف می‏کنید نتیجه و بازده کاری دریافت می‏کنید.

 

4- از لذت‏های آنی بگذرید. افراد موفق کسانی هستند که آماده‏اند تا لذت‏های کوتاه مدت را به تعویق بیاندازند و با کار و تلاش نتایج ارزشمند وبلند مدتی را در آینده بدست آورند.

 

5- فراتر از وظایف خود عمل کنید. صرف نظر از اینکه کارتان چیست، بیشتر و بهتر از آنچه از شما انتظار می‏رود کارایی داشته باشید. با این روش اعتماد به نفس خود را افزایش داده و غلبه بر تنبلی را آسان‏تر می‏کنید.

افراد موفق برای افزایش کارآیی خود، خود را تحت فشار قرار می‏دهند. اما افراد ناموفق باید توسط دیگران رهبری شوند و تحت فشار قرار بگیرند.

 

6- اهداف خود راجزء به جزء دنبال کنید. یکی از روش‏های غلبه بر تنبلی این است که به جای آنکه به تمام کار بزرگی که در پیش روی شماست فکر کنید، ذهن خود را روی قسمتی از کار که الان در پیش رو دارید یا تا چند روز آینده طبق برنامه‏ریزی باید انجام دهید متمرکز کنید.

 

 

7- مدیریت شخصی داشته باشید. افراد موفق برای افزایش کارآیی خود، خود را تحت فشار قرار می‏دهند. اما افراد ناموفق باید توسط دیگران رهبری شوند و تحت فشار قرار بگیرند.

 

8- زمان‏های انرژی فوق‏العاده خود را در روز شناسایی کنید

. در مورد هر شخصی ساعات بخصوصی از شبانه روز بهترین زمان انجام کار است. این زمان را بشناسید و دشوارترین کارهایتان را در این ساعت انجام دهید.

 

 

9- مرتب خود را تشویق کنید و نسبت به زندگی حس خوبی داشته باشید. خودتان را دوست داشته باشید و جملات در حال گذر از ذهن را در جهت حفظ احترام و توانایی شخصی به کار ببرید. نکات مثبت وقایع را ببیند. به جای مأیوس شدن به دنبال راه حل باشید

[ ۱۳۸۸/۱۱/٢۸ ] [ ٥:٤٧ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

- آرامش داشته باشید و نخ احساس‌تان را به‌دست کسی ندهید.
- فضای اطراف خود را خوشایندکنید. عکس‌های زیبا و رؤیاهای‌تان را به اطراف اتاق‌تان بچسبانید.

- خودتان را بشناسید. چه دوست دارید؟ تنها یک‌بار فرصت زندگی به هر کس داده می‌شود؛ آن‌هم یک‌روز، یک‌روز کم‌می‌شود، پس آن‌چه را دوست‌دارید، بخورید، بپوشید و بنوشید.

- از بودن خود لذت ببرید و خودتان را دوست بدارید؛ تا کسی خودش را دوست نداشته باشد، امکان ندارد دیگران را دوست بدارد.

- به خود احترام بگذارید؛ امکان ندارد شما لباس نامرتب داشته باشید و احساس شادابی و نشاط کنید.

- بدانید چه‌کاری می‌خواهید انجام دهید؛ امروز چه‌کاری؟ فردا چه‌کاری؟
- ضعیف‌‌ترین و قوی‌ترین حلقه‌ی ارتباط خود را مشخص‌کنید؛ ضعیف‌ها را نگه‌دارید، مبادا پاره شود! قوی‌ترین ارتباط را قوی‌تر کنید.
- شادی، حالتی از فکر است؛ پس مواظب فکرتان باشید و آن را سطل زباله‌ی دیگران نکنید.
 
- همیشه لبخند بزنید چون با لبخند، جذاب‌تر می‌شوید.
- باقدرت، با زندگی بازی کنید؛ وقتی بزرگ می‌شوید، مسائل را کوچک می‌بینید، بنابراین روح‌تان را بزرگ‌‌کنید.
- ایمان‌تان را قوی‌کنید چراکه به پیشرفت‌تان کمک می‌کند. ایمان به خدا، زیربنای یک زندگی شادمانه است.

- موهبت‌های خود را بشمارید. به‌صدای قلب‌تان گوش دهید؛ خون کثیف وارد و خون تمیز خارج می‌شود، بسیار عالی‌ست.
- در هر شرایطی، خبرهای خوب وجود دارد؛ آن‌ها را بیابید! در گذشته کیمیاگران، فلزات پست را به طلا تبدیل‌می‌کردند. شما نیز در ورای هر اتفاق بد و ناهنجاری، می‌‌توانید فایده‌ی پنهانی را دریابید.

- اگر کاری را انجام می‌دهید، با شادی انجام دهید و از آن لذت ببرید.

- همیشه به‌دنبال راهی برای شادی باشید و فکر و اندیشه‌ی خود را به‌سمت یافتن شادی هدایت‌کنید.

- سعی‌کنید ارتباط مثبت را بیش‌تر کنید.

-  همه‌ی موارد زندگی را اولویت‌بندی کنید، حتی مهمانی‌ها را.

- دیگران را در تصمیمات خود شریک کنید اما اجازه ندهید نظرشان را به شما تحمیل‌کنند.

- مراقب رابطه‌ی خود با دوستان و اطرافیان باشید؛ یکی از دلایل کم‌شدن شادی و خنده، همین است.

- اجازه ندهید دیگران روزتان را خراب کنند. خودتان هم روز دیگران را خراب نکنید. پیش‌نیاز این مسأله، فقط آن است که دست از زودرنجی بردارید.

- همیشه از دیگران، خوبی بگویید.

- روی کلمه‌ی «توقع» برای همیشه، یک خط قرمز بکشید و از دیگران انتظار نداشته باشید.

- بخشش داشته باشید؛ ببخشید تا احساس آزادی و سبکی کنید.

- به‌ازای هرچه می‌گیرید، فکری برای جبران و پس‌دادن کنید تا محبوب بمانید.

- برکت باشید؛ خیرخواهان همیشه برکت و رحمت‌اند.

- همیشه به‌یاد خدا باشید.

- ذهنیت تنبیه را از خود دور کنید و تشویق را سرلوحه‌ی کارهای‌تان قراردهید.

- خوش‌بین باشید زیرا خوش‌بین‌ها چندبرابر بدبین‌ها عمر می‌کنند.

- مثبت فکر کنید. همیشه فکر مثبت، انرژی‌دهنده است و فکر منفی، انرژی‌گیرنده.

- هرگز اجازه ندهید فکر منفی به‌سراغ‌تان بیاید. فکر منفی را زود تحویل کاغذ دهید و پاره کنید.

- بین خواسته‌ها و امکانات‌تان، تعادل ایجادکنید. مهم‌ترین راه سعادت و شادی، همین است.

 

[ ۱۳۸۸/۱۱/٢۸ ] [ ٥:٤٩ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]
[ ۱۳۸۸/۱۱/٢٦ ] [ ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

 

سخنی با خدا        

خدایا من اگر با تو بد کنم تو را بنده ی دیگر بسیار است تو اگر با من مدارا نکنی مرا خدایی دیگر کجاست

همیشه عشق        

همیشه عشق پیش از انکه تو را به اوج ببرد هر دوپایت را میشکند! بعد تو می مانی و تنهایی وبعد به میهمانی ابرها می ایی

تو        

دوری یعنی فراق، فراق یعنی دلتنگی، دلتنگی یعنی تو، تو یعنی همه ی دنیای من

عشق     

عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست عاشقی مقدورهر عیاش نیست غم کشیدن صنعت نقاش نیست

اتش عشق           

یک عشق عروج است و رسیدن به کمال ، یک عشق غوغای

درون است و تمنای وصال ، یک عشق سکوت است و سخن گفت

ن چشم ، یک عشق خیال است و....خیال است و....خیال

سخن دل 

آدما نمی تونن تغییر کنن رابطه ها نمی تونن عوض بشن دنیا نمی تونه ثابت بمونه ولی یه دوست میتونه تا ابد یه دوست بمونه دوستت دارم تا ابد

عشق     

شوخی شوخی به من خندیدی ولی من جدی جدی گرفتارت شدم تو شاید شوخی شوخی منو فراموش کنی ولی من بی تو جدی جدی میمیرم ... 

فریاد     

میخواهم زندگیم را با رنگ سیاه بنویسم با خط دل بنگارم و با کلام عشق آغاز کنم که شاید اینبار در این جاده ی تاریک سیاه بتوانم تنها با نور عشق زندگی کنم

عشق     

افلاطون می گه: " اگه با دلت چیزی یا کسی رو دوست داری زیاد جدی نگیرش، چون ارزشی نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که دیدنه، اما اگه یه روز با عقلت کسی رو دوست داشتی ، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیست

آتش عشق           

از آتش عشق هر که افروخته نیست با او سر سوزنی دلم دوخته نیست گر سوخته دل نه ای زما دور که ما آتش به دلی زنیم کو سوخته نیست

واقعیت  

عشق ور زیدن ضمانت تنها نشدن نیست

شبی از شبها       

شبی از شبها تو به من گفتی که شب باش: من که شب بودم و

شب هستم و شب خواهم بود به امیدی که تو فانوس شب من

به او بگویید        

به او بگویید دوستش دارم، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد

عشق     

عشق آلوچه نیست که بهش نمک بزنی، دختر همسایه نیست که بهش چشمک بزنی، غذا نیست که بهش ناخونک بزنی، رفیق نیست که بهش کلک بزنی عشق مقدسه , باید جلوش زانو بزنی!!!!

ای کاش کودک بودم          

ای کاش کودک بودم ،تا بزرگ ترین شیطنت زندگیم نقاشی روی

دیوار بود. ای کاش کودک بودم ، تا از ته دل می خندیدم، نه اینکه

مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم. ای کاش

کودک بودم ، تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه تو، همه چیز

را فراموش می کردم

کاش ..............  

کاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت کاش می شد هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت کاش می شد از قلمهایی که بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانیها نوشت کاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت کاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود کاین همه ای کاشها بر دفتر دلها نوشت

 

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٧ ] [ ٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]
[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٦ ] [ ٩:٢٢ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

دانشمندان آمریکایی با بررسی میراث ژنتیکی یک جمعیت ساکن آلمان که به طور طبیعی تا 100 سالگی زندگی می کنند آماده ساخت قرصی هستند که عمر انسان را به یک قرن می رساند.

به گزارش خبرگزاری مهر، محققان موسسه تحقیقات طول عمر کالج انیشتین در نیویورک با بررسی ژنتیک مردم نژادی در آلمان که به دلیل زندگی طولانی تا 100 سالگی مشهور هستند توانستند رازی را کشف کنند که به کمک آن می توانند ظرف سه سال آینده "قرص جوانی جاودانه" را آماده عرضه کنند.

با کمک این قرص، بیماریهای چون آلزایمر، آلرژی، مشکلات قلبی، کلسترول بالا و دیابت بی معنا می شوند و تمام انسانها می توانند تا 100 سالگی عمر کنند.

این محققان با بررسی DNA گروهی متشکل از 500 فرد این نژاد ساکن آلمان دریافتند که حتی عمر متوسط 30 درصد از افراد سیگاری و چاق در این نژاد حداقل 20 برابر بیشتر از افراد نژادهای دیگر است.

این محققان با بررسی دو میلیون نشانگر ژنتیکی سه ژن را پیدا کردند که از این تعداد دو ژن با افزایش کلسترول خوب و یکی با پیشگیری از دیابت و آلزایمر ارتباط دارد. کلسترول خوب خطر بیماریهای قلبی و سکته مغزی را کاهش می دهد.

براساس گزارش اسکای نیوز، سپس این دانشمندان در تلاش بر آمدند تا اثرات حفاظتی این ژنها را به صورت مصنوعی تقلید کنند و در "قرص جوانی جاودانه" به کار برند.

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٦ ] [ ٩:۱۱ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]
[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٦ ] [ ٩:٠۸ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]
[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٦ ] [ ٩:٠۳ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]
[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٦ ] [ ٤:٥٦ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

گر شما به طور مداوم بیش از حدی که میخواهید و مجازید، میخوابید، بدانید که در دنیا مانند شما کم نیست . من شخصا عادت داشتم که روزی 10 ساعت بخوابم که این زمان حداقل دو بار در هفته گاهی تا "شبی" 14 ساعت هم افزایش میافت. در نتیجه من میتوانم با توجه به تجربه شخصی و با اطمینان به شما بگویم که "در اکثر موارد، خواب بیش از حد میتواند به تمام سیستم خوابیدن شما آسیبی جدی وارد کند." شما به سرعت به خوابیدن اعتیاد پیدا میکنید، زیرا دیگر خواب شما طبیعی و با کیفیت خوب و مناسب نیست.

تاثیرات منفی خواب بیش از حد

کاملا واضح است که بیش از حد خوابیدن، موجب اتلاف وقت شده و کمبود وقت نیز موجب بی فایدگی و ناتوانی در انجام وظایف و مسئولیتهای روزانه میشود. گاهی هنگامی که بیش از حد میخوابید، دچار خجالت شده و نسبت به خود خشمگین میشوید که این حالت به تدریج میتواند تاثیری منفی بر عزت نفس شما داشته باشد. این علت و معلولهای خواب بیش از حد میتوانند در یک چرخه پایان ناپذیر مداوم بر یکدیگر تاثیر گذاشته و مدام شرایط شما را سخت تر کنند.

برای مثال: شما اندکی افسرده هستید ? بیش از حد میخوابید? دیگر زمان اضافه ای برای رسیدگی به امور شخصی ندارید? بیش از پیش افسرده میشوید? بیش از حد میخوابید? ...

اما از کجا بدانید که واقعا به این خواب اضافه نیاز ندارید؟

گزینه اول: آن را حس میکنید. زیرا پس از خواب مفرط، اصلا احساس تجدید قوا و پر انرژی بودن نمیکنید. برعکس، کاملا خواب آلود هستید گاهی اوقات چشم یا سرتان هم درد میکند، گیج هستید و حتی ممکن است نتوانید حواس خود را متمرکز کنید.

گزینه دوم: شما واقعا به خواب اضافه نیاز داشته اید. زیرا به اندازه کافی خوب نمیخوابید.

در هر دو مورد، اگر شبی بیش از 8 ساعت میخوابید و میل دارید بدانید که چگونه میتوانید با کمتر خوابیدن، به همین اندازه استراحت کنید، به خواندن ادامه دهید:

دلایل خواب بیش از حد

همانطور که گفتیم، یک دلیل خواب بیش از حد شما میتواند کیفیت بد خواب باشد. دلایل داشتن چنین خوابی میتواند عادات یا شرایط بد و غیر اصولی مانند بیدار ماندن تا دیر وقت، انجام کارهای شیفتی، تغذیه نامناسب و محیط پر سر و صدا باشد. این حالت میتواند به دلیل ناهنجاریهای فیزیکی مانند قطع تنفس هنگام خواب یا Sleep apnea باشد.

اما بگذارید سوالی از شما بپرسم:

فرض کنیم که شما در اکثر اوقات بیش از حد میخوابید و هر از گاهی دیر به سر کار میرسید.. احتمال خواب ماندن شما در صبح روزی که باید زود بیدار شده و به هواپیمایی که شما را به تعطیلاتی طولانی میبرد برسید، چقدر است؟ متوجه منظورم شدید؟

بگذارید سر اصل مطلب برویم:

حتی زمانی که بد میخوابید و کسر خواب دارید، باز هم در زمانی که واقعا بخواهید، بیدار میشوید، مگر نه؟ شاید باید اعتراف کنید که در ذهن خود موانعی ساخته اید که شما را در تختخواب نگه میدارد.

منظورم مشکلات احساسی/روانی مانند افسردگی، کمبود انگیزه یا ترس از شکست است. شاید ترکیبی از بعضی یا تمام دلایل مذکور باشد که همراه با کمبود خویشتن داری و همچنین نیرویی که ما را اسیر عادات میکند، یکجا جمع شده و شما را در اکثر موارد وادار به خواب بیش از حد میکنند.

