پروانگی
قالب وبلاگ

چارلی چاپلین میگوید: وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده

To fall in love

عاشق شدن

 

To laugh until it hurts your stomach

.آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

 

To find mails by the thousands when you return from a

vacation.

بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی

هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place.

برای مسافرت به یک جای خوشگل بری

 از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید 

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ ] [ ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

زندگی را نخواهیم فهمید اگر از همه گل‌های سرخ دنیا متنفر باشیم فقط چون در کودکی وقتی خواستیم گل‌سرخی را بچینیم خاری در دستمان فرو رفته است؟

 زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر آرزو کردن و رویا دیدن را از یاد ببریم و جرات زندگی بهتر داشتن را لب تاقچه به فراموشی بسپاریم فقط به این خاطر که در گذشته یک یا چند تا از آرزوهایمان اجابت نشدند.

 زندگی را نخواهیم فهمید اگرعزیزی را برای همیشه ترک کنیم فقط به این خاطر که در یک لحظه خطایی از او سر زد و حرکت اشتباهی انجام داد.

 زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر درس و مشق را رها کنیم و به سراغ کتاب نرویم فقط چون در یک آزمون نمره خوبی به دست نیاوردیم و نتوانستیم یک سال قبول شویم.

 زندگی را نخواهیم فهمید اگر دست از تلاش و کوشش برداریم فقط به این دلیل که یک بار در زندگی سماجت وپیگیری ما بی‌نتیجه ماند.

 زندگی را نخواهیم فهمید اگر همه دست‌هایی را که برای دوستی به سمت ما دراز می‌شوند، پس بزنیم فقط به این دلیل که یک روز، یک دوست غافل به ما خیانت کرد و از اعتماد ما سوءاستفاده کرد.

 زندگی را هرگز نخواهیم فهمید اگر فقط چون یکبار در عشق شکست خوردیم دیگر جرات عاشق شدن را از دست بدهیم و از دل‌بستن بهراسیم.

 زندگی را نخواهیم فهمید اگر همه شانس‌ها و فرصت‌های طلایی همین الان را نادیده بگیریم فقط به این خاطر که در یک یا چند تا از فرصت‌ها موفق نبوده‌ایم.

 زندگی را نخواهیم فهمید اگر از ترس زمین خوردن هرگز قدم در جاده نگذاریم.

 فراموش نکنیم که بسیاری اوقات در زندگی وقتی به در بسته‌ای می‌رسیم و یک‌صد کلید در دستمان است، هرگز نباید انتظار داشته باشیم که کلید در بسته همان کلید اول باشد. شاید مجبور باشیم صبر کنیم و همه صد کلید را امتحان کنیم تا یکی از آنها در را باز کند. گاهی اوقات کلید صدم کلیدی است که در را باز می‌کند و شرط رسیدن به این کلید امتحان کردن نود‌ و نه کلید دیگر است. یادمان باشد که زندگی را هرگز نخواهیم فهمید اگر کلید صدم را امتحان نکنیم فقط به این خاطر که نود و نه کلید قبلی جواب ندادند. از روی همین زمین خوردن‌ها و دوباره بلندشدن‌هاست که معنای زندگی فهمیده می‌شود و ما با توانایی‌ها و قدرت‌های درون خود بیشتر آشنا می‌شویم.

 از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید 

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ ] [ ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متآثر است.

علت ناراحتی اش را پرسید.پاسخ داد:

در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم.سلام کردم.

جواب نداد و با بی اعتنایی و خود خواهی گذشت و رفت

و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.

سقراط گفت:  چرا رنجیدی؟ مرد با تعجب گفت:

خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است.

سقراط پرسید: اگر درراه کسی را می دیدی که به زمین افتاده

 و از درد و بیماری به خود می پیچد

 ایا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟

 مرد گفت: مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم .

آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود.

سقراط پرسید:  به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟

مرد جواب داد: احساس دلسوزی و شفقت

و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم.

سقراط گفت: همه این کارها را به خاطر آن می کردی

که او را بیمار می دانستی 

 آیا انسان تنها جسمش بیمارمی شود؟

و آیا کسی که رفتارش نا درست است روانش بیمار نیست؟

اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟

بیماری فکری و روان  نامش غفلت است 

و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد

و به او طبیب روح و داروی جان رساند.

پس از دست هیچ  کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر

و آرامش خود را هرگز از دست مده

بدان که هروقت کسی بدی می کند در آن لحظه بیماراست

 از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید 

 

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ ] [ ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید 

بسیاری از زنان جامعه ما نمی دانند که بستن سوتین به مدت طولانی ارمغانی به جز سرطان برای آنها ندارد.

به گزارش گروه ترجمه سامانه خبری سلامت نیوز، برای سالهای طولانی، اغلب مقالات به دلایلی از عوامل ایجاد کننده سرطان سینه مثل نا مناسب بودن تغذیه ، ورزش نکردن و..... به عنوان عوامل اصلی زمینه ساز این بیماری که بیشترین میزان مرگ ومیر زنان را در 2 دهه اخیرداشته ،اشاره می کردند.

