پروانگی
قالب وبلاگ

 

 

نام من عشق است آیا میشناسیدم؟

 

زخمی ام زخمی سرا پا میشناسیدم ؟

 

با شما طی کرده ام راه درازی را

 

خسته هستم ، خسته ، آیا میشناسیدم؟

 

راه ششصدســاله‌‏ای از دفتر "حــافظ"

 

تا غزل‌‏های شما، ها! می‌‏شناسیدم؟

 

این زمانم گــــرچه ابر تیره پوشیده‌است

 

من همان خورشیدم اما، می‌‏شناسیدم

 

پای ره وارش شکسته سنگلاخ دهر

 

اینک این افتاده از پا، می‌‏شناسیدم؟

 

می‌‏شناسد چشم‌‏هایم چهره‌‏هاتان را

 

همچنانی که شماها می‌‏شناسیدم

 

اینچنین بیگــــانه از من رو مگردانید

 

در مبندیدم به حاشا!، می‌‏شناسیدم!

 

من همان دریایتان ای رهروان عشق

 

رودهای رو به دریـــا! می‌شنـاسیدم

 

اصل من بــــودم , بهــانه بود و فرعی بود

 

عشق"قیس"و حسن"لیلا" می‌‏شناسیدم؟

 

در کف "فرهـاد" تیشه من نهادم، من!

 

من بریدم "بیستون" را می‌شناسیدم

 

مسخ کرده چهره‌‏ام را گرچه این ایام

 

با همین دیدار حتی می‌‏شنـاسیدم

 

من همانم, آَشنــای سال‌‏هـای دور

 

رفته‌‏ام از یادتان!؟ یا می‌‏شناسیدم!؟

 

 

 

« حسین منزوی »

 

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٥ ] [ ۸:٤٥ ‎ب.ظ ] [ زینب ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آخرين مطالب
لینک دوستان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
بک لينک