چگونه خواب بیش از حد را متوقف کنیم؟

ابتدا باید این احساس تعهد را در خود ایجاد کنید که حتما بر عادت خواب بیش از حد خود غلبه کنید. باید بدانید که "چرا" میخواهید چنین کنید. شما باید با دانستن این دلیل، در خود انگیزه غلبه بر این عادت را ایجاد کنید. سپس: با برقرار کردن یک برنامه منظم خوابیدن و بیدار شدن و رعایت آن، سیستم خواب خود را دوباره به نظم درآورید.

چه زمانی به خواب میروید؟ چه زمانی بیدار میشوید؟ حداقل طوری برنامه ریزی کنید که هر روز- حتی اگر دیر خوابیدید و حتی در روزهای تعطیل- در یک ساعت مشخص بیدار شوید.

شما باید برای خود برنامه ای داشته و آن را به طور دقیق اجرا کنید. انجام این کار در ابتدا مشکل است زیرا ممکن است سیستم خوابتان آسیب دیده باشد. یک نمونه ساده آن این است که اگر امروز صبح بیش از حد خوابیده باشید، زود خوابیدن در شب برایتان مشکل خواهد بود.

پس باید چه کنید؟

باید به هر روشی که بتواند شما را یک بار درست سر موقع بیدار کند متوصل شوید و یک چرخه تازه را آغاز کنید. چند ساعت زنگ دار را تنظیم کرده و همه را با هم و در جاهای مختلفی که نتوانید خاموششان کنید بگذارید، از دوستی بخواهید که به شما تلفن کند، همسرتان را به کمک بطلبید و خلاصه هر کاری میتوانید انجام دهید.

به یاد داشته باشید که "باید" به محض بیدار شدن از جای خود برخیزید و فرصت دوباره به خواب رفتن را به خود ندهید. البته این تازه اول کار است، پس از این شما باید:

• شرایط مناسب را برای داشتن خوابی خوب در شب محیا کنید و عوامل مخرب (نور، سر و صدا، عادت تماشای فیلم در رختخواب و...) را حذف کرده یا تعدیل کنید.

• روشی مناسب و عملی برای بیدار شدن خود پیدا کرده و هر روز از آن استفاده کنید

• بر روی انگیزه های خود و انضباط شخصی متمرکز شده، آنها را تقویت کنید.

فراموش نکنید که عادات، اکتسابی هستند و هرچند تغییر دادن آن در ابتدا مشکل به نظر میرسد، اما به خصوص درمورد خواب، الگوهای تازه سریع جا میافتند و شما پس از چند روز متوجه میشوید که به موقع و بدون نیاز به شنیدن زنگ ساعت یا ریخته شدن آب بر صورتتان! از خواب بیدار شده اید

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٤ ] [ ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

بهترین و زیباترین بازیگران هندی

برای دیدن عکسها به ادامه مطلب بروید...

 از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید 

کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی


ادامه مطلب
[ ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ ] [ ۸:۱۸ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

همه ما خودمان را چنین متقاعد میکنیم که با ازدواج زندگی بهتری خواهیم داشت.

وقتی بچه دار شویم بهتر خواهد شد، و با به دنیا آمدن بچه‌های بعدی زندگی بهتر.

ولی وقتی می‌بینیم کودکانمان به توجه مداوم نیازمندند، خسته میشویم.

بهتر است صبر کنیم تا بزرگتر شوند.

فرزندان ما که به سن نوجوانی میرسند، باز کلافه میشویم، چون دایم باید با آنها سروکله بزنیم.

مطمئناً وقتی بزرگتر شوند و به سنین بالاتر برسند، خوشبخت خواهیم شد.

با خود میگوییم زندگی وقتی بهتر خواهد شد که :

همسرمان رفتارش را عوض کند، یک ماشین شیکتر داشته باشیم، بچه هایمان ازدواج کنند،

به مرخصی برویم و در نهایت بازنشسته شویم.

حقیقت این است که برای خوشبختی، هیچ زمانی بهتر از همین الآن وجود ندارد.

اگر الآن نه، پس کی؟ زندگی همواره پر از چالش است.

بهتر این است که این واقعیت را بپذیریم و تصمیم بگیریم که با وجود همه این مسائل، شاد و خوشبخت زندگی کنیم.

خیالمان میرسد که زندگی، همان زندگی دلخواه، موقعی شروع میشود که موانعی که سر راهمان هستند ، کنار بروند:

مشکلی که هم اکنون با آن دست و پنجه نرم میکنیم، کاری که باید تمام کنیم،

زمانی که باید برای کاری صرف کنیم، بدهی‌هایی که باید پرداخت کنیم و ...

بعد از آن زندگی ما، زیبا و لذت بخش خواهد بود!

بعد از آنکه همه اینها را تجربه کردیم، تازه می فهمیم که زندگی، همین چیزهایی است که ما آنها را موانع می‌شناسیم.

این بصیرت به ما یاری میدهد تا دریابیم که جاده‌ای بسوی خوشبختی وجود ندارد.

خوشبختی، خودٍ همین جاده است... پس بیایید از هر لحظه لذت ببریم.

برای آغاز یک زندگی شاد و سعادتمند لازم نیست که در انتظار بنشینیم:

در انتظار فارغ التحصیلی، بازگشت به دانشگاه، کاهش وزن، افزایش وزن، شروع به کار، ازدواج، شروع تعطیلات

صبح جمعه، در انتظار دریافت وام جدید، خرید یک ماشین نو، باز پرداخت قسطها، بهار و تابستان و پاییز و زمستان،

اول برج، پخش فیلم مورد نظرمان از تلویزیون، مردن، تولد مجدد و...

خوشبختی یک سفر است، نه یک مقصد... هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد.

زندگی کنید و از حال لذت ببرید.. اکنون فکر کنید و سعی کنید به سؤالات زیر پاسخ دهید:

1. پنج نفر از ثروتمندترین مردم جهان را نام ببرید..

2. برنده‌های پنج جام جهانی آخر را نام ببرید.

3. آخرین ده نفری که جایزه نوبل را بردند چه کسانی هستند؟

4. آخرین ده بازیگر برتر اسکار را نام ببرید.

نمیتوانید پاسخ دهید؟ نسبتاً مشکل است، اینطور نیست؟

نگران نباشید، هیچ کس این اسامی را به خاطر نمی آورد..

روزهای تشویق به پایان میرسد!

نشانهای افتخار خاک می گیرند!

برندگان به زودی فراموش میشوند!

اکنون به این سؤالها پاسخ دهید:

1. نام سه معلم خود را که در تربیت شما مؤثر بوده‌اند ، بگویید.

2.. سه نفر از دوستان خود را که در مواقع نیاز به شما کمک کردند، نام ببرید.

3. افرادی که با مهربانیهایشان احساس گرم زندگی را به شما بخشیده‌اند، به یاد بیاورید.

4. پنج نفر را که از هم صحبتی با آنها لذت میبرید، نام ببرید. حالا ساده تر شد، اینطور نیست؟

افرادی که به زندگی شما معنی بخشیده‌اند، ارتباطی با "ترین‌ها" ندارند،ثروت بیشتری ندارند، بهترین جوایز را نبرده‌اند،

آنها کسانی هستند که به فکر شما هستند، مراقب شما هستند، همانهایی که در همه شرایط، کنار شما میمانند.

کمی بیاندیشید. زندگی خیلی کوتاه است. و شما در کدام لیست قرار دارید؟ نمیدانید؟

اجازه دهید کمکتان کنم.

شما در زمره مشهورترین نیستید...،

شما از جمله کسانی هستید که برای درمیان گذاشتن این پیام در خاطرمن بودید

 

از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید 

 

 

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ ] [ ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

 

1.No Breakfast : People who do not take breakfast are going to have a lower blood sugar level. This leads to an insufficient supply of nutrients to the brain causing brain degeneration.

نخوردن صبحانه : کسانی که صبحانه نمی خورند قند خونشان به سطح پائینتری افت می کند. این امرباعث تامین نامناسب مواد غذائی برای مغز و در نتیجه افت فعالیت مغزی می شود.

2.Overeating : It causes hardening of the brain arteries, leading to a decrease in mental power.

پرخوری :این امر باعث تصلب شرائین (سختی دیواره رگهای) مغز شده و منجر به کاهش قدرت ذهنی می شود.

3. Smoking : It causes multiple brain shrinkage and may lead to Alzheimer disease.

 

دخانیات: این امر باعث کوچک شدن چند برابری مغز و منجر به آلزایمر می شود.

 

4. High Sugar consumption: Too much sugar will interrupt the absorption of proteins and nutrients causing malnutrition and may interfere with brain development.

 

استفاده زیاد قند و شکر: استفاده زیاد قند و شکر جذب پروتئین و مواد غذائی را متوقف می کند و منجربه سوء تغذیه و احتمالا اختلال در رشد مغزی خواهد شد.

 

5. Air Pollution : The brain is the largest oxygen consumer in our body. Inhaling polluted air decreases the supply of oxygen to the brain, bringing about a decrease in brain efficiency.

 

آلودگی هوا :مغز بزرگترین مصرف کننده اکسیژن در بدن ماست. دمیدن هوای آلوده باعث کاهش اکسیژن تامینی مغز شده و منجر به کاهش کارآیی مغز می شود.

 

6 . SleepDeprivation : Sleep allows our brain to rest. Long term deprivation from sleep will accelerate the death of brain cells.

 

کمبود خواب :خواب به مغزمان اجازه استراحت می دهد. دوره طولانی کاهش خواب منجر به شتاب گیری مرگ سلولهای مغزی خواهد شد.

 

7. Head covered while sleeping : Sleeping with the head covered increases the concentration of carbon dioxide and decrease concentration of oxygen that may lead to brain damaging effects.

 

پوشاندن سر به هنگام خواب خوابیدن با سر پوشیده باعث افزایش تجمع دی اکسید کربن و کاهش تجمع اکسیژن شده و منجر به تأثیرات مخرب مغزی خواهد شد.

 

8. Working your brain during illness: Working hard or studying with sickness may lead to a decrease in effectiveness of the brain as well as damage the brain.

 

کار کشیدن از مغزتان در هنگام بیماری: کار سخت یا مطالعه در زمان بیماری ممکن است منجر به کاهش کارآئی مغز و درنتیجه صدمه مغزی شود

 

9. Lacking in stimulating thoughts

 

کاهش افکار مثبت

 

Thinking is the best way to train our brain, lacking in brain stimulation thoughts may cause brain shrinkage.

 

فکر کردن بهترین راه برای تمرین دادن به مغزمان است. کاهش افکار مثبت مغزی ممکن است باعث کوچک شدن مغز شود.

 

10. Talking Rarely : Intellectual conversations will promote the efficiency of the brain

 

کم حرفی: مکالمات انتزاعی منجر به رشد کارآئی مغز خواهد شد. 

از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید 

 

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ ] [ ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

 

از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید 

            

کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمین

 

 

گرایش بین زن و مرد در نوع خود میتواند مفید یا مضر باشد . البته بیشتر ما حداقل یک بار در زندگی تمایل قوی را نسبت به فرد مخالف حس کرده ایم ، خوب! ، این حس در مورد روابط معمولی شاید بتواند موثر باشد ولی در مورد مسئله ی ازدواج اگر بخواهیم تنها با اکتفا به این تمایلات و بدون توجه به معیارهای دیگر روان شناسی ،تصمیمی بگیریم ، ویران کننده است ، چرا که نتیجه ای جز رنج ، ترس از آینده ، تحلیل انرژی و در آخر ، در فاصله زمانی کم دچار افسردگی و سرخوردگی می شویم ! ،  در تنهایی و با صداقت کامل با خود به نکات زیر  توجه کنید . مطمئنا" در آخر می توانید به این سوال پاسخ دهید که آیا شما واقعا" عاشق هستید یا ... ؟

یک تمایل و گرایش مفید چیست ؟ چطور می توانید بفهمید که شخص مورد علاقه شما همان کسی است که می خواهید ؟!

 

1-     با او بسیار راحت هستید ، گویی که سالهاست او را می شناسید .

 

2-     در بسیاری از موارد با یکدیگر هم عقیده هستید مثل باورهای فردی ، ارزشها، اهداف و فلسفه ی زندگی .

 

3-     وجود حس تساوی با هم ، به طوری که هیچ کدام از شما دو نفر ، خود را برتر از دیگری نمی داند.

 

4-     از امور روزمره یکدیگر آگاه هستید و در این روابط برای هم حس سرزندگی و شادابی روحی را به ارمغان می آورید.

 

5-     با یکدیگر راحت هستید و احساس غریبی نمی کنید ، روز به روز شادی و صمیمیت بین شما بیشتر می شود.

 

6-      روح و روان یکدیگر را با توجهات متقابل ، تحسین ، تایید و تمجیدها زنده می کنید و به این صورت است که زندگی رمانتیکی را تجربه خواهید کرد.

 

7-     از اینکه اوقات بیشتری را در کنار هم باشید لذت می برید و از هم خسته نمی شوید !

 

8-     همیشه نسبت به او گرایش دارید و این حس با هم بودن بیشتر و بیشتر می شود.

 

9-     در همه حال برای پیشرفت یکدیگر تلاش می کنید ولی نه در آن حد که هر یک از شما احیانا" استقلال شخصی خود را از دست داده باشید! 

 

10- در حفظ صمیمیت بیشتر رابطه و حل مشکلات زندگیتان در مقایسه با زوج هایی که بدون این حس و تنها بطور رسمی با هم ازدواج کرده اند ، موفق تر هستید.

 

11- با هم  گرم ، قابل انعطاف ،صمیمی ، رئوف و دلسوز یکدیگر هستید و و هر دو  بر آنید تا این این عواطف هر روز افزون شود.

 

12- براحتی از اشتباهات هم چشم پوشی می کنید و دوباره روابط شما به همان نزدیکی قبل باقی است .

 

13- احساس می کنید که متعلق به هم هستید ( البته این حالت نباید با احساس تحت کنترل بودن یا مالکیت همراه باشد) و دیگران شما را زوجی خوشبخت و جدانشدنی می دانند.

 

14-  با گذشت ، فداکاری و بزرگ نکردن اشتباهات یکدیگر ، در کنار هم احساس امنیت می کنید و هیچ ترسی بابت از دست دادن هم ندارید .

 

15 – عواطف و امیال جنسی شما نسبت به هم بسیار قوی و غیر قابل اجتناب است.

 

16- نا خود آگاه احساسات و عواطف  جنسی خود را نسبت به هم نشان می دهید و نه از روی عادت ، در این حالت است که امنیت روحی ایجاد می شود و  خیال هر دو طرف بابت عدم  وجود انحرافات اخلاقی در یکدیگر راحت است .

 

17- همیشه در دسترس  هم هستید و می توانید روی وجود هم حساب کنید.

 

18- بین شما انرژی های مثبت زیادی است که حس اشتیاق به زندگی را افزون می کند .

 

19- با گذشت زمان روابط شما مستحکم تر شده است .

 

20- روابط شما طوری بر یکدیگر تاثیر داشته که اگر با خودتان رو راست باشید می بینید که شما شخصی بهتر و متفاوت نسبت به گذشته هستید.

 

امیدورایم پس از تمرکز روی مطالب فوق ، رابطه ای که در ذهن داشتید همانی باشد که خواستید ، در غیر این صورت بهتراست تجدید نظر کنید ، بدون شک قطع رابطه ی غلط با وجود وابستگی ، بسیار دردآور است ولی این درد بیشتر از رنجی نیست که با ادامه این رابطه مجبور می شوید تا آخر عمر تحمل کنید

 

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ] [ ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

از همین الان به جمع ثروتمندان اینترنتی بپیوندید


کسب درآمد از اینترنت 

ماهیانه 500 هزار تومان 

بدون نیاز به ایگولد و سایر بانکهای اینترنتی 

واریز درآمد شما به حساب بانکی شما در ایران (سیبا – سپهر) 

بدون نیاز به کارکردن با سایتهای کسب درآمد – پی تی سی – وبمستر و حتی نرم افزارهای کسب درآمد


با روزانه 4-2 ساعت کار 

برای اولین بار در اینترنت 

درآمد ثابت ماهیانه به دست آورید 


100% تضمینی

کسب درآمد از اینترنت

آموزش سه روش کسب درآمد مطمئن از اینترنت فقط با 3-2 ساعت کار در روز

تنها راه کسب درآمد برای کسانیکه می خواهند از صفر و با سرمایه کم (حتی بدون سرمایه) شروع کرده و به درآمد عالی برسند.