این مطالعات قاعدتا باید قابل قبول باشند ولی خانمهایی که در طرح Linda Mccarthey شرکت کردند، زنانی مذهبی ،گیاهخوارو ورزشکار بودند که شانسی دردوری از سرطان سینه نداشتند. شاید اغلب مقالات متقاعد کننده ای که تا کنون در ارتباط با سرطان سینه دیده شدهمربوط به پوشیدن سوتین باشد.

درمطالعاتی که در مورد سرطان سینه وارتباطش با سوتین در آمریکا انجام شده ، متوجه شده اند که زنان مبتلا به سرطان سینه سابقه ای در پوشیدن سوتین های تنگ ورزشی وطولانی مدت آنها داشته اند.

درحقیقت تقریبا تمام افرادی که سرطان سینه داشته اند بیش از 12 ساعت در روز سوتین پوشیده اند.

وقتی یک خانم سوتین تنگ ومحکم می پوشد ،سینه هایش را تحت فشار قرار می دهد،در نتیجه راههای لنفاوی سینه بسته می شود ونهایتا در آن ایجاد برجستگی می کند.این عامل باعث می شود مایعی که به تدریج انباشته شده است، متورم وحساس شده وبه شکل کیست در بیاید . ضمن این که سموم نیز باید از طریق عروق لنفاوی به بیرون رانده شوند.

به هر حال در یک سینه با سوتین محکم وتنگ این مراحل به خوبی انجام نمی شود ودرنتیجه سموم درسینه ها تجمع می یابند. در واقع سوتین ها عامل ایجاد سینه های بیمار هستند.سوتین ها حمایت ساختگی وغیرواقعی از سینه ها به عمل می آورند ودر واقع بدن انسان قدرت نگهداری ازسینه ها توسط خودشان راازدست می دهند و به همین دلیل اغلب خانمها بدون سوتین احساس نا خوشایندی دارند.

پس برای پیشگیری از سرطان سینه نباید سوتین های تنگ پوشید و حتی در صورت امکان بدون آن بخوابید.

یک نکته قابل توجه آن است که میزان موفقیت برای بازگشت از سینه فیبروتیک حتی برای افرادی که 15-10 روز بدون سوتین بوده اند بسیار بالا بوده است. ثابت شده است بسیاری از خانمهایی که بدون سوتین بوده اند به طور معجزه آسایی بیماری آنها بهبودی یافته است

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ ] [ ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]

image
دیگر کارها را به تعویق نیندازیم
تا کنون به این موضوع فکر کرده اید که اگر سر وقت کارهای خود را انجام دهید به چه موقعیت های در زندگی دست پیدا خواهید کرد

 


آمارها نشان می دهد بیش از شصت درصد مردم هر روز حداقل یک کار ضروری یا بخشی از برنامه های خود را به تعویق می‌اندازند. در این مقاله روشهایی برای حل این مشکل مطرح می شود. البته تنها در صورتی این توصیه ها کمک خواهند کرد که اجرای آنها را به تعویق نیاندازید!

 

قدم نخست: به این فکر کنید که چرا کارها را به تعویق می‌اندازید. از خود بپرسید آیا از ناکامی در انجام کار مورد نظر می ترسم؟ آیا یک کمال طلب هستم و تنها هنگامی کار را آغاز می کنم که تمام جزئیات و مقدمات آن به درستی مهیا شده باشد؟ آیا به راحتی تمرکز من به هم می خورد و کارها را رها می کنم؟ آیا انگیزه کافی برای انجام کار مورد نظر ندارم؟ و ...

 

قدم دوم : پروژه ها و کارهای بزرگ را به قطعات کوچکتر تقسیم کنید و هریک از این قطعات را بطور جداگانه انجام دهید. به یاد داشته باشید یک کتاب چهارصد صفحه‌ای هرگز یک شبه نوشته 
نمی‌شود.

 

قدم سوم: مهلت‌هایی برای اتمام هر کار تعیین کنید. برای خود مهلت‌های کوچک برای کارهای کوچک تعیین کنید برا ی مثال خود را ملزم کنید طی یک ساعت آینده پنج صفحه از یک کتاب را بخوانید.

 

قدم چهارم: در قطعات کوچک زمان و نه دوره‌های طولانی، خود را به انجام وظایفی ملزم کنید. برای مثال سعی کنید یک ساعت مطالعه کنید سپس اندکی استراحت کنید.

 

قدم پنجم: کار را با انجام آسانترین بخش یک کار یا پروژه بزرگ آغاز کنید. برای مثال اگر مشغول نوشتن یک مقاله علمی هستید و متوجه می شوید نوشتن مقدمه دشوار است، ابتدا اصل مطلب را بنویسید.

 

قدم ششم: از کمک دیگران استفاده کنید. به همکاران یا اعضای خانوادهتان قول دهید کاری را در زمانی خاص به پایان می‌رسانید. از دیگر روشها نیز می توانید برای حفظ پایبندی خود در انجام کارها استفاده کنید.

 

قدم هفتم: اجازه ندهید تمرکزتان از بین برود اگر نمی توانید در محیط پر سروصدا کار کنید به جایی ساکت بروید. تلویزیون، رادیو و هر چیز دیگری را که شما را از انجام وظیفه در دست اجرا باز می‌دارد، خاموش کنید.

[ ۱۳۸۸/۱۱/۳ ] [ ٥:٢٦ ‎ق.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آخرين مطالب
لینک دوستان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
بک لينک