کسب درآمد از اینترنت          کسب درآمد از اینترنت

ما امروز یک CD تهیه کرده ایم با نام "بسته آموزشی CN3" 
نه قصد تبلیغ محصول خود را داریم و نه قصد بزرگنمایی و یا ظاهر سازی چون بدون فروش این محصول نیز درآمد خوبی از هر سه روشی که در این بسته آموزشی (CN3) توضیح داده ایم کسب می کنیم . بنابراین لطفا بدون هرگونه غرض ورزی و یا پیشداوری مطالب زیر را کامل بخوانید تا شما نیز قدم به دنیای بزرگ "کسب درامد از اینترنت" بگذارید.

CN3 چیست ؟
کسب درآمد واقعی از اینترنت اصول دارد نه اینکه هر کسی که وارد اینترنت شد بخواهد با کارکردن با یک یا چند تا سایت کسب درآمد (که همشون هم کلاهبردارن) پولدار شود اگه اینجوری بود الان باید همه ملت پولدار شده باشن ... بین شما دوستانی که در حال مطالعه این صفحه هستید آیا محض رضای خدا یکنفرتان تا به حال موفق شده 10 هزار تومان از اینترنت به دست آورد؟ !!! ... منکه بعید می دونم !!!

آیا حاضرید شروع کنید؟؟؟ 
من و همکارانم هم چند سال پیش مثل شما شروع کردیم به کار کردن با سایتهای پی تی سی و ... . اما بعد از مدتی متوجه شدیم که از این کارها پولی در نمیاد برای همین خودمون کم کم دست به کار شدیم وتقریبا بعد از 7 ماه اولین درآمد اینترنتی خودمون روتجربه کردیم .. کمی که انرژی گرفتیم روشهای دیگه روهم تست کردیم تا اینکه موفق شدیم توی اینترنت یه درآمد ثابت پیدا کنیم !!! ما در این دو سال موفق شدیم درآمد خود را در چند ماه حتی به 1 میلیون تومان هم برسانیم که تمامی این درآمد از اینترنت به دست آمده بود (هنوز هم بعضی از فیشهایی که ما برای نمونه داخل اینترنت گذاشته بودیم توی بعضی از وبلاگها وجود دارد) و حالا با پولی که از همون روشها به دست آورده ایم به کارهای بزرگتر (و پرسودتری) دست زدیم که برای ما واقعا درآمدزا هستند.

و اکنون نوبت شماست که این فرصت استثنایی را از دست ندهید....!!! 
ما این چند روش واقعی کسب درآمد از اینترنت را به صورت یک بسته آموزشی به نام CN3 درآورده ایم که قابل عرضه به شما می باشد . درآمد این روشها بین 300 الی 500 هزار تومان در ماه است (البته ماههای اول ممکن است درآمد شما تقریبا 150 تومان هم باشد اما در ماههای سوم و چهارم مسلما درآمد شما تا 500 هزار تومان در ماه افزایش خواهد یافت.)هر 3 روشی که در این بسته به شما آموزش داده می شود قبلا توسط ما تست و امتحان شده است (حداقل یکسال است که روی آنها کار می کنیم و 90% درآمدی که ما خودمان در یکسال گذشته از اینترنت به دست آورده ایم از همین سه روش است . (من خودم شخصا شغل دیگری ندارم و برای کسب درآمد و امرار معاش ، فقط از همین سه روش استفاده می کنم و شغل دیگری ندارم پس مطمئن باشید که این سه روش واقعا درامد زا و قابل اطمینان هستند. تعدادی از درآمدهای من را می توانید در زیر مشاهده کنید که به حسابهای صادرات و سامان من واریز شده اند. )

فیش درآمدهای کسب شده با CN3

کسب درآمد از اینترنت          کسب درآمد از اینترنت

CN3 شامل چند روش موثر کسب درآمد از اینترنت است که قبلا توسط هزاران نفر مورد استفاده قرار گرفته است و 100 درصد پولساز هستند... شما هم اگر این روشها را بدانید از همین الان می توانید در هر ماه درآمد ثابتی کسب کنید ... حتی بیش تر از درآمدی که پدران شما به دست می آورند !!! اگر شما به دنبال راهی جهت کسب درآمد از اینترنت می گرددید که با کمترین زمان بتوانید بیشترین درآمد را کسب کنید ، CN3 ، جوابگوی شما خواهد . مهم نیست که شما تا به حال چه روشهایی را برای کسب درآمد امتحان کرده اید و یا اینکه این روش به نظرتان امکانپذیر می باشد یا خیر ..... بلکه مهم این است که این شیوه و این بسته آموزشی کاملا درآمدزا هست .



آموزش گام به گام کسب درآمد و موفقیت


مزایای CN3:
1:کاملا 100% و واقعی
2:کسب درآمد ماهیانه و دائمی 
3:بدون نیاز به عضو گیری و یا کلیک روی تبلیغات 
4:واریز درآمد شما به حساب بانکی شما در ایران (سیبا – سپهر)
5:بدون نیاز به ایگولد و بانکهای اینترنتی مثل آلرت پای ، پی پال و غیرووو
6:قابل استفاده برای همگان حتی کسانیکه با اینترنت آشنایی زیادی ندارند
7:بدون نیاز به کارکردن با سایتهای کسب درآمد – پی تی سی – وبمستر و حتی نرم افزارهای کسب درآمد
8:کسب درآمد به صورت آنلاین و آفلاین (یعنی حتی اگر پشت کامپیوتر نیز نباشید از درآمد شما کم نمی شود . بلکه درآمد نیز خواهید داشت)



>>> توضیحات بیشتر نیاز دارید ؟؟؟ اینجا را کلیک کنید <<<


[ ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ] [ ٩:۱۱ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی

یه روزی یه مرده نشسته بود و داشت روزنامه اش رو

می خوند که زنش یهو ماهی تابه رو می کوبه سرش.

مرده میگه: برا چی این کارو کردی؟

زنش جواب میده به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت

یه تیکه کاغذ پیدا کردم که توش اسم جنى (یه دختر)

نوشته شده بود ... 

 

مرده میگه وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی

رفته بودم اسبی که روش شرط بندی کردم اسمش جنی بود.

زنش معذرت خواهی می کنه و میره به کارای خونه برسه.

سه روز بعدش مرد داشت تلویزین تماشا می کرد که

زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگتر کوبید رو سر 

مرده که تقریبا بیهوش شد.

وقتی به خودش اومد پرسید این بار برا چی منو زدی

زنش جواب داد آخه اسبت زنگ زده بود

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ] [ ٤:٥٠ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

حکایتی از زبان مسیح نقل می‌کنند که بسیار شنیدنی است. می‌گویند او این حکایت را بسیار دوست داشت و در موقعیت‌های مختلف آن را بیان می‌کرد.

حکایت این است:

مردی بود بسیار متمکن و پولدار. روزی به کارگرانی برای کار در باغش نیاز داشت. بنابراین، پیشکارش را به میدان شهر فرستاد تا کارگرانی را برای کار اجیر کند. پیشکار رفت و همه کارگران موجود در میدان شهر را اجیر کرد و آورد و آنها در باغ به کار مشغول شدند.

کارگرانی که آن روز در میدان نبودند، این موضوع را شنیدند و آنها نیز آمدند. روز بعد و روزهای بعد نیز تعدادی دیگر به جمع کارگران اضافه شدند. گرچه این کارگران تازه، غروب بود که رسیدند، اما مرد ثروتمند آنها را نیز استخدام کرد.

شبانگاه، هنگامی که خورشید فرو نشسته بود، او همه کارگران را گرد آورد و به همه آنها دستمزدی یکسان داد. بدیهی‌ست آنانی که از صبح به کار مشغول بودند، آزرده شدند و گفتند: "این بی‌انصافی است. چه می‌کنید، آقا ؟ ما از صبح کار کرده‌ایم و اینان غروب رسیدند و بیش از دو ساعت نیست که کار کرده‌اند. بعضی‌ها هم که چند دقیقه پیش به ما ملحق شدند. آنها که اصلاً کاری نکرده‌اند".

مرد ثروتمند خندید و گفت: "به دیگران کاری نداشته باشید. آیا آنچه که به خود شما داده‌ام کم بوده است؟" کارگران یک‌صدا گفتند: "نه، آنچه که شما به ما پرداخته‌اید، بیشتر از دستمزد معمولی ما نیز بوده است. با وجود این، انصاف نیست که اینانی که دیر رسیدند و کاری نکردند، همان دستمزدی را بگیرند که ما گرفته‌ایم." مرد دارا گفت: "من به آنها داده‌ام زیرا بسیار دارم. من اگر چند برابر این نیز بپردازم، چیزی از دارائی من کم نمی‌شود. من از استغنای خویش می‌بخشم. شما نگران این موضوع نباشید. شما بیش از توقعتان مزد گرفته‌اید پس مقایسه نکنید. من در ازای کارشان نیست که به آنها دستمزد می‌دهم، بلکه می‌دهم چون برای دادن و بخشیدن، بسیار دارم. من از سر بی‌نیازی است که می‌بخشم".

مسیح گفت: "بعضی‌ها برای رسیدن به خدا سخت می‌کوشند. بعضی‌ها درست دم غروب از راه می‌رسند. بعضی‌ها هم وقتی کار تمام شده است، پیدایشان می‌شود. اما همه به یکسان زیر چتر لطف و مرحمت الهی قرار می‌گیرند". شما نمی‌دانید که خدا استحقاق بنده را نمی‌نگرد، بلکه دارائی خویش را می‌نگرد. او به غنای خود نگاه می‌کند، نه به کار ما. از غنای ذات الهی، جز بهشت نمی‌شکفد. باید هم اینگونه باشد. بهشت، ظهور بی‌نیازی و غنای خداوند است. دوزخ را همین خشکه مقدس‌ها و تنگ نظرها برپا داشته‌اند. زیرا اینان آنقدر بخیل و حسودند که نمی‌توانند جز خود را مشمول لطف الهی ببینند.

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ] [ ٢:۱٥ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

داستانی در مورد اولین دیدار «امت فاکس»، نویسنده و فیلسوف معاصر، از  رستوران سلف سرویس؛ هنگامی که  برای نخستین بار به آمریکا رفت.

وی که تا آن زمان، هرگز به چنین رستورانی نرفته بود در گوشه ای به انتظار نشست با این نیت که از او پذیرایی شود. اما هرچه لحظات بیشتری سپری می شد ناشکیبایی او از اینکه می دید پیشخدمتها کوچکترین توجهی به او ندارند، شدت گرفت. از همه بدتر اینکه مشاهده می کرد کسانی پس از او وارد شده بودند و در مقابل بشقاب های پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند.

وی با ناراحتی به مردی که بر سر میز مجاور نشسته بود، نزدیک شد و گفت: «من حدود بیست دقیقه است که در اینجا نشسته ام بدون آنکه کسی کوچکترین توجهی به من نشان دهد. حالا می بینم شما که پنج دقیقه پیش وارد شدید با بشقابی پر از غذا در مقابلتان اینجا نشسته اید! موضوع چیست؟ مردم این کشور چگونه پذیرایی می شوند؟

»مرد با تعجب گفت:« ولی اینجا سلف سرویس است.» سپس به قسمت انتهایی رستوران جایی که غذاها به مقدار فراوان چیده شده بود، اشاره کرد و ادامه داد:« به  آنجا بروید، یک سینی بردارید و هر چه می خواهید، انتخاب کنید، پول آن را بپردازید، بعد اینجا بنشینید و آن را میل کنید!» 

امت فاکس، که قدری احساس حماقت می کرد، دستورات مرد را پی گرفت. اما وقتی غذا را روی میز گذاشت ناگهان به ذهنش رسید که  زندگی هم در حکم سلف سرویس است. همه نوع رخدادها، فرصت ها، موقعیتها، شادیها، سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد. در حالی که اغلب ما بی حرکت به صندلی خود چسبیده ایم و آن چنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم که چرا  او سهم بیشتری دارد؟ هرگز به ذهنمان نمی رسد خیلی ساده از جای خود  برخیزیم  و ببینیم چه چیزهایی فراهم است، سپس آنچه می خواهیم، برگزینیم. 

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ] [ ٢:٢۱ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

خانمی با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن از قطار پایین آمدند و بدون هیچ قرار قبلی راهی دفتر رییس دانشگاه هاروارد شدند.

منشی فوراً متوجه شد این زوج روستایی هیچ کاری در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهی وارد دانشگاه شده اند.

مرد به آرامی گفت: «مایل هستیم رییس را ببینیم.»

منشی با بی حوصلگی گفت: «ایشان امروز گرفتارند.»

خانم جواب داد: « ما منتظر خواهیم شد.»

منشی ساعتها آنها را نادیده گرفت و به این امید بود که بالاخره دلسرد شوند و پی کارشان بروند، اما این طور نشد.

منشی که دید زوج روستایی پی کارشان نمی روند سرانجام تصمیم گرفت برای ملاقات با رییس از او اجازه بگیرد و رییس نیز بالاجبار پذیرفت.

رییس با اوقات تلخی آهی کشید و از دل رضایت نداشت که با آنها ملاقات کند.

به علاوه از اینکه اشخاصی با لباس کتان و راه راه وکت وشلواری دست دوز و کهنه وارد دفترش شده، خوشش نمی آمد.

خانم به او گفت: «ما پسری داشتیم که یک سال در هاروارد درس خواند. وی اینجا راضی بود. اما حدود یک سال پیش در حادثه ای کشته شد. شوهرم و من دوست داریم بنایی به یادبود او در دانشگاه بنا کنیم.»

رییس با غیظ گفت :« خانم محترم ما نمی توانیم برای هرکسی که به هاروارد می آید و می میرد، بنایی برپا کنیم. اگر این کار را بکنیم، اینجا مثل قبرستان می شود.»

خانم به سرعت توضیح داد: «آه... نه... نمی خواهیم مجسمه بسازیم. فکر کردیم بهتر باشد ساختمانی به هاروارد بدهیم.»

رییس لباس کتان راه راه و کت و شلوار دست دوز و کهنه آن دو را برانداز کرد و گفت: «یک ساختمان! می دانید هزینه ی یک ساختمان چقدر است؟ ارزش ساختمان های موجود در هاروارد هفت و نیم میلیون دلار است.»

خانم یک لحظه سکوت کرد.

رییس خشنود بود.

شاید حالا می توانست از شرشان خلاص شود.

زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت: «آیا هزینه راه اندازی دانشگاه همین قدر است؟ پس چرا خودمان دانشگاه راه نیندازیم؟»

شوهرش سر تکان داد.

رییس سردرگم بود. آقا و خانمِ "لیلاند استنفورد" بلند شدند و راهی کالیفرنیا شدند، یعنی جایی که دانشگاهی ساختند که تا ابد نام آنها را برخود دارد:

دانشگاه استنفورد از بزرگترین دانشگاههای جهان، یادبود پسری که هاروارد به او اهمیت نداد

 

تن آدمی شریف است به جان آدمیت / نه همین لباس زیباست نشان آدمیت 

کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ] [ ٢:٠٩ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

 

 

هر احمقی می تواند چیزها را بزرگتر، پیچیده تر و خشن تر کند؛ برای حرکت در جهت عکس، به کمی نبوغ و مقدار زیادی جرات نیاز است.

 دست خود را یک دقیقه روی اجاق داغ بگذارید، به نظرتان یک ساعت خواهد آمد. یک ساعت در کنار دختری زیبا بنشینید، به نظرتان یک دقیقه خواهد آمد؛ این یعنی "نسبیت".

فرق بین نبوغ و حماقت این است که نبوغ حدی دارد.

عاشق سفر هستم ولی از رسیدن متنفرم.

من هوش ِ خاصی ندارم، فقط شدیدا کنجکاوم.

سعی نکنید موفق شوید، بلکه سعی کنید با ارزش شوید.

دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطر کسانی که شرارتها را می بینند و کاری در مورد آن انجام نمی دهند.

یکی از قویترین عللی که منجر به ورود آدمی به عرصهء علم و هنر می شود فرار از زندگی روزمره است.

مثال زدن، فقط یک راه دیگر آموزش دادن نیست؛ تنها راه آن است.

حقیقت آن چیزی است که از آزمون تجربه، سربلند بیرون آید.

زندگی مثل دوچرخه سواری است. برای حفظ تعادل باید حرکت کنید.

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ] [ ۱:٥٠ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

آیا میدانستید که دانشمندان ثابت کرده اند که گل سرخ ترکیبی از بوی 40 نوع گل مختلف است؟

آیا میدانستید که اگر کلفتی تار عنکبوت به اندازه مغز یک مداد به هم تنیده میشد می‌توانست یک هواپیمای بویینگ سنگین وزن را تحمل کند؟


کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی


ادامه مطلب
[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ ] [ ٤:٤٠ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

آقای بیل دان ساکن سانفرانسیسکو ایالات متحده در سال ۱۹۹۴ پی به انرژی خاصی در خود برد
که با این انرژی می‌تواند بالانس اجسام را حتی به مقدار ناچیز حس کند.
او با این انرژی خود در این ۱۵ سال دنیا را با حیرت رو به رو کرده است.
ایشان می‌تواند سنگ‌های معمولی و با شیب و اندازه‌های مختلف را با کنترل اعصاب باور نکردنی روی هم سوار کند.
تصاویر گویا همه چیز می‌باشد و با کنترل اعصاب و حس کردن تعادل اجسام این حرکت را انجام می‌دهد

http://www.2dayjoke.com/group/18/16.jpg

کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی


ادامه مطلب
[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ ] [ ٤:۳۸ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

۲۵۰۸۱۳۸۷

این پست را به دو قسمت تقسیم کردم و قسمت بعدی را فردا منتشر خواهم کرد تا طولانی شدن آن باعث نشود شما آن را نصفه و نیمه بخوانید. قبلآ راجع به چنین پست هایی اینجا بحث کرده‌ایم ، چند دقیقه‌ای که دقیق خواندن این پست وقت شما را خواهد گرفت شاید برایتان بعدآ هزاران دقیقه‌ی شاد و سرشار از موفقیت به ارمغان بیاورد ، اگر باور ندارید مشکل از شماست!

تا به حال فکر کرده‌اید چرا عده‌ای در انجام کاری موفق می‌شوند و عده‌ی دیگری در انجام همان کار شکست می‌خورند؟ به راستی رمز این موفقیت چیست که عده‌ای به آن می‌رسند و عده‌ای تا آخر عمر انتظار آن را می‌کشند؟ برای پاسخ دادن به این سوال باید ببینیم افراد موفق و ناموفق چه تفاوت هایی با هم دارند.

در زیر هفت تفاوت مهمی که افراد ناموفق با افراد موفق دارند را با هم بررسی می‌کنیم:

۱- آنها معنی صحیح موفقیت را نمی‌دانند: «نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود.» شما در مورد موفقیت چه فکر می‌کنید؟ به نظر شما موفقیت ذاتی است یا اکتسابی؟ جوابی که هر کس به این سوال می‌دهد تا حد زیادی بیانگر شخصیت و به نوعی عامل اصلی بودن او در موقعیتی که در حال حاظر دارد است خواه موققیت و رضایت از زندگی باشد خواه شکست و نارضایتی.

در مورد موفقیت سه باور عمومی وجود دارد:

موفقیت شانسی است: عده‌ای معتقد‌اند موفقیت شانسی است. اگر شما فکر کنید موفقیت شانسی است چقدر برای کسب آن تلاش می‌کنید؟ مسلم است هرگز!

اگر رفتار خود و دیگران را زیر نظر بگیرید خواهید دید که ما برچسب «شانس» را فقط به اجناس دلخواه خودمان می‌چسبانیم. به عنوان مثال دقت کنید مردم اکثرآ موفقیت های دیگران و شکست های خود را تقصیر شانس می‌اندازند.

مثلآ وقتی فاطمه خانم می‌فهمه پسر اکبر آقا کار و بارش حسابی گرففته و ماشین مدل بالا سوار می‌شود و… می‌گوید «خدا شانس بده!» ، «ما که از این شانس ها نداریم!» ولی اینکه این بیچاره چقدر برای کسب موفقیت تلاش کرده اصلآ در نظر گرفته نمیشه و «شانس» می‌شود تنها عامل کسب تمام این موفقیت ها.

اما اگر دختر همان فاطمه خانم دانشگاه قبول شود عامل شانس به کلی کنار گذاشته شده و علت کسب این موفقیت تلاش شبانه روزی ، هوش و ذکاوت ، استعداد و نبوغ دختر گلشان است.

پس باور کنید که شانس خوب فقط یک فرصت برای رسیدن به موفقیت و شانس بد فقط یک اتفاق است.
عامل اصلی هر آنچه برای ما اتفاق می‌افتد فقط خود ما و آنچه انجام می‌دهیم است.

موفقیت ذاتی است: عده‌ای معتقد‌اند موفقیت ذاتی است و افراد موفق موفق زاده می‌شوند. این باور اگر خود را یک انسان فوق العاده موفق بدانید زیاد بد نیست و تا حدودی باعث پیشرفت شما می‌شود ولی اگر خود را یک انسان شکست خورده بدانید چه طور؟ بهتر است برای کسب موفقیت تلاش کنید یا برای دوباره متولد شدن؟

موفقیت اکتسابی است: این بهترین اعتقادی است که می‌توان نسبت به موفقیت داشت. اگر شما ایمان داشته باشید که می‌توانید موفقیت را به دست آورید بعد از کسب موفقیت اول دومی را هم به سرعت به دست می‌آورید و سومی… و همین طور موفقیت های بعدی را. یعنی موفقیتی نا‌محدود کسب خواهید کرد! همچنین اگر در این میان شکست بخورید با انرژی و پشتکار دوباره خودتان را بالا می‌کشید.

«شانس تو را موفق ‌نمی‌کند این تویی که شانس را به موفقیت تبدیل کنی.»
(Kevin Geary)

۲- آنها معنی صحیح شانس را نمی‌دانند:همان قدر که درست ندانستن معنای صحیح موفقیت باعث ایجاد مشکلاتی در زندگی می‌شود ندانستن معنای صحیح شانس هم از موفقیت جلوگیری می‌کند. عده‌ای فکر می‌کنند شانس حتمآ موفقیت به همراه دارد این افراد همیشه منتظر اتفاقی خارق العاده هستند در حالی که شانس های زیادی را بدون اینکه بدانند از بین می‌برند.

عده‌ای شانس را فقط یک احتمال برای موفقیت می‌دانند این افراد اگر معتقد باشند موفقیت اکتسابی است شاید تلاشی برای تبدیل شانسشان به موفقیت بکنند در غیر این صورت هیچ !

عده‌ای شانس را یک سرعت دهنده به عمل رسیدن به موفقیت می‌دانند ولی همواره بدون شانس هم کار خود را جلو می‌برند این افراد همیشه موفق تر از دیگران هستند و جالب این جاست که همیشه افراد موفق پشت سر هم شانس می‌آورند! آیا فکر نمی‌کنید این فقط شانس نیست؟ چرا افراد نا‌موفق هر روز بیشتر از پیش به دردسر می‌افتند؟

۳- آنها معنی صحیح تلاش را نمی‌دانند: یک کارخانه را در نظر بگیرید ، خیلی ها می‌گویند کارگر ها خیلی بیشتر از مدیران کار می‌کنند. این تمامآ به طرز تفکر فرد نسبت به «تلاش» بستگی دارد. دو مورد زیر را در نظر بگیرید:

- تلاش فیزیکی
- تلاش فکری

مدیر کارخانه پشت میز میشینه ، کت و شلوار می‌پوشه و از هوای مطبوع دفترش لذت می‌بره اما این ابدآ دلیل بر اینکه کمتر از آن کارگر کار می‌کند نیست بلکه فقط نوع کار این دو با یکدیگر فرق می‌کند. قبول نکردن این امر مثل اینه که بگویید کسی که از کارش لذت نمی‌برد باید حقوق بیشتری از کسی که از کارش لذت می‌برد بگیرد ، آیا منطقی است؟

کسی که مدیر یک کارخانه است خیلی بیشتر از کارگر کارخانه می‌ارزد (از نظر مالی) ، چرا؟ چون کارگر فراوان است اما کسی که بتواند میلیارد ها تومان سرمایه را مدیریت کند و به سوددهی برساند نه!

نا گفته پیداست که اگر همان مدیر پشت میز نشین کارش را انجام نمی‌داد آن کارگر هم شغلی نداشت ،شما می‌خواهید کدام طرف ماجرا باشید؟ تمام مردم دنیا آرزو داشته‌اند موفق و ثروتمند باشند اما چند نفر به آرزویشان رسیده‌اند؟

به نظر شما مدیر آن کارخانه درباره‌ی شانس و موفقیت چه فکر می‌کند؟ کارگر کارخانه چطور؟

[ ۱۳۸۸/۱۱/٦ ] [ ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

لیاقت و شجاعت

 

ü  کسی که شهامت لازم برای پای بندی و مقید بودن به هدف خود را دارد و هر سختی ای را برای رسیدن به آن تحمل می کند و پشتکار لازم برای تحمل هر نوع ناملایمی را دارد . می تواند تمام افکار خود را عملی کند و در حقیقت تفاوت زیادی بین فکر و عمل او وجود ندارد ، به دست گرفتن رهبری یک گروه یا شرکت برای این شخص ، یکی از ساده ترین کارهای دنیاست .

 

ü  اگر در ذهن خود ، گمان می کنید که شجاع نیستید ، برای خود وقتی در نظر بگیرید و این تعریف ضعیف کننده ، بازدارنده و محدودکننده را هر چه سریع تر از ذهن خود پاک کنید ، اولین کار لازم تلفیق است . مانند یک هنرپیشه نقشی را ایفا کنید که در تصورات خود دوست دارید باشید ، با شهامت و شجاعت زیاد .

 

ü    شجاعت پایه ی هرم صفات انسانی است ، زیرا این صفت تکیه گاه صفت های دیگر است .

 

ü    تعداد افرادی که جسارت و شهامت آن را داشته باشند که برای تغییر شرایط خود قدم بردارند ، کم است ، خیلی کم

 

ü  یکی از اصلی ترین موانع صفت شجاعت ، غرور است ، غرور برای شجاعت یک چاقوی دو لبه است . گاهی اوقات غرور موجب می شود فرد تاب و تحمل شکست خود را نداشته باشد و به این ترتیب از هر نوع ریسک پرهیز می کنند . زمانی که غرور تبدیل به شخصیت می شود ، فرد برای حفظ و ارتقای شخصیت خود ، دست به ریسک های لازم جهت پیشرفت خود می زد و عاقلانه و در موارد نیاز مخاطره می کند . هر کجا که پیشرفتی چشمگیر را در شرکت یا سازمانی می بینیم ، می توانیم مطمئن باشیم که رهبر آن سازمان از شجاعت بسیار بهره مند است ، زیرا چنین پیشرفتی مستلزم گرفتن تصمیم های شجاعانه است . در بسیاری از موارد رهبران کارآمد هیچ نوع وجه مشترکی با همدیگر ندارند ، اما یک صفت هست که در همه ی آنها وجود دارد : آنها از خطر کردن نمی ترسند و همگی شجاعند . شجاعت یعنی بهتر انجام دادن کارها ، نه سرهم کردن و ماست مالی کردن آنها !

 

ü  شجاعت به معنای احتیاط نکردن نیست . شجاعت یعنی انجام کاری که از آن می ترسیم . یعنی بیرون آمدن از فضای گنگ و رفتن به سوی قلمروهای جدید .

 

ü  رهبران بزرگ می دانند که با مردم چه طور برخورد کنند ، چه طور صحبت کنند و چه طور با آنها تا کنند و قدرت این را دارند که افراد را با یکدیگر سازگار کنند تا با همدلی بیشتر با یکدیگر کار کنند . در عین حال اگر لازم باشد ، موضع قاطع خود را نیز ، با تمامی مخالفت ها ابراز می کنند . رهبری که شجاع باشد ، موجب می شود پیروانش نسبت به فرامین او متعهد و غیرتمند شوند و اشخاص را وامی داردند تا عمل درست را انجام دهند . ترس دست و پای هر رهبری را می بندد و او را دیر یا زود از رهبری خلع خواهد کرد .

 

ü    از این که زندگی تان تمام شود ، نترسید . از این بترسید که زندگی را هیچ گاه آغاز نکرده باشید .

 

ü  ترس مانع انجام کارهای بزرگ است و بزرگ ترین فایده ی شجاعت و شهامت این است که درهای پیشرفت و افق های جدید را به روی شما می گشاید . شجاعت آینده ی بهتری برای شما می سازد . ترس و تردید را از خود دور کنید و از موقعیت های نادر زندگی استفاده کنید و با شهامت به سمت آینده حرکت کنید . هر بار که در برابر ترس مقاومت کنید ، شهامت و اعتماد به نفس تان تقویت می شود .

 

ü  برای تقویت شهامت خود باید کمی خطر کنید ، لازم نیست دست به کارهای محیرالعقول بزنید ، کارهایی که به شما اعتماد به نفس و شجاعت می بخشند ، ساده تر از این هستند که گمان می کنید .

 

ü  در برابر جمع سخن بگویید ، با چیزهایی که شما را می ترساند مقابله کنید ، مثلاً از تاریکی می ترسید ، چند ساعتی را در یک اتاق تاریک بگذرانید ، از بلندی می ترسید ، به استخر بروید و هر بار یک گام به سمت قسمت عمیق نزدیک تر شوید و ...

 

ü  ممکن است در زندگی خود تاکنون گامی بلند برنداشته باشید ، با مشورت همسر و چند فرد با تجربه کاری را که تاکنون دلتان می خواسته اما از درگیر شدن با آن هراس داشته اید را سبک و سنگین کنید و در صورت معقول بودن ، با تمام قوا دست بکار شوید .

 

ü  انسان های با کفایت و لیاقت برای تلاش حد و مرزی نمی شناسند . هر قله ای را که فتح کنند ، اولین چیزی که به ذهن شان خطور می کند این است : قله ی بلندتر بعدی کجاست ؟

 

ü    همه ی انسانهای بالیاقت ، پیوسته در جستجوی راه هایی هستند که رشد کنند و به شخصیت خود ادامه دهند .

 

ü  کسانی که چگونگی کار را میدانند بیکار نمی مانند اما کسانی که چرایی کار را می دانند ، قطعا ً رهبر همان کار می شوند .

 

ü  کار خوب و با کیفیت ، تصادفی نیست ، اراده ی مصمم تلاش صادقانه و اجرای ماهرانه است که کار خوب را ثمر می دهد . اشخاصی که پیگیر هستند و برای رسیدن به هدف خود سماجت از خود نشان می دهند ، می توانند از به بار نشستن زحمات خود مطمئن باشند

 

ü  زمانی که میکل آنژ پرسیدند : (( چرا با وجود این که کسی تو را در این گوشه ی تاریک کلیسا نمی بیند با این همه دقت و پشتکار کار می کنی ؟ )) جواب داد : (( خدا که خواهد دید )) .

 

ü  (( ولش کنید ، ببینیم چه پیش می آِد )) عبارتی است که کم تر رهبری از آن استفاده می کند . آنها هر روز باید کار مربوط به آن را تمام کنند .

 

ü  یادتان باشد ، شخصیت ما ، به معیارهایی بستگی دارد که در ذهن مان جا داده ایم . صادقانه بگویید ، آخرین باری که کاری را با تمام وجود خویش انجام دادید و کسی جز خود شما از آن خبر نداشت ، کی بود ؟

 

ü  رهبران خودب و با لیاقت فقط به عملکرد عالی خود اکتفا نمی کنند ، بلکه به همکاران و کارمندان خود نیز انگیزه می دهند . تکیه کردن به مهارت های خود کافی نیست ، رهبران کارآمد مهارت ، کفایت ، لیاقت و شجاعت را با هم در می آمیزند تا سازمان خود را به بالاترین سطح ترقی و تعالی برسانند .

 

ü    وقتی که پای انجام کار به میان می آید ، شما جزو کدام دسته از افراد زیر قرار می گیرید ؟

 

Ø      کسانی که می دانند چه کار بکنند .

Ø      کسانی که خود ، کار را خلق می کنند .

Ø      کسانی که میتوانند کاری خلق کنند که کارساز باشد .

 

ü  شما جزو کدام دسته هستید ؟ اهل اجرای کار هستید ؟ اهل خلق کار جدید هستید ؟ مرد عبور از بحران و مشکلات هستید ؟ متفکرید و کارسازی می کنید ؟

 

ü  هیچ کس بدون هدف مشخص قادر به پیشرفت نیست . به اندازه ی کافی تحقیق و تفحص کنید تا برای بهبود مهارت های خود راه های مناسبی پیدا کنید و آن وقت در صورت لزوم برای گذر از این راه ها وقت و پول صرف کنید . اگر تاکنون با تمام وجود وقت خود را صرف کار خود نکرده اید ، اکنون دل به کار بدهید . از همین الان شروع کنید . بگردید ببینید چرا تا به حال کار خود را دوست نداشته اید ؟ آیا امیدی به پیشرفت نیست ؟ درآمدتان کافی نیست ؟ آیا ... ریشه ی مشکل را پیدا کنید و در صدد حل آن باشید .

 

ü  عملکرد خود را مرور کنید ، اگر عالی نیست ، عملکردتان را می توانید بی نتیجه فرض کنید . کار خوب از شما انتظار نمی رود . عملکرد شما باید عالی باشد . اگر کارها را سمبل می کنید ، هیچ وقت پیشرفت نخواهید کرد . از همین امروز از سمبل کاری دست بردارید .

 

ü  مرزهای اخلاقی خود را سعی کنید بشناسید و آنها را تعالی ببخشید . بی هدف و بی حوصله در جا نزنید و آب در هاون نکوبید ، کار خود را عالی ، با لیاقت و با شهامت به اتمام برسانید .

[ ۱۳۸۸/۱۱/٦ ] [ ٩:۳٧ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]
[ ۱۳۸۸/۱۱/٥ ] [ ٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

چند شب پیش شاهد پخش مجدد فیلم مستند راز (The Secret)محصول سال 2006 استرالیا  از سینما و ماورا (شبکه چهارم سیما) بودیم. در این فیلم از رازی صحبت میشود که با عمل به آن میتوان دست به انجام کارهایی زد که شاید از نظر دیگران غیر ممکن به نظر برسد.

خودتان را با آن چیزی که آرزو دارید تصور کنید. (تمام مذاهب ، فیلسوفان ، حکما و... نیز همین را گفته اند.) این راز میگوید چیزی وجود ندارد که شما نتوانید باشید یا انجام بدهید یا داشته باشید. هر چه بیشتر از این راز استفاده کنید بیشتر آن را درک میکنید.

در این فیلم دکتر جان دمارتینی(فیلسوف)، دکتر فرد آن ولف (فیزیکدان کوانتوم) ، باب دویل (نویسنده) ، بیل هریس ( روانشناس) ، دکتر جان هگلین (فیزیکدان کوانتوم) ، جیمز آرتور ری (فیلسوف) ، نیل دونالد والش (نویسنده) و ... از این راز صحبت می کنند.

و اما آنچه در مورد این راز گفته میشود:

همه ما با نیروی کاملاً یکسانی زندگی میکنیم. با یک قانون: قانون جاذبه.

این قانون میگوید: هرچیزی را که وارد زندگیمان میشود را خودمان جذب کرده ایم.تمام چیزهایی را که در ذهنمان می گذرد را خودمان جذب میکنیم. قانون جاذبه اهمیتی نمیدهد که شما چه چیزی را میخواهید و چه چیزی را نمیخواهید. حتی وقتی به چیزی فکر میکنید یا نگاه میکنید که آن را نمیخواهید و با آن مخالفت میکنید آن را به طرف خودتان جذب میکنید. در آن موقع قانون جاذبه در حال عمل است.

هر چیزی را چه ببینید چه به خاطر آورید و چه تصور کنید ، هر چیزی که روی آن متمرکز شوید را به سوی خود جذب میکنید. و هرگاه این تمرکز همراه با احساسات شدید باشد جذب آن سریعتر خواهد بود.

مراقبت از افکار کار سختی به نظر میرسد اما احساساتمان به ما کمک میکند که بفهمیم که به چه فکر میکنیم. هرچه موقع فکر کردن احساس بهتری داشته باشید این احساس خوب باعث میشود که جهتگیری شما در زندگی بهتر باشد و در زندگی روزمره افکاری را پدید می آورید که زندگی بهتری را در آینده برایتان رقم میزند.

هر چه احساس بهتری داشته باشید چیزهای خوب را بیشتر جذب میکنید که باعث میشود بالاتر و بالاتر بروید.

به یک چیز زیبا فکر کنید. به یک موسیقی زیبا گوش کنید تا احساس خوبی پیدا کنید. وقتی نسبت به چیزی احساس عشق میکنید آن احساس اینقدر بزرگ است که میتواند برایتان خوشبختی را به ارمغان بیاورد.

چرچیل: شما جهان خود را می سازید همانطور که در آن پیش میروید.

زندگی می تواند کاملاً رؤیایی باشد و اینطور خواهد بود اگر شما از این راز استفاده کنید.

جهان هستی مثل غول چراغ جادوست. غول چراغ جادو فقط میگوید: فرمانبردارم سرورم و همیشه فقط همین حرف را تکرار میکند. پس کافیست که شما فقط آن چیزی را که دوست دارید طلب کنید تا غول چراغ جادو به شما بگوید فرمانبردارم سرورم و خواسته تان را برآورده کند. پس اگر دانسته یا ندانسته در مورد چیزی که نمیخواهید یا دوست ندارید ، حرف بزنید یا گله و شکایت کنید یا احساس ناراحتی کنید غول چراغ جادو باز هم میگوید:فرمانبردارم سرورم و همان رابرایتان فراهم میکند.

آرزو کن ، بطلب ، ایمان داشته باش ، دریافت کن.

آن چیزی را که میخواهید طلب کنید.( اکثر ما به خودمان اجازه نمیدهیم آن چیزی را که واقعاً دلمان میخواهد طلب کنیم.) کائنات به افکارشما پاسخ میدهد. برای دریافت شما باید خودتان را با آن چیزی که میخواهید همجهت کنید یعنی قدردان باشید و برای دریافت آن شور و اشتیاق داشته باشید.

اکثر افراد افکارشان را به عکس العمل نشان دادن به چیزی که وجود دارد صرف میکنند.(اگر به آن چیزی که هست نگاه کنید و حتی اگر آن را نخواهید یا از آن ناراضی باشید)و به آن فکر کنید، قانون جاذبه دوباره همان چیز را به شما میدهد.

بودا: هر آنچه هستیم نتیجه افکاری است که داشته ایم.

اگر به جای شکایت برای چیزهایی که دارید قدردانی کنید احساس بهتری پیدا میکنید و این باعث جذب چیزهای بهتری به سمتتان میشود.

وقتی چیزی را تجسم میکنید آن را پدید می آورید. پس موقع تجسم همیشه روی نتیجه پایانی متمرکز شوید. وقتی خود را در موقعیتی که دوست دارید تصور میکنید ، دیگر احساس نمیکنید که به آن چیز نیاز دارید بلکه احساس میکنید که آن چیز را دارید و آن احساس باعث مشود که کائنات همان موقعیت را برایتان پدید آورد.

اگر به دنبال حس لذت درونی ، بینش درونی و آرامش درونی بروید بقیه چیزها برایتان پدیدار میشود.

شما تنها کسی هستید که زندگیتان را می آفرینید چون هیچ کس دیگر نمیتواند برای شما فکر کند.این کار تحت کنترل خود شماست. اگر چیزی را که می بینید ٬ میخواهید در مورد آن بنویسید ، راجع به آن با دیگران حرف بزنید ، به آن فکر کنید و روی آن تمرکز کنید ولی اگر آنرا نمیخواهید در موردش با کسی حرف نزنید ، توجهتان را منحرف کنید.

کارل لی یونگ: با هر چه مقابله کنید ایستادگی میکند.

منابع بیشتری از آنچه که ما بخواهیم وجود دارد. بیشتر از آن چیزی که تصور کنیم خوبی ، عشق ، لذت و... هست که به همه برسد. اگر میگوییم دچار کمبودیم به خاطر آن است که بینش خود را گسترش نمیدهیم.

اگر جز بهترین را نپذیرید اغلب اوقات همان بهترین را دریافت میکنید.

آیا نتایجی را که به حال گرفته اید شایسته شما هستند؟

هنری فورد: چه فکر کنید که میتوانید و چه نمیتوانید در هر صورت حق با شماست.

ما منبع بی پایانی هستیم از احتمالات قابل ظهور و قدرت خداگونه ای برای عینیت بخشیدن به خواسته هایمان داریم.

هدف اصلی زندگی احساس و تجربه لذت است. شادی درونی جوهره موفقیت است. به دنبال خوشی خودتان بروید. خودتان را با چیزهایی که آرزو دارید تصور کنید.

دوک النیگتون: اگر چیزی دلم را نلرزاند هدفم نیست.

تصمیم بگیرید که چه میخواهید بعد روی آن تمرکز کنید. این فرآیند خلقت است. از لحظه ای که شروع میکنید به درست فکر کردن چیزی وجود دارد که شما را هدایت میکند و جهت را نشان میدهد.

بخواهید بهترین باشید. با لذت زندگی کنید. هیچ چیز از گذشته شما نمیتواند حق ویژه زندگی شاد شما را انکار کند و هیچ چیز در آینده نمیتواند به غیر از لذت و شادی را برایتان به ارمغان بیاورد.

یاد بگیرید فقط عالیترینها و بهترین ها را در تجارب و امور روزمره پیدا کنید. آنها را بارور کنید ، در موردشان فکر کنید بعد منتظر ادامه و وقوع آنها باشید.

چیزی نیست که شما بخواهید انجام بدهید بجز همان چیزی که خودتان میخواهید انجام بدهید.

[ ۱۳۸۸/۱۱/٥ ] [ ٥:۳۳ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

قبل از هر کس خودم خطاب این جریانی هستم که برایتان بازگو میکنم
آزمایشی را در « هاروارد یونیورسیتی » انجام دادند :80 پیرمرد و 80 پیرزن را انتخاب
کردند . یک شهرک را به دور از هیاهو مانند با 40 سال پیش ساختند . غذاهای 40 سال پیش
در این شهرک پخته میشد . خط روی شیشه های مغازه ها ، فرم مبلمان ، آهنگها ، فیلم های
قدیمی ، اخباری که از رادیو و تلویزیون پخش میشد ، را مطابق با 40 سال قبل ساختند . بعد
این 160 نفر را از هر نظر آزمایش کردند :تعداد موی سر ، رنگ موی سر ، نوع استخوان ،
خمیدگی بدن ، لرزش دستها ، لرزش صدا ، میزان فشار خون ... بعد این 160 نفر را به
داخل این شهرک بردند ، بعد از گذشت 5 الی 6 ماه کم کم پشتشان صاف شد ، راست می ایستادند
، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بین رفت ، لرزش صدا خوب شد ، ضربان قلب مثل افراد جوان
، رنگ موهای سر شروع به مشکی شدن کرد ، چین و چروکهای دست و صورت از بین رفت ...علت چه بود ؟
خیلی ساده است . آنها چون مطابق با 40 سال پیش زندگی کردند ، باور کرده بودند 40 سال جوانتر شده اند .
انسانها همان گونه که باور داشته باشند می توانند بیندیشند . باورهای آدمی است که در هر لحظه
به او القا میکند که چگونه بیندیشد . اصولا فرق بین انسانها ، فرق میان باورهای آنان است . انسانهای
موفق با باورهای عالی ، موفقیت را برای خود خلق میکنند. انسانهای ثروتمند ، باورهای عالی و
ثروت آفرین دارند که با اعتماد به نفس عالی خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال کسب ثروت
میروند و به لحاظ باورهای مثبتشان به ثروت مطلوب خود میرسند . قانون زندگی قانون باورهاست
. باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگ است . توانمندی یک انسان را باورهای او تعیین می کند .
انسانها هر آنچه را که باور دارند خلق میکنند . دستاوردهای شما را در زندگی باورهای شما میسازند .
زیرا باورها تعیین کننده کیفیت اندیشه هاست و اندیشه ها عامل اولیه اقدامها و اقدامها عامل اصلی

[ ۱۳۸۸/۱۱/٥ ] [ ٥:٢۳ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

 

آقا گمانم من شما را دوست...

 

- زندگی همیشه درسهای آموزنده ی و فراوانی به ما می دهد ، آموختن و به کارگیری این درسها به وجود ما بستگی دارد .

 

- سراسر زندگی دیگران و نیز سراسر زندگی خود من ، برای من درس است .

 

- داشتن ابتکار و درک هر مطلبی ، مهم تر از انبار کردن علوم است. «انیشتین »

 

- هر علمی بدون شک ، نتیجه ای در پی خواهد داشت ، پس باید همواره مراقب کاری که می کنیم باشیم .

 

- تجربه بهترین آموزگار است به شرطی که ما هم دانش آموز خوبی باشیم .

 

- نتیجه تحصیل باید متحول کردن شخصیت فرد و روشن کردن مفهوم زندگی برای او و دیگران باشد .

 

- تصمیم گیرنده نهایی در زندگی خود شما هستید ، این شما هستید که تصمیم می گیرید کدامیک از مسائلی که در زندگی رخ می دهد «صحیح است» و کدامیک «غلط است» ، کدامیک «مفید است» و کدامیک «مضر ».

 

- شناختن واقعی خود یعنی «اکتشاف» هر کس خود را اختراع می کند و عده ی بسیار کمی هستند که خود را کشف می کنند .

 

- آوایی که از اعماق وجودمان می شنویم ، روح امیدوار را مأیوس نخواهد کرد. شکسپیر

 

- بهترین توصیه و نصیحت به فرزندان این است که ابتدا آنها را کشف کنید ، سپس آنها را راهنمایی کنید .

 

- غیر قابل درک ترین چیز در این جهان این است که تصور کنیم آن چیز قابل درک است.   «انیشتین »

 

- تنها کسانی پاک و مقدس اند که صدای خدا را در قلب خود بشنوند و بر زبانشان جاری کنند .

 

- من عاشق پروردگارم ، زمانی که خداشناسی را شروع می کنید ، او را از همه زیباتر و مهربانتر خواهید یافت .

 

- مذهب من سفارش و تمجید فروتنانه از آن روح عظیم ولایتناهی است که خود را در جزیی ترین ذرات در جهان هستی نشان می دهد تا ما قادر باشیم با ذهن و اندیشه ی نارسای خود آن را درک کنیم.   اینشتین

 

- آگاهی و معرفت اکتسابی نیست ، ما باید خودمان آن را به تنهایی و در یک سفری که کسی ما را همراهی

 

  نمی کند ، کشف کنیم .

 

- مهم تر از علمی که برای کسب حقایق به کار می رود ، کشف راههایی است که با آن بتوانیم در مورد آن حقایق ، تفکر و اندیشه کنیم .

 

- تنها خوبی موجود در جهان ، علم و معرفت و تنها شر و زشنی در جهان جهل و نادانی است.   «سقراط »

 

- عشق به خود پایه و اساس سایر عشق ها است .

 

- از هر امکانی برای ترقی ، یادگیری و پیشرفت خود بهره برداری کن .

 

- زندگی بسیار کوتاه است و درسهای زیادی وجود دارد که باید آموخته شود ، کسانی که همه چیز را به تأخیر می اندازند بازنده هستند .

 

- هر روز ، تجربه های جدیدی در انتظار شماست ، هستی همیشه نو و تازه است ، به طوری که هرگز چیزی را دوبار تجربه نمی کنید .

 

- تجربه ، علم کاربردی است ، پس تجربه کن و زندگی خود را به یک کلاس علمی تبدیل ساز .  

 

- اگر در برابر شر مقاومت کنید ، به زوری ناپدید خواهید شد و شما آسوده خواهید شد .

 

- جسم خود را نیز مانند روح خود همواره قوی و نیرومند نگه دار .

 

- زندگی پر از ماجراهای جالب و هیجان انگیز است ، هرگز شانس خود را برای یافتن آنها از دست ندهید.   «جرج برناردشاو »

 

- خود تان را باور کنید و بپذیرید ، اگر بتوانید خودتان را قبول کنید ، بزرگترین راز زندگی را آموخته اید .

[ ۱۳۸۸/۱۱/۳ ] [ ۸:۳٩ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

حتما تا به حال اسم فیلم راز (The Secret) به گوشتان خورده است . فیلم راز فیلمی روایت‌ گونه و به صورت مصاحبه در مورد قانون جذب (Law of Attraction)  که در سال ۲۰۰۶ و به کارگردانی درو هریوت (Drew Heriot) ساخته شد و با استقبال چشم گیری توسط مردم روبرو شد .

جالب است بدانید که این فیلم برگرفته از کتاب راز نوشته ی راندا برن (Rhonda Byrne) می باشد . در واقع استارت ساخت فیلم مستند راز بلافاصله بعد از انتشار این کتاب زده شد .
کتاب راز در سال ۲۰۰۶ جزو پرفروش ترین کتاب های جهان قرار گرفت . نویسنده در این کتاب سعی می کند با ذکر دلایل مختلف  نشان دهد فکر و اندیشه مثبت ، تاثیرگذاری شگرفی در بهبود وضعیت جسمی و روحی انسان ها دارد . هم اکنون ترجمه فارسی کتاب راز را برای شما دوستان عزیز به صورت کتاب الکترونیک (pdf) آماده کرده ایم که می توانید رایگان و مستقیم دانلود و مطالعه نمایید .

 

این کتاب شامل بخش های زیر می باشد:

۱ – ماورای راز
۲ – پیشگفتار و سخنی از افشاگران راز
۳ – راز به زبان ساده
۴ – چگونه از راز استفاده کنیم
۵ – فرایندهای قدرتمند
۶ – راز پول
۷ – راز روابط
۸ – راز سلامتی
۹ – راز جهان
۱۰ – راز شما
۱۱ – راز زندگی
۱۲ – زندگینامه ها

- – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – -

نام کتاب : راز (The Secret)

نویسنده : راندا برن (Rhonda Byrne)

مترجم : ‌مهدی قراچه داغی

زبان : فارسی

تعداد صفحات : ۱۰۶ (۲۱۲ برگ)

فرمت کتاب الکترونیک : pdf.*

- – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – -

دانلود دانلود کتاب راز  -  MB 10.43

 

[ ۱۳۸۸/۱۱/۳ ] [ ۸:۱٩ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

مدیریت موثر زمان امری است که تقریبا همه ما خواهان آن هستیم. اما دستیابی به این هدف گاه دشوارتر از حدی است که در ابتدا به نظر می‌رسد

 

هنگامیکه در زمان مشخصی نمی‌توانیم به هدفی که می‌خواهیم برسیم دچار سرخوردگی و گاه خشم می‌شویم اما واقعیت این است که برای دستیابی به اهداف‌مان در حوزه مدیریت زمان، یادگیری و عمل به برخی راهکارها بسیار مفید خواهد بود. در مقاله حاضر به چند اصل مهم در این زمینه اشاره می‌کنیم

برای موفق شدن هوشمندانه بیندیشید

ایروین پولوک از نویسندگان نشریه بیزینس پرس در یکی از مقالات خود می‌نویسد: اگر مایلید بالاترین بازده را از سرمایه‌گذاری‌تان (تخصیص زمان) کسب کنید باید ترتیبی بدهید که تنها کارهایی را انجام دهید که به شما در دستیابی به اهدافتان کمک می‌کند. به عبارت دیگر تفکر هوشمندانه و سریع به شما کمک می‌کند در زمان مورد نظرتان به بالاترین میزان از اهداف خود دست پیدا کنید. برای این منظور استفاده از چند روش مفید خواهد بود.  

فهرست تهیه کنید

یکی از مهمترین جنبه‌های مدیریت زمان تهیه فهرست کارهای ضروری روز است. این کار باید اول صبح یا شب قبل انجام شود. البته بعضی از افراد فهرست را در دو نوبت یکی اول صبح و دیگری عصر، هنگام خروج از محل کار تهیه می‌کنند. با این روش آنها همواره در مسیر انجام کارهای ضروری خود هستند. هر گاه کاری انجام شد، کنار آن علامت بزنید. با نوشتن اهداف روزانه خود، نیازی نیست زمان ارزشمند خود را صرف فکر کردن به این موضوع کنید که باید اول چه کاری را انجام دهید

از جدول زمانی بهره ببرید

بسیاری از افراد پس از تهیه فهرست اولویت های کار روزانه، آنها را همراه با زمان شروع و پایان در جدول زمانی ثبت می‌کنند. در حال حاضر تعدادی از سایت‌های اینترنتی و نیز گوشی های تلفن همراه دارای چنین جداولی هستند و می‌توان آنها را طوری تنظیم کرد که در زمان مشخص به شما اطلاع دهند چه کاری را باید انجام دهید. البته اگر صرفا از این وسائل الکترونیکی استفاده کنید به آنها وابسته می‌شوید و اگر روزی خراب شوند برنامه‌تان بهم می‌ریزد. بهتر است به شکل مکتوب جدول زمانی را در اختیار داشته باشید یا یک کپی از برنامه دیجیتالی را در رایانه‌ای دیگر قرار دهید.

اختلال‌ها را حذف کنید

اختلال‌های محیطی یکی از بزرگ‌ترین عوامل هدر رفتن زمان هستند. زنگ زدن تلفن، سوال‌های همکاران، صداهای محیط کار و ... جز این عوامل هستند. دقت کنید عوامل اختلال برای شخص شما کدام‌ها هستند از این طریق بهتر می‌توانید آنها را حذف کنید. برای مثال اگر بیش از حد تماس تلفنی دارید، تلفن را طوری تنظیم کنید که روی پیغام‌گیر برود. اگر همکاران در کارتان اختلال بوجود می‌آورند در اتاق خود را ببندید و موضوع را با آنها در میان بگذارید، گاه ادامه کار و حذف اختلال‌ها بسیار مشکل است اما اگر این اختلال‌ها را به حداقل برسانید، احتمال دستیابی به اهداف افزایش خواهد یافت.

حد زمانی تعیین کنید

تعیین محدوده زمانی برای انجام هر کار در روز بسیار مفید است. تحقیقات نشان می‌دهد تخصیص مدت معین برای هر کار به شما کمک می‌کند تنها بر کاری که در حال انجام آن هستید تمرکز کرده و تلاش کنید کار را در همان محدوده پایان دهید.

به یاد داشته باشید که مدیریت زمان برای همه افراد شکلی یکسان ندارد و باید آموخته شود. برای مدیریت موثر زمان باید تمرین کنید اما این تلاش ارزشمند خواهد بود زیرا انجام کارهای ضروری طبق برنامه و در مدت از پیش تعیین شده باعث می‌شود روز را بدون استرس بگذرانید. پایان روز از اینکه به تمام کارهایتان رسیده‌اید احساسی خوشایند خواهید داشت.

نکته آخر این که جدول زمانی انجام کارها را منعطف تنظیم کنید. اختلال‌ها و رویدادها بطور اجتناب‌ناپذیر رخ می‌دهند و اگر برای هر دقیقه از زمان برنامه بریزید بدون شک قادر به انجام تمام کارهای برنامه نخواهید بود. مدیریت موثر زمان یک روند است و هر چه بیشتر در آن تمرین کنید ماهرتر خواهید شد.

[ ۱۳۸۸/۱۱/۳ ] [ ٧:٢٤ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

متخصصان یکی از مهمترین و شایع ترین علت شلی و چروک زودرس پوست و ریزش مو را رژیم های غذایی نامناسب می دانند. موی سالم برای رشد به انواع ویتامین ها و عناصر معدنی و املاح خونی احتیاج دارد.

همچنین کمبود بعضی از ویتامینها و املاح سلامتی پوست را به مخاطره می اندازند و باعث بیماری یا پیری زودرس پوست می شوند. داشتن پوست و موی سالم خواسته هر کسی است، بسیاری از افراد برای سلامتی پوست و موی خود هزینه های بسیاری را می پردازند و برای جلوگیری از ریزش و سفید شدن زودرس مو و همچنین جلوگیری از ایجاد چین و چروک و از بین رفتن افتادگی و خشکی پوست خود دست به هر اقدامی می زنند غافل از این که با کمترین هزینه و تنها با رعایت یک رژیم غذایی سالم، متنوع و متعادل می توانند به این خواسته دست یابند.

تغذیه نامناسب
افرادی که به علت ناآگاهی، رژیم غذایی مناسب و علمی را مورد توجه قرار نداده و با استفاده از یک برنامه غذایی غلط به دنبال افزایش و یا کاهش وزن خود هستند، زیان های دیگری را به بدن خود بخصوص پوست و مو وارد میکنند.
دکتر ضیاءالدین مظهری فوق تخصص تغذیه و رژیم درمانی می گوید: «استفاده از برنامه های غلط غذایی ناشی از ناآگاهی مردم است. این افراد خیلی زود تحت تأثیر تبلیغات قرار می گیرند. در حالی که مسئله حفظ سلامتی پوست و مو و بطور کلی تمام بدن در گرو استفاده بهینه از یک تغذیه متناسب، متعادل و متنوع است چرا که هر فردی نیازهای خاص جسمانی دارد که از طریق آزمایش و مشخص شدن کمبودها در بدن وی می توان یک رژیم مناسب را برای او تجویز کرد.»


به گفته محققان افرادی که بطور متناوب دچار افزایش یا کاهش وزن می شوند و یا بطور مکرر رژیم غذایی گرفته و سپس ترک رژیم می کنند، پوست بدن و صورت شان شل شده و به چروک زودرس مبتلا خواهند شد و ریزش شدید مو در این افراد دیده می شود. بنابراین پزشکان و متخصصان پوست و مو بر لزوم بهره گیری از یک رژیم کامل غذایی که در برگیرنده تمام ویتامین ها و املاح و مواد معدنی باشد، تأکید دارند. رژیم های غذایی باید زیر نظر متخصصان تغذیه صورت گیرد و به نحوی تنظیم شود تا مواد لازم برای رشد مو و سلامت پوست در آنها گنجانده شده باشد زیرا رژیم های سنگین باعث ریزش مو، اختلال در رنگ دانه های پوست، تیرگی و بزرگ شدن روزنه های پوست می شود.

یک رژیم غذایی متعادل یکی از الزامی ترین عوامل برای رشد خوب در موها و حفظ سلامت پوست است اما رژیم های غذایی فقیر می توانند باعث به خطر افتادن سلامتی پوست و مو به عنوان دو عنصر مهم در زیبایی شوند.

رژیم متعادل
برای آن که همواره موها و پوستی درخشان و سالم داشته باشید باید از یک رژیم غذایی متعادل پیروی کنید.

بطور کلی ویتامین ها و املاح برای عملکرد صحیح هر یک از اندام های بدن از جمله پوست و رشد مو لازم است.
دکتر مظهری استاد دانشگاه در این باره توضیح می دهد: «در یک رژیم غذایی مناسب باید تمامی 
۱۳ نوع ویتامین که شامل چهار نوع محلول در چربی و ۹ ویتامین محلول در آب، ۱۶ ماده معدنی و ۲۰ اسیدآمینه و تعداد زیادی ترکیبات شیمیایی ثانویه گیاهان و فیبرهای محلول و نامحلول وجود داشته باشد. در صورتی که در تأمین این نیازها تعادل برقرار نشود، آثار آن به صورت تغییراتی در جسم، فکر و اندیشه ظاهر می شود.»
دکتر صابر همدانی با اشاره به ضرورت چنین رژیمی در حفظ سلامتی پوست و مو تأکید می کند: «برای جلوگیری از وارد شدن آسیب به پوست و مو باید مواد لازم مثل روی و آهن در رژیم های غذایی در نظر گرفته شود. رژیم غذایی غنی از سیلیس، کلسیم و آهن از ریزش مو جلوگیری می کند یا آن را کاهش می دهد. میوه ها نیز به دلیل دارا بودن املاح و مواد معدنی تأثیر بسزایی را در سلامت پوست و مو دارند. میوه ها سرشار از کلسیم، فسفر، سدیم، منیزیم و آهن بوده و برای تأمین رشد و استحکام پوست و مو بسیار مؤثر هستند.»


سلامت مو
به گفته متخصصان پوست و مو، مصرف کم مواد غذایی مناسب و میوه ها از مهمترین علل ریزش مو محسوب می شود. بر این اساس افرادی که عمدتاً برای پیشگیری از چاقی و یا افزایش وزن از رژیم های غلط غذایی که پایه آنها براساس مصرف نکردن میوه و غذاهای سرشار از پروتئین، مواد قندی و نشاسته است، پیروی می کنند با عوارضی مثل ریزش مو روبه رو هستند. دکتر کریمی خرمی می گوید: «ویتامین های گروه ب و روی برای رشد مو نیاز است و در رژیم هایی که این گروه از ویتامین و املاح کم باشد، ریزش مو ایجاد خواهد شد. آهن نیز به عنوان مهمترین املاح در خون سازی برای رشد مو مورد نیاز است.»
به گفته این پزشک متخصص فقر آهن شایع ترین علت ریزش مو در زنان است و از آنجا که در رژیم های غذایی سخت، آهن خون نیز کاهش پیدا می کند گاهی کمبود آهن می تواند عامل ریزش موی شدید در افراد بخصوص زنان باشد. کمبود ویتامین های گروه ب و سوءتغذیه در ریزش مو نقش مهمی دارند. بنابراین مصرف میوه هایی که حاوی این ویتامین هستند، نقش چشمگیری در جلوگیری از ریزش مو دارند. مصرف سبوس گندم، جو، کاهو، گوجه فرنگی، شیر، کدو و انبه نیز از جمله منابع غذایی محسوب می شوند که تأثیر زیادی در رشد و استحکام موها ایفا می کند.»
پوست بزرگترین اندام بدن است که قادر به ترمیم خودش است. دکتر کریمی خرمی متخصص پوست و مو در این باره می گوید: «برای سلامت پوست به ویتامین های آ، ای و سی و املاحی مثل آهن و روی نیاز است. اگر رژیم سنگین باشد، فرد دچار سوءتغذیه می شود. از جمله این عوارض کاهش ویتامین ای است که باعث تیرگی پوست می شود چرا که ویتامین ای یک آنتی اکسیدان است، بر اثر تابش نور آفتاب بر پوست اکسیدان زیادی در پوست ایجاد می شود که این اکسیدان ها باعث تخریب سلولی و التهاب می شوند. ویتامین ث و ای به عنوان آنتی اکسیدان این مواد اکسیدانی را خنثی می کند و اگر این التهاب پوست ادامه پیدا کند تیرگی های بعد از التهاب در پوست ایجاد می شود و پوست را تیره می کند.» 

همچنین به گفته این فوق تخصص پوست و مو، ویتامین آ و دی برای کلاژن سازی لازم است و زمانی که کلاژن سازی بر اثر کمبود ویتامین ها و املاحی مثل روی مختل شود، پوست نازک و افتاده می شود.بنابراین به نظر می رسد استفاده از رژیم غذایی متعادل، مناسب ترین راه برای داشتن یک بدن سالم در تمامی ابعاد است.
دکتر مظهری می گوید: «سیستم دفاعی افرادی که رژیم های غذایی نامناسب می گیرند دچار آشفتگی می شود و این امر باعث اختلال در سیستم بازسازی، رشد و ترمیم بدن می شود. در چنین شرایطی افرادی که در سن رشد قرار دارند، رشدشان متوقف میشود و بدن کسانی که دچار آسیب سلولی شده، قادر به بازسازی بافت آسیب دیده نیست. بنابراین لازم است افرادی که می خواهند رژیم غذایی برای کاهش یا افزایش وزن خود بگیرند باید به اصل تعادل، تنوع و تناسب توجه کنند، بخصوص برای کاهش وزن باید این عمل به آهستگی صورت بگیرد و در آن از تمام گروه های غذایی به مقدار لازم استفاده شود.

[ ۱۳۸۸/۱۱/۳ ] [ ٥:٤۱ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

 

image
   
کودکان و مسائل مالی اگر در کودکی به بچه ها یاد بدهیم که چطور به طریقی که هم برایشان مفرح باشد و هم آموزشی باشد پس انداز کنند، بعد ها بهتر از عهده مدیریت مالی خود برمی آیند
 
از قدیم گفته اند که هر چه بچه زودتر یک زبان بیگانه را یاد بگیرد، سریعتر آنرا یاد گرفته و روانتر آنرا صحبت می کند. درمورد آموزش مسائل مالی هم همینطور است. اگر در کودکی به بچه ها یاد بدهیم که چطور به طریقی که هم برایشان مفرح باشد و هم آموزشی باشد، پس انداز کنند، بعد ها بهتر از عهده مدیریت مالی خود برمی آیند.
یک تحقیق جدید نشان می دهد که با حداقل 10 ساعت آموزش اقتصادی به کودکان، معلمین و خانواده ها میتوانند به طریقی مثبت بر آینده مالی بچه ها و عادات پس انداز کردن آنها تاثیر بگذارند.
یک شروع خوب برای آموزش مسائل مالی به بچه ها این است که به آنها نشان دهیم چطور از پول برای مبادله اجناس و خدمات استفاده می شود. مثلاً به آنها نشان دهیم که چطور با پرداخت پول به صاحب مغازه و دریافت کالا درقبال آن، خرید میکنند. مثلاً دفعه بعد که به خرید می روید، مقدار پول دقیق برای خرید یک کالا را به فرزندتان داده و بگذارید که او پول را به مغازه دار بدهد و بعد که مغازه را ترک کردید درمورد این خرید با آنها صحبت کنید.
6 راه جالب برای آموزش مسائل مالی به بچه ها
تفریح – از پس انداز کردن و خرج کردن یک بازی بسازید. اگر فقط خرج کردن پول برایشان حکم تفریح داشته باشد، دیگر به پس انداز کردن رغبتی نشان نخواهند داد.
برنامه ها – وقتی فرزندتان بعنوان هدیه پولی می گیرد، برای آن پول برنامه بریزید. مثلاً اینکه بخشی یا همه آن را داخل قلکش بیندازد یا در حساب پس اندازش بگذارد. مطمئن باشید که آنها هم این را یاد گرفته و به بچه های خود آموزش می دهند.
توافق – اگر برای کمک کردن در کارهای خانه به فرزندتان پول جایزه بدهید مطمئن باشید که هر کاری که بگویید انجام می دهند. حتی بچه های خیلی کوچک هم می توانند مسئولیت جمع کردن اسباب بازی هایشان را قبول کنند. می توانید روزانه مبلغی را برای انجام برخی کارها برایشان در نظر بگیرید و جایزه بدهید تا فرصتی باشد که یاد بگیرند چطور پول دربیاورند.
پول خردها – خاموش کردن چراغهای اضافی، پس انداز کردن پول خردها و صدقه دادن از جمله کارهایی است که عادات و رفتارهای مثبت در بچه ها ایجاد می کند که یک عمر با آنها می ماند. حتماً برایشان دلیل آن کارها را هم توضیح دهید و بگویید که چه فوایدی با انجام آن کارها نصیبشان می شود. صدقه دادن به آنها یاد می دهد که افراد فقیر هم در دنیا هستند و این یعنی باید برای آنچه که دارند شکرگذار خداوند باشند.
عواقب – وقتی فرزندتان چیزی از شما می خواهد به جای اینکه به او "نه" بگویید، از او بپرسید که دوست دارد با پول خودش آن را بخرد یا نه و برایش توضیح دهید که آنکار چه عواقبی در بر دارد. خواهید دید که نسبت به خرج کردن پول خودشان میل کمتری نشان خواهند داد.
تحسین – درست است که از اشتباهاتمان درس می گیریم اما با تحسین کردن هم یک رفتار مثبت را در فرد تقویت می کنیم و او را تشویق می کنیم که آن کار درست را دوباره انجام دهد چون مورد تحسین و تمجید قرار گرفتن حس خوبی به ما می دهد. وقتی فرزندتان خوب خرج می کند، خوب پس انداز می کند یا صدقه می دهد او را تحسین کنید.
دقت کنید که همیشه با روی باز و اخلاق خوش درمورد مسائل مالی به کودکتان آموزش دهید. برایشان توضیح دهید که چرا می توانند یا نمی توانند برخی چیزها را که دوست دارند بخرند و داشته باشند. شما نمی توانید همیشه به تقاضاهای مالی آنها پاسخ مثبت بدهید.
همچنین به چیزهایی که ممکن است از رفتارهای خود شما اقتباس کند دقت کنید. خوب است که به او یاد بدهید مسائل مالی خانواده مسئله ای خصوصی است و نباید خارج از خانه درمورد آن صحبت کند. اگر با صدای آرام و زمزمه درمورد قبض ها و مخارج خانه با فرزندتان صحبت کنید یاد می گیرد که این مسئله ای است که باید مخفی نگه داشته شود. همچنین باید دقت کنید که از کودکی درمورد مسائل مالی استرس و اضطراب نگیرد چون تا آخر عمر این استرس همراهش خواهد بود.

[ ۱۳۸۸/۱۱/۳ ] [ ٥:٤٠ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

ثروتمندان چه اقداماتی انجام می‌دهند یا چه ویژگی‌هایی دارند که بسیار بیشتر از مردم عادی به موفقیت دست می‌یابند؟ در این مقاله به سه مزیت این افراد اشاره می‌کنیم:

ثروتمندان چه اقداماتی انجام می‌دهند یا چه ویژگی‌هایی دارند که بسیار بیشتر از مردم عادی به موفقیت دست می‌یابند؟ در این مقاله به سه مزیت این افراد اشاره می‌کنیم:

در حوزه کاری خود متخصص شوید
نخست آن‌که در حوزة کاری خود باید به یک متخصص تبدیل شوید. تمام کتاب‌هایی را که در این حوزه وجود دارد بخوانید و دوره‌های آموزشی مربوط را بگذرانید. نکته بعد این که در تمام حوزه‌هایی که برای شرکت و مشتری‌هایتان از بالاترین اهمیت یا بالاترین ارزش برخوردار است تخصص پیدا کنید. نکتة سوم نیز این است که باید محصول یا خدمتی را که ارایه می‌دهید کاملا بشناسید. هدف خود را این تعیین کنید که در حوزه فعالیت خود یک متخصص شناخته شوید. به یاد داشته باشید که فرد متخصص در مقایسه با دیگر افراد از مزیت خاص برخوردار است

مهارت‌های خود را افزایش دهد
دومین نوع مزیت، مهارت است. هرچه در کاری که انجام می‌دهید مهارت بیش‌تری داشته باشید حقوق بالاتری می‌گیرید. 20 درصد بهترین فروشنده‌ها 10 تا 15 برابر 80 درصد دیگران درآمد دارند. برای کسب مهارت سه عامل موثر است. نخست این‌که تصمیم بگیرید از هر جهت در کار خود بهترین باشید. برای رسیدن بها ین هدف هر بهایی را بپردازید. و هر فاصله‌ای را بپیمایید. دوم آن‌که رشد مداوم را هدف خود قرار دهید. هرگز به سطح کنونی توانایی‌ها و مهارت‌های خود راضی نباشید و سوم آن‌که همواره سعی کنید بیش از انتظارات مشتری و رییس به آن‌ها خدمت ارایه دهید. همواره بیش از آنچه برای آن حقوق می‌گیرد فعالیت کنید

پس‌انداز کنید
سومین نوع مزیت پول است. پول منبعی بسیار قدرتمند است و می‌تواند به تنها کمک کند دانش و مهارت خود را در حوزة کاری‌تان افزایش دهید. یکی از دلایل این واقعیت که پول زمینه‌ساز کسب پول بیش‌تر است این است که با پول می‌توان به افزایش توانایی‌های فردی و ارتقای شخصیت رسید یعنی وضعیتی که خود سبب رشد درآمد ما می‌شود. به عبارت دیگر شما از طریق جمع‌آوری منابع مالی که برای دستیابی به اهداف‌تان ضروری است، توانایی رسیدن به استقلال مالی را پیدا خواهید کرد.

در ادامه به دو اقدامی اشاره می‌شود که با انجام آن می‌توانید به استقلال مالی دست پیدا کنید:
همین امروز تصمیم بگیرید در حوزة کاری خود به یک متخصص تبدیل شوید. این را هدف خود قرار داده و برنامه‌ای برای تحقق آن تدوین کنید. بسیار مهم است که هر روز اقدامی جهت نزدیک‌شدن به هدف‌تان طبق برنامه انجام دهید.
در خود عادت پس‌انداز را به وجود آورید. یکی از بزرگان می‌گوید: «اگر نمی‌توانید پس‌انداز کنید، توانایی اصلی دستیابی به اهداف در شما نیست.» عادت به پس‌انداز منظم، شخصیت شما را تغییر می‌دهد و شما را برای استقلال مالی آماده می‌کند.

 

[ ۱۳۸۸/۱۱/۳ ] [ ٥:۳٧ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

نتایج تحقیقات جامعه شناسی و روانشناسی سازمانی و شغلی نشان میدهد  آن دسته از کارمندان که نسبت به نیازهای دیگران بیش از حد حساس بوده و در کل شخصی مطبوع به نظر برسند، بسیار کمتر از دیگران شانس ترفیع مقام خواهد داشت.

دکتر نیکوس بوزیونلوس از دانشگاه شفیلد انگلستان در این زمینه تحقیقات گسترده ای انجام داده است و میگوید دلیل این امر این است که کارمندان مذکور، نیازهای خود را در اولویت قرار نمیدهند. " افراد ملایم و مطبوع استعداد فراوانی در از خودگذشتگی دارند و منافع خود را به خاطر دلخوشی دیگران به خطر می اندازند. وی در اینجا به نکته بسیار مهمی اشاره میکند:" از آنجایی که افراد "خوب" تنها برای رظایت دیگران کار میکنند، معمولا وظایفی کم ارزش و پر زحمت که هیچکس دیگر انجام نمیدهد، به آنان واگذار میشود و این عده در نهایت تنها به انجام اموری می پردازند که در ارتقا حرفه ای آنان هیچ تاثیری ندارد. "

اصولا فرهنگ غالب بر محیط کار نیز، اقتدار را بیشتر میپسندد. گری نامی محقق و نویسنده نیز چنین نظری دارد، به گفته او گاهی خوب بودن آدم را در دردسر میاندازد و موجب استثمار شدن است.
به گفته دکتر لویس فرانکل، افراد خوب به چند روش مختلف پایه کار خود را تحلیل میبرند که در اینجا به پنج مورد از رایج ترین آنها و روشهایی برای خارج شدن از این دایره اشاره شده است. شما:


1.اجازه می دهید اشتباهات دیگران موجب دردسرتان شود:
قبل از اینکه برای هماهنگی با اشتباه شخصی دیگر، کل برنامه زندگی خود را تغییر دهید، نقاط ضعف و قوت پذیرفتن یک خواسته نامعقول را بسنجید. گاهی اوقات برای خاموش کردن آتش شما انتخابی ندارید جز اینکه به سرعت وارد عمل شوید. اما در مقابل زمانهایی نیز وجود دارد که شما در آن حد آزادی عمل دارید که بایستید و بگویید :" این آن چیزی نیست که ما از ابتدا درباره اش گفتگو کرده و به توافق رسیده ایم. از آنجایی که من باید برای انجام این برنامه جدید زمان بیشتری را به بررسی و کار اختصاص دهم، نمیتوانم آنرا در زمان پیشنهاد شده به پایان برسانم." نظر خود را طوری بیان کنید که شخص مقابل متوجه شود که قصد شما ارایه بهترین خدمات ممکن است و شما به همین دلیل به دنبال زمان و امکانات بیشتر هستید. 
 
2. می گذارید دیگران به خاطر ایده های شما امتیاز بگیرند:
تا کنون پیش آمده پیشنهاد جالبی را مطرح کنید و هیچ کس به آن توجهی نکند؟ و آیا متوجه شده اید که این پیشنهاد اجرا شده و شخص دیگری از مزایای آن برخوردار شده است؟ برای جلوگیری از دزدیده شدن ایده هایتان، حتما آنها را به صدای بلند و با اعتماد به نفس بیان کنید یا آنها را به صورت مکتوب برای مقام مسئول بفرستید. 
اگر در جلسه ای بودید که کسی پیشنهاد شما را از طرف خود بیان کرد، با گفتن چیزی مانند این جمله که " به نظر میرسد که شما هم با آنچه من قبلا گفته ام موافق هستید، متشکرم و همینجا اعلام میکنم که در این باره میتوانید روی کمک من هم حساب کنید." توجه دیگران را به خود جلب کنید. 
 
3. در مواقع غیرضروری عذرخواهی  می کنید:
معذرت خواهی را برای زمانی که واقعا خرابکاری کرده اید نگهدارید. اگر دچار اشتباهی شدید که واقعا ارزش عذرخواهی داشته باشد، تنها یک مرتبه پوزش بخواهید و سپس وارد مرحله رفع مشکل شوید. مشکل پیش آمده را به طور واقع بینانه ارزیابی کنید و روشهای برای رفع آن بیاندیشید. همواره از جایگاه برابر با قضیه برخورد کنید. 
برای مثال : " با درنظر گرفتن اطلاعاتی که در ابتدا در اختیار من قرار گرفته بود، من به هیچ وجه نمیتوانستم حدس بزنم که شما چنین انتظاری داشته اید. اگر درباره آنچه در نظر دارید اطلاعات بیشتری به من بدهید، من اصلاحات لازم را اجرا خواهم کرد."

4. بدون وقفه کار می کنید:
از تعطیلات خود استفاده کنید و همچنین ناهار خوردن را فراموش نکنید. بی وقفه کار کردن موجب میشود که سراسیمه، بی کفایت و فاقد مهارت به نظر برسید. این کار بازده شما را هم کم میکند. به گفته کارشناسان برای برخوردار بودن از حداکثر تمرکز و دقت باید هر 90 دقیقه یکبار به خود استراحت بدهید.


 5. کار دیگران را برایشان انجام می دهید.
مواقعی که دیگران بدون اینکه واقعا نیازی باشد، شما را مامور انجام کارهایشان میکنند تشخیص دهید و با تمایل خود برای رفع مشکل همه، مبارزه کنید. تمرین کنید بدون اینکه ناراحت یا عذرخواه به نظر برسید بگویید" خیلی دلم میخواست کمک کنم اما واقعا درگیرم" و گفتگو را ادامه ندهید. 
شکی نیست که خوب بودن به هیچ وجه بد نیست بلکه اگر متوجه اعمال خود باشید و بتوانید تمایل طبیعیتان به کم ارزش دانستن نیازهای خود را کنترل و تعدیل کنید، میتواند محسناتی هم داشته باشد. اما آیا واقعا می خواهید روی سنگ قبرتان بنویسند :در اینجا کسی آرمیده که همواره در محل کار نیازهای دیگران را به خواسته های خود ترجیح میداد ؟

[ ۱۳۸۸/۱۱/۳ ] [ ٥:۳٧ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

 

 

آیا جزء کسانی هستید که قبل از اتمام یک کار آن را رها می کنید؟

 

آیا جزء کسانی هستید که قبل از اتمام یک کار آن را رها می‌کنید؟ آیا توان استفاده از فرصتهای زندگی و شغل را ندارید؟

آیا برای رسیدن به اهداف خود کم تلاش می‌کنید؟ اگر پاسختان به هر یک از این پرسشها مثبت است احتمالاً از موفقیت می ترسید.

اما آیا موفقیت چیز خوبی نیست؟ حتماً پاسخ می‌دهید مسلماً خوب است؛ آیا هنگامیکه خود را موفق می‌بینید افکار منفی در ذهنتان پدید می‌آید؟ مثلا به خود می‌گویید: «اگر موفق شوم مردم مرا دوست نخواهند داشت، احساس خوبی نخواهم داشت یا ارزش‌هایم را از دست خواهم داد؟»

تشخیص ترس از موفقیت دشوار است زیرا تقریباً همیشه این ترس ناخودآگاه است. اگر فکر می‌کنید ترس از موفقیت شما را از پیشرفت باز می‌دارد به هفت توصیه زیر عمل کنید تا به موفقیتی که می‌خواهید و شایستگی‌اش را دارید دست بیاید و از آن لذت ببرید.

1- بهانه های ناموفق بودن را کنار گذارید.

داستان‌هایی را که در آن‌ها علت موفق نبودن خود را توضیح می‌دهید کنار گذارید(برای مثال اینکه: ریس من احمق است. تلاش می‌کنم اما وضع مالی من خوب نیست یا دیگران از من خوش شانس‌تر هستند و ...)

2- به بازخوردها گوش دهید.

هنگامیکه دیگر افراد به شما می‌گویند در حال هدر دادن تلاش‌هایتان هستید، به دقت به سخنان ایشان گوش دهید. اجازه دهید دوستان و همکاران از شما حمایت کنند. اغلب اوقات آنها متوجه می‌شوند شما از مسیر پیشرفت خارج شده‌اید و موانعی در برابر راه خود به وجود آورده‌اید . با دقت در سخنان آنها، بازخورد‌های مثبت را تشخیص داده و زا آن برای درک دقیق  وضعیت خود استفاده کنند. چون دیگران از بیرون به شما می‌نگرند، چیزهایی را می‌بینند که خودتان ممکن است متوجه آن نشوید.

3- خود را خوشحال و موفق تصور کنید.

تصور کنید پس از اتمام پروژه‌ای که کنار گذاشته‌اید چه میزان شاد و خوشحال خواهید بود. این تصویر ذهنی انگیزه کافی برای از سر گرفتن کار را به شما خواهد داد.

4- تفکر«همه یا هیچ» را کنار گزارید.

آیا هنگامیکه به موفقیت فکر می‌کنید، بدترین چیزها را نیز به ذهن راه می‌دهید. برای مثال آیا به خود می‌گویید: «نمی‌توانم در شغل خود ارتقاء  پیدا کنم زیرا در این صورت خانواده‌ام را فراموش خواهم کرد؟» دستیابی به یک چیز لزوماً به معنای از دست دادن چیز دیگر نیست. در فاصله دام ذهن خود نیفتید. هیچ کس تضمین نکرده اگر در یک زمینه موفق شوید، در زمینه دیگر دچار مشکل خواهید شد.

5- ارزش‌هایتان را از دست نخواهید داد

گاه افراد به شکلی بسیار مبهم تصور می‌کنند اگر موفقیتی کسب کنند ارزشهایشان را از دست خواهند داد اما لزوماً این طور نیست. هر کس باید دقیقا بداند به چه ارزش‌هایی معتقد است. اگر برای صداقت ارزش قایل هستید، آن را حفظ کنید صرف نظر اینکه چه میزان پلکان ترقی را بالا می‌برید.

6- به دیگران کمک کنید

دیگران به توانایی‌ها  و مهارت‌های ما نیاز دارند. اگر موفق نباشید چیزی برای ارایه به دیگران نخواهید داشت .

7- مطمئن باسید موفقیت ناراحتتان نخواهد کرد

موفقیت اگر با حفظ ارزشهای اصیل همراه باشد به ارتقای شخصی شما کمک می‌کند . خود موفقیت مشکل آفرین نیست اما مقدماتی می‌خواهد که باید مهیا شود. البته حتماً می‌ارزد که این مقدمات را مهیا کنید. زندگی نتو.انستن بدترین زندگیهاست.

اما نکته مهم این است که موفقیت مسئولیت می‌آورد. خیلی صریح از خود بپرسید آیا مسئولیت پذیر هستید؟

 

[ ۱۳۸۸/۱۱/۳ ] [ ٥:٢۸ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

image
دیگر کارها را به تعویق نیندازیم
تا کنون به این موضوع فکر کرده اید که اگر سر وقت کارهای خود را انجام دهید به چه موقعیت های در زندگی دست پیدا خواهید کرد

 


آمارها نشان می دهد بیش از شصت درصد مردم هر روز حداقل یک کار ضروری یا بخشی از برنامه های خود را به تعویق می‌اندازند. در این مقاله روشهایی برای حل این مشکل مطرح می شود. البته تنها در صورتی این توصیه ها کمک خواهند کرد که اجرای آنها را به تعویق نیاندازید!

 

قدم نخست: به این فکر کنید که چرا کارها را به تعویق می‌اندازید. از خود بپرسید آیا از ناکامی در انجام کار مورد نظر می ترسم؟ آیا یک کمال طلب هستم و تنها هنگامی کار را آغاز می کنم که تمام جزئیات و مقدمات آن به درستی مهیا شده باشد؟ آیا به راحتی تمرکز من به هم می خورد و کارها را رها می کنم؟ آیا انگیزه کافی برای انجام کار مورد نظر ندارم؟ و ...

 

قدم دوم : پروژه ها و کارهای بزرگ را به قطعات کوچکتر تقسیم کنید و هریک از این قطعات را بطور جداگانه انجام دهید. به یاد داشته باشید یک کتاب چهارصد صفحه‌ای هرگز یک شبه نوشته 
نمی‌شود.

 

قدم سوم: مهلت‌هایی برای اتمام هر کار تعیین کنید. برای خود مهلت‌های کوچک برای کارهای کوچک تعیین کنید برا ی مثال خود را ملزم کنید طی یک ساعت آینده پنج صفحه از یک کتاب را بخوانید.

 

قدم چهارم: در قطعات کوچک زمان و نه دوره‌های طولانی، خود را به انجام وظایفی ملزم کنید. برای مثال سعی کنید یک ساعت مطالعه کنید سپس اندکی استراحت کنید.

 

قدم پنجم: کار را با انجام آسانترین بخش یک کار یا پروژه بزرگ آغاز کنید. برای مثال اگر مشغول نوشتن یک مقاله علمی هستید و متوجه می شوید نوشتن مقدمه دشوار است، ابتدا اصل مطلب را بنویسید.

 

قدم ششم: از کمک دیگران استفاده کنید. به همکاران یا اعضای خانوادهتان قول دهید کاری را در زمانی خاص به پایان می‌رسانید. از دیگر روشها نیز می توانید برای حفظ پایبندی خود در انجام کارها استفاده کنید.

 

قدم هفتم: اجازه ندهید تمرکزتان از بین برود اگر نمی توانید در محیط پر سروصدا کار کنید به جایی ساکت بروید. تلویزیون، رادیو و هر چیز دیگری را که شما را از انجام وظیفه در دست اجرا باز می‌دارد، خاموش کنید.

[ ۱۳۸۸/۱۱/۳ ] [ ٥:٢٦ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

 

سه اصل برای رسیدن به موفقیت:

١.بیشتر از دیگران بیاموز

٢.بیشتر از دیگران کار کن

٣.کمتر از دیگران توقع داشته باش

 ویلیام شکسپیر

 

 

[ ۱۳۸۸/۱۱/٢ ] [ ٧:٢٤ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

 

راههایی برای افزایش سرعت در مطالعه

امیدوارم موثر باشن و به دردتون بخورن


 1 - استفاده از تمرینات تصویر سازی ذهنی (بخش بهره وری)
2- کم کردن زمان
3 - انعطاف و مطالعه همراه با کم کردن زمان
4 - استفاده از کارت های مخصوص
5 - خواندن روزنامه ها و مجلات 
6- استفاده موثر از نیروی تلقین مثبت 
7- عادت دادن چشم به سرعت و انعطاف
8 - تمرین جستجو (کلمه - پاراگراف)
9- تمرین معمولی خط بردن (با درک معمولی توسط کتابهای داستانی ساده )
10- تمرین ورق زدن (همراه با خط بردن مارپیچی، ...S  ) 
11- تمرین عبارت خوانی ، پاراگراف خوانی، ناحیه خوانی، صفحه خوانی
12 - تمرین با استفاده از تکنیک های مختلف بصری(در شکل های مختلف استفاده از راهنمای دید)
13- ثبت دقیق زمان شروع و خاتمه در مطالعه
14 - تخمین زدن زمان و مقدار و محدود کردن منطقی آن (اصل Parkinson  ) 
15- مشخص کردن دقیق انتظارات مثبت از خود قبل از خواندن (پدیدهPygmalion )
16- فیلمبرداری و استفاده از نیروی تجسم در حین خواندن (تمرین دقیق لازم است)
17- رعایت اولویت در خواندن(اجرای دقیق سیستم های چند مرحله ای به نوبه خود باعث تقویت تند خوانی می شود)
18- استفاده از نیرو های حاصل از بار عاطفی در هنگام انجام تمرینات تند خوانی
19 - تداعی سازی تند خوانی با کلیه حرکات سرعتی و همراه با تمرکز 
20- استارت زدن قبل از شروع
21 - عدم توجه به وسوسه های بیان درونی در هنگام تمرینات تند خوانی 
22- ابداع روش های موثرتر در راه پرورش ذهن و خلاقیت و قوه تجسم
23 - خواندن تابلوها و تیترهای مکان های مختلف، فقط با یک نگاه و پرسش چشم
24 - توانایی در یادآوری مطالب خوانده شده بلافاصله پس از دیدن و خواندن باعث آماده سازی ذهن برای سرعت و درک بهتر می شود.
25- از هر فرصت کوتاهی برای تمرین تند خوانی استفاده کنید.

 

[ ۱۳۸۸/۱۱/٢ ] [ ٩:٤٧ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

 

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد. او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود.

پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد: «پسر عزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم. من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد. من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی. دوستدار تو پدر.»

چند روز بعد، پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد: «پدر، به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کرده ام.»

۴ صبح فردای آن روز، ١٢ نفر از مأموران اف بی آی و افسران پلیس محلی وارد مزرعه شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند. پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند؟ پسرش پاسخ داد: «پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار. این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم.»

[ ۱۳۸۸/۱٠/٢٩ ] [ ٥:٠٩ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

پسرک از پدر بزرگش پرسید:

" پدر بزرگ درباره چه مینویسی؟ "

پدر بزرگ پاسخ داد : درباره تو پسرم اما مهم تر از آنچه مینویسم ، مدادی است که با آن مینویسم. میخواهم وقتی بزرگ شدی تو هم مثل این مداد باشی.

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید.

گفت : " این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام ".

پدربزرگ گفت : بستگی دارد چطور به آن نگاه کنی. در این مداد 5 صفت است که اگر بدستشان بیاری برای تمام عمرت به آرامش میرسی.

صفت اول : میتوانی کارهای بزرگ کنی اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تورا هدایت میکند. اسم این دست خداست . او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.

صفت دوم : باید گاهی از آنچه مینویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این کار هرچند باعث میشود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار نوکش تیزتر میشود و اثری هم که از خودش به جا میگذارد ظریف تر و باریک تر است. پس باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج ها باعث میشود انسان کاملی شوی.

صفت سوم: مداد همیشه اجازه میدهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم. تصحیح یک کار خطا نه تنها کار بدی نیست بلکه برای اینکه خودت را در مسیر صحیح نگهداری، لازم و ضروری هم هست.

صفت چهارم : چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ؛ زغال داخل آن اهمیت دارد. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.

 و سرنجام پنجمین صفت: مداد همیشه اثری از خود بجا میگذارد. پس هرکاری در زندگی ات میکنی ردی از تو به جا میماند. سعی کن نسبت به هرکاری که انجام میدهی هوشیار باشی و بدانی چه میکنی.

 

 

پینوشت: این نوشته برگرفته از یک شماره از مجله همشهری جوان در سال گذشته است. متاسفانه نام نویسنده درج نشده است.


[ ۱۳۸۸/۱٠/٢٧ ] [ ٤:۳۳ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

تست جالب روانشناسی : شخصیت خود را محک بزنید (علمی)

به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید جمع بزنید. حاضرید؟ پس شروع کنید:

شک نکنید: شخصیت خود را محک بزنید


The image “http://www.myup.ir/files/amfmv5akzphyjruakzz7.gif” cannot be displayed, because it contains errors.


ادامه مطلب
[ ۱۳۸۸/۱٠/٢٢ ] [ ٥:٤٥ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

کوئیز زیر از چهار سؤال تشکیل شده که به شما خواهد گفت آیا برای این که

 یک مدیر حرفه‌ای باشید، شایستگی لازم را دارید یا نه؟

 

سؤال‌ها مشکل نیستند. در مورد هر سؤال اول سعی کنید خودتان پاسخ

بدهید و بعد پاسخ را بخوانید تا ببینید درست جواب داده‌اید یا خیر.

   

The image “http://www.myup.ir/files/amfmv5akzphyjruakzz7.gif” cannot be displayed, because it contains errors.


 

 


ادامه مطلب
[ ۱۳۸۸/۱٠/٢٢ ] [ ٥:٢٧ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

خیلی ها وقتی اسم عبارت «مهندسی اجتماعی» را می شنوند فکر می کنند که با یک جور رشته تخصصی کامپیوتری روبرو هستند. اما برعکس، مهندسی اجتماعی یک روش برای دسترسی به اطلاعات است که در آن از مهارت های فنی و مهندسی استفاده نمی شود. بلکه از مهارت های اجتماعی بهره برداری می شود.

بگذارید ماجرا را با یک مثال شرح دهیم. شما در دفتر کارتان در اداره نشسته اید و مشغول کار هستید. تلفن زنگ می زند. گوشی را برمی دارید. من پشت تلفن هستم و خودم را محمدی مسوول شبکه سازمان معرفی می کنم. به شما می گویم که ما در حال انجام تغییراتی روی سیستم مدیریت نامه های اداری هستیم و از شما می خواهم که هم اکنون رمز عبور حساب کاربری تان را به e54eFg5 تغییر دهید


ادامه مطلب
[ ۱۳۸۸/۱٠/۱۸ ] [ ۸:۳٥ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

افراد ثروتمند و میلیونر خود ساخته باهوش تر و برتر از شما نیستند. اما آنها از یک سری اسرار ویژه برای ثروتمند شدن بهره گرفته اند که شما نیز میتوانید با پیروی از آنها حداقل کسب و کار خود را رونق بخشید.

1- رویاهای بزرگی در سر داشته باشید. افکار بزرگ زندگی شما را متحول خواهد ساخت.


ادامه مطلب
[ ۱۳۸۸/۱٠/۱۸ ] [ ۸:۱٦ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

نگاهی به درخت ســـیب بیندازید. شاید پانـــصد ســـیب به درخت باشد که هر کدام حاوی ده دانه است. خیلی دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسیم «چرا این همه دانه لازم است تا فقط چند درخت دیگر اضافه شود؟»

اینجا طبیعت به ما چیزی یاد می دهد. به ما می گوید:

«اکثر دانه ها هرگز رشد نمی کنند. پس اگر واقعاً می خواهید چیزی اتفاق بیفتد، بهتر است بیش از یکبار تلاش کنید.»

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ ۱۳۸۸/۱٠/٤ ] [ ٥:٥٦ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آخرين مطالب
لینک دوستان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
بک لينک